نخستین دیدار با فیلم، تماشاگر را با صحنههای زیبا و طراحیهای دقیق محیطی مواجه میکند. بازسازی معماری ایرانی، طراحی شخصیتهای معتبر و حرکات نسبتا روان انیمیشن سهبعدی، نشان از توانمندی تیم تولید و عزم برای ارتقای کیفی بصری دارد. این تلاش در تولید انیمیشن ایران قابل تحسین و امیدوارکننده است.
اما این قدرت فنی با شروع دیالوگها و روایت رنگ میبازد. داستان در دام کلیشههای اسطورهای و تربیتی گرفتار میشود و از سطح شعار و پیام مستقیم فراتر نمیرود. شخصیتها فاقد عمق و تحول هستند و بهجای اینکه از واقعیت یا خیالپردازی واقعی شکل بگیرند، از روی معیارهای از پیش تعیینشده به وجود آمدهاند. دیالوگها مصنوعی و بیروح به نظر میرسند و بیشتر شبیه متنی درسی هستند تا گفتوگوهای زیبا در دنیای خیالی. همچنین، شوخیهای مکرر فیلم به گونهای است که باعث خستگی بیننده میشود و نمیتواند جذابیت لازم را به ارمغان آورد.
ضعف فیلمنامه در “نگهبانان خورشید” نشانهای از یک مشکل ساختاری در تولید انیمیشن ایران است. این مشکل طی سالها توسط فیلمنامهنویسان این حوزه بهوضوح قابل مشاهده بوده است. هنگام نگارش فیلمنامه برای انیمیشنهای سریالی، بارها دیدهام که فاز تولید فنی بر خلق روایت مقدم میشود. فیلمنامه بهعنوان یک مرحله اداری و حاضر کردن سریع تلقی میشود، نه بهعنوان روح اثر؛ این امر باعث میشود که فرصتی برای پژوهش یا شخصیتپردازی عمیق وجود نداشته باشد. بهعبارتی، کمبود بودجه به توسعه فیلمنامه تاثیر گذاشته و در نتیجه، متون ایجاد شده عمدتاً فاقد عمق و خلاقیت هستند.
این رویکرد فرمالیته باعث ایجاد آثاری میشود که فاقد تنش دراماتیک و طنز طبیعی هستند. حتی بخشهای موسیقی نیز به عناصری بیربط تبدیل میشوند و تنها برای پرکردن یک چارچوب از پیش تعیینشده به فیلم افزوده میشوند.
این فیلم به وضوح نشان میدهد که توانایی ساخت و تولید وجود دارد، اما سوال اینجاست که آیا ارادهای برای ایجاد آثار با کیفیت در میان تولیدکنندگان ایرانی وجود دارد؟ آینده انیمیشن ایران بستگی به این پرسش دارد.










