یک سرباز نگهبان زندان اقدام به غنیمتگیری از یک دستگاه رادیو ترانزیستوری کرد و پس از حدود هشت الی ده ماه اسارت، صدای رادیو ایران را شنید. این اتفاق در حالی رخ داد که اسرا به دلیل محدودیت باتری تنها اجازه شنیدن اخبار ساعت ۱۲ شب از رادیو را داشتند، تا از واقعههای ایران غافل نمانند. در شرایط اسارت، هدف دشمن فشار روحی به اسرا بود و به همین دلیل آنها مجبور بودند در وضعیت بیخبری به سر ببرند.
در تابستان سال ۶۰، اوضاع در ایران بحرانی بود و دشمن در سرزمینهای ایرانی حضور داشت. رسانههای عراقی خبرهایی مبنی بر شکست رژیم ایران منتشر میکردند و امید به پیروزی برای اسرا را کمرنگ میکردند. اما با گذشت زمان، اخبار مثبت از ایران به گوش میرسید، عملیاتهای موفقی انجام شد و قدرت نیروی مسلح ایران افزایش یافت.
در بند امنیتی زندان ابوغریب، بنا به محدودیتهای ارتباطی، اسرا تصمیم گرفتند فقط در ساعت مشخصی اخبار را بشنوند. یک شب، به طور غیرمنتظره رادیو زودتر از موعد روشن شد و آنها فرازی از دعای کمیل را شنیدند که تأثیر عمیقی بر روحیه اسرا داشت. این کلمات به آنها امید و آرامش بخشید و تصمیم گرفتند دوباره این دعا را بشنوند.
آنان با درک عمیقتری از شخصیت امام علی (علیه السلام) آشنا شدند و دریافتند که عظمت او در کوچک شمردن خود در برابر خداوند است. این فهم تازه بر شرایط اسارت آنها تأثیرگذار بود و دعای کمیل به عنوان تسکینی مناسب در برابر سختیهای زندان عمل کرد.
در نهایت، ماه مبارک رمضان به سوژهای دیگر تبدیل شد. اسرا در این ماه دعا میکردند و به یاد خداوند میافتادند و از او درخواست رحمت میکردند. تقدیر بر این بود که در سختیها نیز امید به رحمت الهی و ارتباط با خداوند در زندگی آنان برقرار باشد.











