تماس با ما

قدرت قادر است هر جا که بخواهد، کشتار را به نحوی «قانونی» به نمایش بگذارد/ «دوشس ملفی» و تبیین خشونت به‌عنوان یک فرآیند سیاسی، نه یک حادثه آنی.

قدرت قادر است هر جا که بخواهد، کشتار را به نحوی «قانونی» به نمایش بگذارد/ «دوشس ملفی» و تبیین خشونت به‌عنوان یک فرآیند سیاسی، نه یک حادثه آنی.

به گزارش خبرگزاری، انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر از برگزاری پنجاه‌وپنجمین برنامه سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترهای برجسته خبر داد. این برنامه با نمایش فیلم‌تئاتر «دوشس ملفی» به کارگردانی دومینیک درومگول در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ صورت گرفت. در این رویداد، بابک احمدی، منتقد تئاتر و روزنامه‌نگار، به تحلیل اجرایی که در آن مشاهده شد، پرداخت.

احمدی با تأکید بر توانمندی‌های طراحی صحنه، نورپردازی و شیوه نشستن تماشاگران اشاره کرد که این عناصر به وضوح به سنت‌های تئاتر گذشته وفادارند. او نمونه‌های مشابه این رویداد را در اجراهای مداوم آثار شکسپیر در مکان‌هایی مانند رویال شکسپیر ذکر کرد و بر اهمیت حفظ سنت‌ها در اجرا تأکید کرد.

این منتقد با ارائه نظریات خود از دو جنبه اجرایی و نظری، به بررسی اثر پرداخت. او معتقد بود که اجرای «دوشس ملفی» در سال ۲۰۱۴ به زبان جان وبستر وفادار بوده و نور شمع به‌عنوان منبع اصلی نورپردازی انتخابی آگاهانه است. او همچنین بیان کرد که وفاداری به سنت‌های اجرایی نباید به عنوان محافظه‌کاری تلقی شود، بلکه به عنوان یک استراتژی تفسیری دقیق باید محسوب گردد.

معیارهای قدرت و انضباط در این اثر به‌وضوح قابل مشاهده است و احمدی به بیان این نکته پرداخت که این نمایش به جای نشان‌دادن خشونت بارز، آن را در ساختار قدرت درونی می‌سازد. او افزود که دومینیک درومگول با سابقه‌اش در تئاتر گلوب شکسپیر، به‌خوبی می‌تواند بین سنت و معاصر بودن در هنر تئاتر تعادل برقرار کند.

به گفته احمدی، این نمایش از نظر رویکرد اجرایی به سنت‌های الیزابتی وفادار است و در عین حال ارتباطاتی با تئاتر امروز دارد. او به اوج تعامل بدن بازیگر با تماشاگر در صحنه‌های پایانی اشاره کرد که بر شدت تجربه تماشاگر افزوده و آنان را به مشارکت دعوت می‌کند.

احمدی در پایان افزود که این اجرای تئاتر می‌تواند نسبت‌های جالبی با آثار کارگردانانی همچون پیتربروک و رومئو کاستلوچی نیز داشته باشد و با طراحی حرکات اجراگرها و انتقال خشونتی سرد به تماشاگران زوایای جدیدی از تئاتر معاصر را به نمایش بگذارد.**تحول در تئاتر: از الیزابتی به ژاکوبنی**

در یک تحلیل جدید، تغییر رویکرد تئاتر از الیزابتی به تئاتر ژاکوبنی مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا، اشاره شد که نمایش‌ها به تدریج مرزهای احتیاط را پشت سر می‌گذارند و به خلق فضاهای اضطراب‌آور و ترس می‌پردازند. یکی از نمونه‌های این تغییر، صحنه‌ای است که دو برادر با نمایش جنازه خواهرشان را می‌ترسانند، یا صحنه‌های پایانی که در آن، خشونت و قتل به طور واضح نمایان می‌شود.

احمدی، تحلیل‌گر این حوزه، تأکید کرد که این نمایش خشونت، نه به دلیل غفلت بلکه ناشی از یک دیدگاه خاص است. او تصریح کرد که در این اجرا، خشونت به صورت سرد و تدریجی بروز پیدا می‌کند؛ جایی که پیش از مرگ، بدن‌ها به انزوا و فرسودگی دچار می‌شوند و سکوت به یک عنصر اساسی تبدیل می‌گردد. همچنین، خشونت به مثابه یک فرایند سیاسی مستمر تفسیر می‌شود که به نظمی ظالمانه اشاره دارد.

این منتقد افزود که در خوانشی بر اساس دیدگاه فوکو، قدرت به راحتی و به صورت آشکار نمایان نمی‌شود، بلکه با تطبیق مکانیزم‌های انضباطی بدن‌ها را به اطاعت وامی‌دارد. او بر این باور است که در شرایطی که قدرت قانون را به‌گونه‌ای تعریف می‌کند که می‌تواند اعمال خشونت‌آمیز را توجیه کند، نقشی کلیدی در صحنه ایفا می‌کند.

احمدی در ادامه به دوره تاریخی تئاتر ژاکوبنی پرداخته و تغییرات کلیدی در بستر سیاسی و اجتماعی را مورد بحث قرار داد. او اشاره کرد که دوران الیزابت اول یک دوره نسبتاً باثبات بود اما با آغاز سلطنت جیمز اول، اوضاع به تدریج دچار تلاطم شد. این تغییرات نه تنها بر هنر، بلکه بر تمامی ساختارهای اجتماعی و دینی تأثیر گذاشت.

وی به وقایع عرفانی و اجتماعی آن زمان، از جمله “توطئه باروت”، اشاره کرد و آن را نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق جامعه دانست. احمدی این تنش‌ها را به شرایط کنونی پیوند داده و اشاره کرد که شیوه فیلم‌برداری و حضور دوربین در نمایش به نوعی یادآور جهان مراقبت‌محور و مشکوک آن دوران است.

در نهایت، این تحلیل با مقایسه‌ای از روش‌های رایج در تئاتر معاصر اروپا بر پایه رویکردهای فمینیستی به شخصیت‌های نمایشی، به تفاوت‌های بنیادین بین تئاترهای معاصر و تئاتر ژاکوبنی پرداخت و بر اهمیت درک این تحول در زمینه‌ی هنر تئاتر تاکید کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *