**به گزارش خبردونی، روزنامه پیام ما در گزارشی به قلم زهرا مداح (کتابدار) به بررسی اثر جدید یاسمینا خضرا، نویسنده مشهور عرب، پرداخته است.**
رمان «آخرین شب دیکتاتور» یکی از مهمترین آثار این نویسنده به شمار میآید. خضرا، که نام واقعیاش محمد مولسهول است، با بیش از ۴۰ رمان و شهرت جهانی در حوزه ادبیات عرب شناخته میشود. آثار او مانند «پرستوهای کابل» همواره در صدر فهرست پرفروشها قرار دارند.
او از طریق نام همسر خود برای فرار از سانسور نظامی در الجزائر، نام قلم را انتخاب کرده است. خضرا با مسائل سیاسی و اجتماعی در جهان عرب پیوند عمیق دارد و تجربیات شخصیاش از تحولات الجزایر و خاورمیانه بازتابی در آثارش دارد. این نویسنده، با سابقهای در ارتش و آشنایی نزدیک با جنگ و خشونت، همواره این موضوعات را در آثار خود منعکس کرده است.
رمان مورد اشاره، در باره یکی از بحثبرانگیزترین شخصیتهای تاریخ معاصر، معمر قذافی، روایت میشود. این اثر که به ترجمه زینب کاظمخواه و از سوی نشر وزن دنیا منتشر شده، به روایت آخرین ساعات قذافی در سال ۲۰۱۱ میپردازد. قذافی در این ایام در شهر سرت و در برابر حملههای شورشیان و بمبارانهای ناتو، به تأمل در زندگی، قدرت و آرزوهایش میپردازد. **خضرا در این اثر، علاوه بر بازگویی تاریخی، به عمق روان یک دیکتاتور نفوذ میکند و تضادهای درونی او را بررسی میکند.**
نویسنده با نثری جذاب و گاه انتقادی، قدرت و سقوط را به گونهای به تصویر میکشد که خواننده را به تأمل در راستای قدرت و مشروعیت وادار میکند. این روایت به نوعی تحلیل روانشناختی و فلسفی از قدرت و استبداد نیز محسوب میشود.
در بخشی از داستان، راوی با طرز تفکری حاکی از غرور میگوید: «نه از طوفان میترسم، نه از طغیان… من معمر قذافی هستم، تجسم زنده اساطیر.» این تضاد بین ترس و لجاجت، هسته دراماتیک داستان را تشکیل میدهد.
خضرا در «آخرین شب دیکتاتور» پرداختن به فروپاشی دولت را در کنار بررسی فروپاشی ذهن قذافی مطرح میکند؛ ذهنی که خود را همواره شکستناپذیر میدانست و اکنون با واقعیت تلخ مواجه است. **این رمان با نگاهی عمیق به نسبت قدرت، تنهایی و سرنوشت انسان، تجربیاتی تأملبرانگیز ارائه میدهد.**
با توجه به نثری شاعرانه و موجز، این اثر تنها نمایشی از هفتههای پایانی یک دیکتاتور نیست؛ بلکه تحلیلی از ماهیت قدرت و سرنوشت آن است. یاسمینا خضرا بهخوبی نشان میدهد که قدرت بیحد و حصر چگونه میتواند انسان را در حصاری از توهم و انکار محبوس کند و در هنگام سقوط، آنجا تبدیل به تاریکترین زندانها میشود. در نهایت، آنچه باقی میماند، تنهایی عمیق انسانی است که باید با حقیقت خود مواجه شود.
رمان «آخرین شب دیکتاتور» تصویری چندلایه از دیکتاتوری ارائه میدهد که میتواند هم ترسناک و هم انسانی باشد. خضرا در این اثر، قضاوت را به عهده خواننده میگذارد و شرایطی فراهم میآورد تا او درباره مفهوم قدرت بیندیشد. این رویکرد کتاب را از یک روایت تاریخی فراتر برده و به اثری روانشناختی تبدیل کرده است.
**این اثر یادآور این نکته است که هیچ قدرتی ابدی نیست و بهزودی روز حسابرسی فرامیرسد.**











