به گزارش خبرنگار ایسنا، علیرضا دباغ، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه فرهنگ و رسانه، در گفتگویی درباره نقش رسانهها در زمان بحرانها اعلام کرده است که رسانه صرفاً یک ابزار اطلاعرسانی نیست و باید به تثبیت و آرامش اجتماعی نیز توجه داشته باشد. او بر این نکته تأکید کرد که تأمین نیازهای اطلاعاتی مخاطبان نباید مانع از اهتمام رسانهها به ایجاد آرامش در جامعه شود. دباغ تصریح کرد که اطلاعرسانی و آرامشبخشی باید بهطور همزمان و بهعنوان دو وظیفه کلیدی رسانه در شرایط بحرانی مدنظر قرار گیرد.
این کارشناس رسانه، با اشاره به اهمیت شرایط کنونی کشور، گفت: “رسانه ملی با چالشهای جدی مواجه است؛ از یک سو، تحت حملات دشمنان قرار دارد و از سوی دیگر، باید محتوای مناسب این شرایط را تولید کند.” او افزود که در چنین برهههای حساس، رسانهها باید به نحوی عمل کنند که نهتنها اطلاعات صحیح را منتشر کنند، بلکه از انتقال خبرهایی که ممکن است به سلب آرامش منجر شود، اجتناب کنند.
دباغ در ادامه گفت: “رسانههای خارجی بهویژه در جبهه متخاصم، حجم زیادی از اطلاعات درست و نادرست را منتشر میکنند؛ بنابراین اگر رسانه ملی در ارائه اخبار مؤثر عمل نکند، در جنگ رسانهای شکست خواهد خورد.” او همچنین به تقسیم مسئولیت بین شبکههای مختلف برای بهبود اطلاعرسانی اشاره کرد و تأکید کرد که هر شبکه با توجه به مأموریت خود باید عمل کند و نمیتوان تمامی برنامهها را به اطلاعرسانی اختصاص داد.
این کارشناس افزود که ادامه فعالیت شبکههای غیرداخلی با روال عادی خود میتواند به آرامش مخاطبان کمک کند. دباغ تأکید کرد: “اگر تمام برنامههای شبکهها به مسائل بحرانی اختصاص یابد، وظیفه آرامشبخشی رسانه آسیب میبیند.” در نهایت، او بر این نکته تأکید کرد که شبکههای خبری باید اخبار را بهروز و بهصورت هدفمند و در جهت آرامشبخشی به مخاطب ارائه دهند.در شرایط بحران، شبکههای رسانهای به منظور حفظ آرامش مخاطب، نباید برنامههای عادی خود را به طور کامل متوقف کنند. این شبکهها طبق مأموریتها و اهداف تعیین شده، باید به فعالیت ادامه دهند و در صورت نیاز، اخبار مهم را از طریق افزوده شدن یک یا دو بخش خبری ارائه دهند. تبدیل تمام برنامههای غیر خبری به محتوای ویژه بحران میتواند به وظیفه آرامش بخشی رسانهها صدمه بزند.
کارشناسان فرهنگ و رسانه تأکید کردند که هنر در شرایط جنگی نقشی حیاتی در افزایش تابآوری اجتماعی دارد. به عنوان مثال، در فیلمهای کلاسیکی نظیر «شب به یادماندنی» و «تایتانیک»، اجرای موسیقی توسط گروه ارکستر در شرایط بحرانی نمادی از تاثیرگذاری هنر بر آرامش روحی انسانهاست.
مدرسان دانشگاه نیز پیشنهاد کردند که پخش موسیقیهای آرامشبخش و آواهای بومی در کنار برنامههای حماسی میتواند تأثیر مثبتی بر مخاطب در خلال جنگ داشته باشد. آنها به این نکته اشاره کردند که تداوم پخش نوحهها و رجزها نمیتواند آرامشبخشی یک قطعه موسیقی مناسب را جبران کند. در حالی که جامعه به محتوای حماسی نیاز دارد، باید تنوع متناسبی میان انواع محتوای ارائه شده رعایت شود.
این کارشناسان با اشاره به وضعیت آسیبپذیر کودکان و نوجوانان در بحرانها، خاطرنشان کردند که رسانهها باید از ورود زودهنگام این گروه سنی به واقعیتهای جنگ جلوگیری کنند. استفاده از چهرههای محبوب کودکانه برای اطلاعرسانی در قالب سرگرمی، یکی از روشهای کارآمد برای کاهش استرس در این قشر است.
همچنین تأکید شد که نمایش محتوای اندوهآور و صحنههای خشونتآمیز میتواند تأثیرات منفی بر روحیه کودکان و نوجوانان داشته باشد. رسانهها باید توجه ویژهای به نیازهای روحی و روانی آنها داشته باشند و از انتشار محتوای نگرانکننده خودداری کنند.### تاثیر برنامههای تلویزیونی بر خانوادهها
یک کارشناس رسانه نسبت به عواقب منفی محتوای نامناسب در برنامههای رسانهای هشدار داد. به گفته دباغ، توجه به نگرانیهای کودکان و نوجوانان باید نه تنها در برنامههای مختص آنها، بلکه در تمامی برنامههای رادیویی و تلویزیونی مد نظر قرار گیرد. او تأکید کرد که پخش صحنههای ناگوار و استرسزا بر روحیه کودکان و بزرگسالان تأثیرگذار بوده و میتواند موجب افزایش اضطراب و تنشهای روانی شود.
### مقایسه وضعیت رسانه در دو دوره
دباغ در ادامه درباره وضعیت رسانهها در زمان جنگ تحمیلی و امروز گفت: شرایط کنونی بهطور قابل توجهی متفاوت است. در دهه ۶۰ تعداد شبکههای رادیویی و تلویزیونی کمتر از یکدهم وضعیت امروزی بود، اما برنامهریزی آنها دقیق و هدفمند بود. با وجود افزایش تعداد شبکهها در حال حاضر، رسانه ملی میتواند با برنامهریزی مؤثر، به اطلاعرسانی و آرامش بخشی جامعه بپردازد.
این کارشناس عنوان کرد که صداوسیما در زمان جنگ با امکانات محدود، برنامههای موفقی مانند «روایت فتح» و برنامههای سرگرمکننده روزهای جمعه را به نمایش میگذاشت که به تعادل میان اطلاعرسانی و آرامش کمک کرد.
### یادآوری برنامههای خاطرهانگیز
دباغ همچنین به خاطرات جذاب شنیداری مخاطبان از آن دوران اشاره کرده و ترکیب صداهای اثرگذار مانند شهید آوینی و آهنگران را بهعنوان شاخصههای فرهنگی آن زمان توصیف کرد. او تأکید کرد که این رویکرد میتواند در اکنون نیز تکرار شود، به شرطی که تنوع سلیقههای مخاطبان در نظر گرفته شود. این نوع برنامهسازی میتواند تأثیرات مثبتی در زمانهای پرتنش به همراه داشته باشد.











