**شعر «یاد آر ز شمع مرده» در ادبیات فارسی**
به گزارش خبرگزاری خبرانلاین، علیاکبر دهخدا در نیمه شب، جملهای از دوست مرحومش جهانگیرخان صور اسرافیل را در خواب شنید که از او پرسیده بود چرا یادش را زنده نگه نداشته است. این الهام باعث شد تا مصراع «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» به ذهن او خطور کند و شور سرودن او به اوج برسد. در طول آن شب، او سه بند نخست شعر را سرود و روز بعد، بر اساس بازبینیهایی که انجام داد، دو بند دیگر به آن افزود. بدین ترتیب، یکی از مهمترین اشعار معاصر فارسی به دنیا آمد.
این شعر که به نام «ای مرغ سحر» نیز شناخته میشود، یکی از آثار برجستهی عصر مشروطه است و در قالب مسمّط و شامل پنج بند نهمصراعی، برای اولین بار در ۱۷ اسفند ۱۲۸۷ خورشیدی در آخرین شمارهی نشریه «صور اسرافیل» منتشر شد. دهخدا این اثر را به یاد دوست و همکارش، میرزا جهانگیرخان، که در پی حوادث تلخ سیاسی کشته شده بود، سروده است. خود دهخدا نیز به تبعید رفته و تلاش کرد تا با انتشار مجدد این نشریه، یاد او را زنده نگه دارد.
شعر، ۴۵ مصراع دارد و همراه با عکسی از میرزا جهانگیرخان و یادداشتی از دهخدا که نشاندهندهی ارادت عمیق او به دوستش و احساس مسئولیتی که با سرودن این شعر احساس کرده، منتشر شد.
این شعر نه تنها به لحاظ محتوا و شکل، بلکه از نظر نمادپردازی نیز دارای اهمیت است. نمادهایی همچون خورشید و شمع، که در فرهنگ ایرانی کارکردهای خاصی دارند، در این شعر به کاربرده شدهاند. شمع به نماد انسانهای روشنگر و آزاده تبدیل میشود، انسانی که علیرغم خاموشیاش، هنوز هم نورش در یاد مردم باقی مانده است.
این اثر نه تنها عواطف دهخدا را به تصویر میکشد، بلکه مفهوم نبرد نیکی و بدی و امید به روشنایی را در دل مخاطبانش زنده میکند.نوآوریهای چشمگیری در شعر این شاعر مشاهده میشود. او با اضافه کردن صفاتی چون «مستمند» و «مسکین» به بلبل، که در ادبیات کلاسیک نماد عاشقانه است، بعدی اجتماعی و انتقادی به آن میدهد و این پرنده را به صدای اعتراض و سوگ از جانگذشتگان تبدیل میکند. همچنین، این شاعر برای نخستین بار واژه «شب» را به نمادی از دوران استبداد معرفی کرده و «شمع» را در معنایی جدید، بهعنوان نماد «شهید راه آزادی» به کار میبرد؛ مفاهیمی که در ادبیات فارسی قبل از مشروطه وجود نداشتند.
خلق این اثر در زمان جنبش مشروطه همزمان با بروز موجی جدید از ادبیات سیاسی و اجتماعی صورت گرفت که به زبانی ساده و محاورهای با مردم ارتباط برقرار میکرد. تقابل «سوگ» و «امید به پیروزی» محور اصلی شعر را میسازد، در حالی که شاعر در غم فقدان رفیقش سوگوار است، به آیندهای روشن برای ایران امید و آرزو دارد. زبان روایت، لحن حزنانگیز، موسیقی درونی غنی و بهکارگیری آرایههای ادبی چون جانبخشی و تلمیح از ویژگیهای برجسته این اثر به شمار میروند. بسیاری از ادیبان بر این باورند که این شعر نهتنها به چالش کشیدن قالبهای سنتی ادبی پرداخته، بلکه الهامبخش شاعرانی نظیر محمدتقی بهار و پروین اعتصامی در خلق آثار بعدی بوده است.











