تماس با ما

پرچانه‌ای که سکوت کرد، اما شهر را به خنده واداشت/ شاعری که در فروشگاهش به شعر پرداخته است

پرچانه‌ای که سکوت کرد، اما شهر را به خنده واداشت/ شاعری که در فروشگاهش به شعر پرداخته است

**شاعر کهنه‌کار مجله «توفیق» محمدصادق تفکری درگذشت**

محمدصادق تفکری، از چهره‌های شناخته شده و محبوب عرصه طنز و فکاهه ایران، پس از نزدیک به نیم قرن فعالیت در مجله «توفیق» چشم از جهان فروبست. این شاعر با نام مستعار «پرچانه» و دیگر لقب‌هایش نظیر زلم زینبو و سرورالشعرا شناخته می‌شد. با این حال، او فردی آرام و کم‌حرف بود که در جمع‌های دوستانه، به حسن‌گویی و گوش‌دادن به دیگران معروف بود.

تفکری، که مغازه کوچکی در کوچه‌ای نزدیک به مسجد سپهسالار داشت، کسب‌وکارش شامل عطاری، آجیل‌فروشی و فروش لوازم‌تحریر بود. این مغازه، مکانی برای زندگی و کار او به حساب می‌آمد و محصلین محلی مشتریان دائمی‌اش به شمار می‌رفتند. طبع شوخ‌طبع او موجب شد تا قطعات شعر طنزآمیز بر روی شیشه مغازه نصب کند تا بازدیدکنندگان را به تفکر و خنده دعوت کند.

اگرچه جزئیات زندگی شخصی و تاریخ تولد او به خوبی مستند نشده اما انصاف، صحیح‌کاری و مهربانی‌اش زبان‌زد اهالی محل و دانش‌آموزان بود. اشعار او ساده و روان بود و در دل مردم کوچه و بازار جایگاه خاصی داشت. تفکری در طول زندگی‌اش به‌عنوان شاعری که تا آخر عمر مجرد ماند، تقریباً ۷۵ سال عمر کرد و آثارش در نشریات مختلف توفیق به یادگار مانده است.

اشعار وی در ترکیب با طنز تلخ و شیرین، هویت خاصی به آثارش بخشیده و در شماره‌های مختلف توفیق از جمله شعر معروف «درد دل مفلس»، چاپ اردیبهشت ۱۳۱۹، تأثیرگذار بوده است.

تفکری در مغازه‌اش کرسی‌ای داشت که در آن غذا می‌پخت و می‌خوابید. این کرسی چندین بار باعث حریق و سوختگی شده بود تا اینکه در نهایت آتش این بار به پایان زندگی‌اش منجر شد. او در بهمن ۱۳۴۲ هنگام بستری شدن در بیمارستان، شعری به نام «سوختم!» سروده که تصویر جدی از دشواری‌های زندگی‌اش را ترسیم می‌کند.

تفکری نشان داد که با زندگی چگونه باید ساخت و در انتها به راز تلخی رونق عمری صمیمی و آتشین پی برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *