**خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب – مرتضی سرهنگی:**
اخیراً در تلویزیون تصویری از سردار علی محمد نائینی مشاهده شد که در میان مردم بهصورت خودمانی با آنان گفتگو میکرد. او مانند همیشه با لباس شخصی و کلاه لبهدار حاضر شده بود.
به یاد دارم زمانی که به عنوان رئیس «مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ» منصوب شد، به دفترم آمد و با نیت همکاری در جهت تقویت فرهنگ پایداری ابراز آمادگی کرد. وی تصریح کرد که میخواهد درهای مرکز را به روی نویسندگان باز کند و کتابهای جذاب و معتبر منتشر نماید تا عموم مردم نیز به خواندن آنها علاقهمند شوند.
سردار نائینی مدیری فعال و ایدهپرداز بود و در تلاش بود تا بین ادبیات و مستندات جنگ ارتباط برقرار کند. در یکی از ناهارها، او دعوت کرد که به مرکز بیایم. وی چراغ واحد تازهای را روشن کرده بود و مرتضی قاضی به مدیریت آن مشغول بود.
برای نوشتن خاطرات یحیی رحیم صفوی، نویسندهای به نام محمدعلی آقامیرزایی انتخاب شد و من بهعنوان ناظر به او کمک کردم تا متنی جذاب و خواندنی ایجاد کند.
وجود اختلاف نظر میان تاریخنگاران و خاطرهنویسان بهخصوص درباره اعتبار خاطرات، موضوعی جنجالی بود. سردار نائینی با ابتکار خود تلاش کرد تا ادبیات را با عناصر مستند ترکیب کند تا همگان بتوانند از آن بهرهبرداری کنند.
سردار با اشتیاق به این پروژه توجه داشت و پس از واگذاری کار به آقامیرزایی، خاطرات همسر سردار عزیز جعفری به خانم محبوبه عزیزی سپرده شد. ما سه نفر باهم جلساتی برگزار کردیم و دو کتاب «یحیی» و «جادههای ناتمام» را نوشتیم که در آن روایتهای انسانی و تاریخی جنگ را ترکیب کردیم.
جلسات ما دور میز پر از ایده و نوشتن بود و آقای آقامیرزایی فصل اول کتاب «یحیی» را چندین بار بازنویسی کرد. سردار نائینی نیز که اهل کاشان بود، گاهی به ما سر میزد تا مطمئن شود از مسیر درست خارج نشدهایم.
این دو کتاب برای سردار نائینی بسیار اهمیت داشت و او نیز با محسن رضایی توافق کرد تا خاطراتش به شکلی مشابه نوشته شود. حال که این سطور را میخوانید، سردار نائینی از میان ما رفته است، اما میراث او و آرزوهایش برای همکاریهای آینده باید در یادها باقی بماند.











