تماس با ما

به گزارش خبردونی، یاشاریوسفی، منتقد سینما، در یک نشست درباره فیلم «دختر چپ دست» عنوان کرد که اثر مذکور متشکل از گره‌های کوچک و پیرنگ‌های متعدد است، اما این عناصر به یک خط روایی منسجم تبدیل نمی‌شوند. وی افزود که بحران‌های اصلی داستان، از جمله رابطه مادر با شوهر سابق و فداکاری او، به درستی شکل نگرفته‌اند و به کندی توسعه می‌یابند.

وی همچنین بیان داشت که فیلمساز قادر به پردازش مسائل اجتماعی و عاطفی موجود نیست و ارتباطات احساسی سطحی باقی می‌مانند. این کمبود عمق در کاراکترها و عدم همذات‌پنداری مخاطب موجب بی‌نتیجه ماندن تقابل‌ها می‌شود.

محسن سلیمانی فاخر، نویسنده و منتقد سینما، نیز گفت که عنوان فیلم فراتر از یک ویژگی فیزیکی است و چپ‌دستی را نشانه‌ای از تفاوتی می‌داند که جامعه نمی‌تواند آن را بپذیرد. او اظهار داشت که فیلم از طریق زندگی یک کودک، پیچیدگی‌های هنجارساز خانواده و جامعه را به نمایش می‌گذارد.

سلیمانی فاخر افزود که فیلم تصویری روشن از زندگی زنانه در حاشیه اقتصادی شهری ارائه می‌دهد و شخصیت‌ها قهرمانان بزرگ نیستند، بلکه افراد معمولی‌ای هستند که با چالش‌های زیادی مواجه‌اند. او سه نوع واکنش زنانه نسبت به فشارهای اقتصادی و اجتماعی را نمایندگی می‌کند.

وی همچنین به تأثیر مفهوم حفظ آبرو در جامعه مدرن اشاره کرد و گفت که نگرانی‌های مادران در تصمیم‌گیری‌ها از نگاه اجتماعی ناشی می‌شود، و آبرو به نوعی سرمایه اجتماعی تبدیل شده است. بر خلاف تصور، خرافات هنوز در زندگی معاصر به شکلی تغییر یافته وجود دارند و مدرنیته به معنای رهایی از این ساختارها نیست.

در نهایت، سلیمانی فاخر از نقاط ضعف فیلم یاد کرد و گفت که انبوه ایده‌ها و ناهنجاری‌ها باعث گسیختگی روایت شده و این پراکندگی مانع از پرداختن عمیق به موضوعات می‌شود. چنین شتابی در بیان مشکلات معمولاً معرف آثار کارگردانان تازه‌کار است.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *