فیلم جدید سروش صحت، «استخر»، با کارهای پیشین این کارگردان تفاوتهای قابل توجهی دارد. این اثر از نظر سطح کمدی، موضوع، داستان و بازیها نمیتواند به پای فیلم معروف «صبحانه» برسد. در حالی که «صبحانه…» با پیامها و اندیشههای فلسفی عمیق خود در سطح «کتابباز» قرار داشت، «استخر» بیشتر تلاش میکند تا به روشهای فرمی و ساختاری بپردازد و به بینندگان بیاموزد که زندگی لحظهای است.
این فیلم سعی دارد از طریق قابهای متراکم و با استناد به اندیشههای نوافلاطونی به تماشاگران خود بیاموزد که به ارزش لحظات زندگی توجه کنند. با این حال، روایت داستان در «استخر» گاهی خستهکننده و با ضربآهنگی کُند به نظر میرسد و از ارائه این اندیشهها کاسته است.
«استخر» به نوعی تلاش ناکام برای بیان فلسفه زندگی، جدایی عاطفی و مرگ است، اما این موضوعات در قالبی تکراری و سطحی ارائه شدهاند. به این ترتیب، مشخص نیست که این فیلم به خوبی بتواند بر احساسات تماشاگران تأثیر بگذارد. در نهایت، گرچه «استخر» به لحاظ بصری و در موقعیتهای کمدی و احساسی جذاب است، اما عمق کمتری از آنچه که انتظار میرفت دارد و به نظر میرسد که پیامی سرد و کمنفوذ را منتقل میکند.











