به گزارش خبرآنلاین، روزنامه جوان در نقدی بر فیلم «خواب» به کارگردانی مانی مقدم، به بررسی محتوای این اثر پرداخته است. در این فیلم، رفتارهای دگماتیک یک زوج مذهبی و چالشهای زندگی زناشویی آنها مورد نمایش قرار گرفته است. منتقدان معتقدند که فیلم با تأکید بر مشکلات روانی شخصیت اصلی، مجتبی، ناشی از تعصبات مذهبی و محدودیتهای شرعی، تلاش دارد تا این مشکلات را به سبک زندگی دینی و مذهبی پیوند دهد. همچنین، بر این نکته تأکید شده که ریاکاری و عدم صداقت، ریشه بسیاری از معضلات روانی مجتبی هستند.
فیلم «خواب» که نخستین اثر بلند سینمایی مانی مقدم است، در جشنواره فجر به نمایش درآمد و داستان آن حول زندگی مردی به نام مجتبی با بازی رضا عطاران میچرخد. او با علائم اختلال خواب و تجربیات داخلی درگیر است که از ناگفتههای گذشتهاش نشأت میگیرد و در واقع، بیانگر تردیدها و آرزوهایش است.
تحلیلگران بر این عقیدهاند که لایههای عمیقتری در فیلمنامه وجود دارد که نشاندهنده تأثیرات منفی تفکرات مذهبی بر شخصیت اصلی است. صحنههای مرتبط با دعا و نماز در فیلم، به گونهای به نمایش درآمده که شائبه استهزا و کاهش احترام به این مفاهیم را ایجاد میکند. به باور منتقدان، کارگردان تلاش دارد تا ناکامیهای زناشویی مجتبی را به فشارهای مذهبی نسبت دهد که بیعدلانه به جامعه مذهبی نسبت داده شده است.
در نشست خبری فیلم، مانی مقدم توضیح داد که در نگارش این اثر، تجارب شخصی خود را مدنظر قرار داده و خوابهای تکراری که خود در گذشته تجربه کرده، الهامبخش او بوده است. وی همچنین تأکید کرد که هدفش از به تصویر کشیدن مشکلات این شخصیت نه ایجاد اسلامهراسی بلکہ بازتابی از واقعیتهای اجتماعی و روانی است.فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی که هدایت آن را بر عهده دارد، با موضوعاتی چون جامعه و وجود انسان در سایه محدودیتها سر و کار دارد. این فیلم به بررسی دوگانگیهای موجود در زندگی امروزی میپردازد، اما به نظر میرسد پیامهای نهفته آن با آنچه کارگردان در اظهاراتش بیان کرده، همخوانی ندارد. شخصیتهای اصلی فیلم به شکل مشخصی به تصویر کشیده شدهاند که به نوعی شیوه زندگی خاص آنها را نمایان میکند. در حالی که کارگردان اظهار میکند که هیچ مشکلی با مذهب و مذهبدارها ندارد، این توجیه به نظر نمیرسد قانعکننده باشد.
به عقیده بسیاری، فیلم بیشتر از آنکه یک اثر عمیق شناختی یا فلسفی باشد، ایدهای جذاب و دیدهنشدنی است که میتوانست در صورت ارائهای عاری از سوگیری و برچسبزنی، موفقیت بیشتری کسب کند. متأسفانه این امر در فیلم کمرنگ شده است. پایانبندی نیز به گونهای است که مخاطب را در حالت معلقی باقی میگذارد و او را گیج و سردرگم از سالن بیرون میفرستد، شباهتی به آثار اصغر فرهادی دارد.











