تماس با ما

قذافی وعده‌ها را زیر پا گذاشت/ دلیل نداشتن علم موشکی در سوریه چیست؟ – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

قذافی وعده‌ها را زیر پا گذاشت/ دلیل نداشتن علم موشکی در سوریه چیست؟ – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

**خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری**: در تحلیلی پیشین با عنوان “چرا حافظ اسد به ایران موشک نداد؟” به این نکته پرداخته شد که بعد از جنگ داخلی، امام خمینی (ره) دستور به مقابله به‌مثل دادند و ایران نیاز به دفاع داشت. یکی از چالش‌های بزرگ برای فرماندهان هوافضا، عدم موجودی موشک‌های با برد بلند بود.

حافظ اسد و رژیم سوریه به دلیل شرایط خاص خود، اجازه دادند تا نیروهای ایرانی در این کشور، آموزش پرتاب موشک را فراگیرند. همچنین لیبی موشک‌های اسکادبی را در اختیار ایران قرار داد.

گروهی متشکل از ۱۳ سرباز و ۲ مترجم از تیم شهید طهرانی مقدم، با استفاده از یک هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ سوری عازم سوریه شدند. آن‌ها به منظور دستیابی به سلاحی با برد سیصد کیلومتر به این سفر می‌رفتند که به عنوان یک ابزار کلیدی در زمان جنگ و تحریم به حساب می‌آمد. پیش از این، خمپاره به عنوان یکی از اصلی‌ترین تسلیحات در دست سپاه بود.

**آموزش حیاتی**
با ورود این تیم به سوریه، برنامه‌های آموزشی آغاز شد و آن‌ها به یادگیری موشک‌های اسکادبی و فراگ ۷ مشغول شدند. هدفشان این بود که طی مدت کوتاهی آموزش‌ها را گذرانده و برگردند، اما درخواست آن‌ها برای فرماندهان سوری شگفت‌آور بود. اعضای تیم جوان بودند و برخی حتی مویی بر صورت نداشتند؛ اما شهید طهرانی مقدم به فرماندهان اطمینان داد که آن‌ها با وجود عدم داشتن رتبه، به اصول فنی و نقشه‌برداری تسلط دارند.

یکی از درخواست‌ها تشکیل یک تیپ موشکی از پنج گروه تخصصی بود که نیاز به ۳۰ تا ۴۰ نیروی آموزش‌دیده داشت. در حالی که تیم شهید طهرانی مقدم تنها ۱۳ نفر بود، آن‌ها به عنوان سربازان وطن آماده سختی برای یادگیری و ایستادگی در برابر دشمن بودند.

آموزش‌ها در منطقه وسیع و مسطحی میان دو رشته کوه که “قطیفیه” نامیده می‌شد، برگزار می‌شد. اعضای تیم دارای دو هدف مشترک بودند: نابودی اسرائیل و اعتراض به حمله صدام به ایران.

پنج تخصصی که در دوره آموزشی ارائه می‌شد شامل: پرتاب، تست، فنی، هدایت و هواسنجی بود. شهید طهرانی مقدم نیروها را بر اساس توانایی‌هایشان تقسیم و برنامه کلاس‌ها را تنظیم کرد. این کار نیازمند هماهنگی بالا بود تا افراد بتوانند در کلاس‌های مختلف شرکت کنند.

**چالش ترجمه**
به دلیل محرمانه بودن کلاس‌ها، وجود یک مترجم متخصص ضروری بود. با این حال، وجود دو مترجم برای نیازهای آموزشی کفایت نمی‌کرد. شهید طهرانی مقدم به سفارت ایران در سوریه مراجعه کرد، اما جواب منفی دریافت کرد. لذا تصمیم گرفت فردی به نام پاینده را از ایران به سوریه بیاورد تا به عنوان مترجم بکار گرفته شود.

این چالش‌ها از ابتدا پیچیده بود، اما شهید طهرانی مقدم هیچ‌گاه خاطره بمباران‌های صدام بر خانه‌های ایرانیان را فراموش نمی‌کرد و تلاش می‌کرد تا هیچ کاری بر زمین نماند. به علاوه، شهید حاجی‌زاده نیز به دنبال فراهم‌کردن زمینه برای واردات موشک‌ها به کرمانشاه بود.احمد وحید دستجردی و همراهش حسین جعفری به لیبی سفر کردند تا موشک‌ها را دریافت کنند، اما مشخص شد که انتقال این موشک‌ها به زودی انجام نخواهد شد و لیبی‌ها با رفتار خاص خود، زمان تحویل را به تعویق انداختند. قذافی در دیداری که با رهبر شهید ایران داشت، وعده داده بود که موشک‌ها را دو هفته بعد تحویل دهد، اما این وعده به دلایل نامشخصی به دو ماه تأخیر افتاد.

در ایران، شهید سردار حاجی‌زاده به جبهه‌های غرب سفر کرده بود تا مکان مناسبی برای دریافت موشک‌ها انتخاب کند، اما بسیاری از همکارانش حاضر به ترک جبهه‌های جنگ نشدند. سردار حیدری تنها کسی بود که در این شرایط به او ملحق شد، زیرا بیشتر افراد عملیات‌های پشت جبهه را با احتیاط و ملاحظه می‌دیدند. هدف این مأموریت، انجام یک حمله موشکی به کاخ صدام در قلب بغداد با موشک‌های دوربرد بود.

این گروه به نزدیکی سنندج رفتند و به یک پادگان به نام خضر وارد شدند. این پادگان که پُر از درخت و دارای دریاچه‌ای زیبا بود، با تصور سردار حاجی‌زاده که آن را بیابانی و بی‌آب و علف تصور کرده بود، متفاوت بود. این مکان پیش از انقلاب برای اردوهای پیشاهنگی استفاده می‌شد و سپاه اکنون از آن برای آموزش نیروهای خود بهره می‌برد.

پس از گشت و گذاری در پادگان، آن‌ها درب زنجیر شده‌ای پیدا کردند و متوجه شدند که ویژگی‌های این پادگان برای انجام مأموریت آنها مناسب است. با این حال، سردار وحیدی در ابتدا حاضر به تحویل پادگان نشد. اما در نهایت، آنها توانستند بخشی از پادگان را تحویل بگیرند. با توجه به عدم وجود فضای کافی، تیم تصمیم گرفتند تا برای نگهداری تجهیزات و موشک‌ها تونلی در کوه حفر کنند.

تیم شهید طهرانی مقدم که در سوریه فعال بود، کار یادگیری را آغاز کرده بود، اما مشکلاتی به دلیل عدم حضور اساتید به خاطر مأموریت‌هایشان پیش آمد. با این حال، فشردگی دوره‌ها به آن‌ها کمک کرد تا پیشرفت کنند و مهارت‌های لازم را کسب کنند.در گزارشی جدید، اشاره شده است که برخی از افراد نسبت به کم بودن زمان و تعداد جلسات آموزشی شکایت کرده‌اند. با این حال، نکته‌ای قابل توجه وجود دارد؛ روس‌ها به عنوان آموزش‌دهندگان سلاح‌های خود به سوری‌ها، اطلاعات را تنها در سطح اپراتوری منتقل کرده‌اند. شهید طهرانی مقدم با استفاده از روش‌های مختلف موفق شد از اساتید سوالاتی بپرسد و به این نتیجه رسید که سوری‌ها در زمینه طرز کار و نوع دستگاه‌های داخلی و سیستم‌های موشکی هیچ شناختی ندارند و تنها می‌توانند این تجهیزات را آماده و شلیک کنند.

برخی از اساتید قادر به انتقال درست مطالب نبودند و در مواردی مترجم‌ها با اصطلاحات تخصصی موشکی آشنایی نداشتند. این کمبود دانش برخی اوقات آن‌ها را مجبور کرد تا برای انتقال مفاهیم، واژه‌های جدیدی را اختراع کنند و به جای معادل عربی استفاده کنند.

این مطلب از کتاب «خط مقدم» تألیف فائضه غفار حدادی منتشر شده است.

گزارش‌های بیشتری در این خصوص در آینده ارائه خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *