به گزارش خبرگزاریها، ظرفیت تولید سالانه مرغ در ایران به بیش از ۳ میلیون تن میرسد و امکان صادرات صدها هزار تن از این محصول نیز وجود دارد. با این حال، نظرات عمومی نشاندهنده نگرانیهای جدی درباره تأثیر افزایش قیمتها بر قدرت خرید مردم است. واکنشها به این موضوع، به جای تمرکز بر بازارهای صادراتی، بیشتر به موضوع کاهش قدرت خرید خانوار و حذف اقلام غذایی از سفرهها میپردازد.
نظرات منتشر شده حاکی از آن است که تولیدکنندگان از مازاد تولید و افزایش هزینهها شکایت دارند و میگویند ممنوعیتهای صادرات به آنها آسیب میزند. اما در مقابل، مخاطبان به افزایش قیمت اقلام غذایی مانند مرغ، گوشت، میوه و لبنیات اشاره دارند و برخی به ناتوانی مردم در تأمین این اقلام معترضاند.
بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی ابراز داشتهاند که با وضعیت کنونی و کاهش قدرت خرید، صادرات مرغ به کشورهای دیگر تکان دهنده و نامناسب است. برخی میگویند که شرایط به گونهای است که حتی کالابرگها نیز به کمکی برای تأمین نیازهای غذایی در این وضعیت تبدیل نشدهاند.
در حالی که برخی اعتقاد دارند تولیدکنندگان از موقعیت خود زیان میبینند، تعداد دیگری به اظهارات آنان بیاعتمادند و به روند صادرات انتقاداتی دارند. کاربران به طور مکرر به افزایش احتمالی قیمتها اشاره کرده و خواستار اقداماتی برای کاهش هزینههای تولید و کنترل قیمتها هستند.
در نهایت، برخی از مخاطبان با اشاره به افزایش هزینههای زندگی، نظیر قیمت نان و سایر اقلام معیشتی، از دولت خواستهاند تا به قیمتها رسیدگی کند و تدابیر مؤثری اتخاذ نماید. این در حالی است که همه توجهها به بالارفتن قیمتها و ناتوانی در تأمین نیازهای اساسی خانوارها معطوف شده است.در روزهای اخیر، اخبار مربوط به صادرات مرغ و تاثیر آن بر بازار داخلی، واکنشهای متنوعی را در فضای مجازی بهوجود آورده است. برخی از کاربران این موضوع را به شکلی کنایهآمیز مطرح کرده و بیان کردهاند که صادرات به جای آنکه جای افتخار باشد، موجب ناامیدی شده است.
از سویی، برخی دیگر از کاربران در انتقادات خود به روایتهای مبتنی بر زیان تولیدکنندگان پرداخته و این ادعای آنها را رد کردند. یکی از کاربران به صراحت گفت: «هیچ تولیدکنندهای در صورت ضرر به ادامه تولید نمیپردازد، پس چرا تولیدکنندگان مرغ با وجود ضرر، همچنان به تولید ادامه میدهند؟»
در این میان، برخی کاربران تجربیات خود را از کاهش سبد مصرف خانوار عنوان کرده و یکی از آنها گفت: «ما یک مرغ را تکهتکه کرده و برای یکماه استفاده میکنیم، مردم از این قیمتها خسته شدهاند.»
بهطور مشابه، یکی دیگر از کاربران با اشاره به وضعیت معیشتی خود نوشت که با وجود تلاشهایش، توان خرید مرغ و سایر اقلام پروتئینی را ندارد و از این وضعیت ابراز ناامیدی کرد.
تحلیلهای کاربری نشان میدهد که مخاطبان به تدریج احساس میکنند اقلام پروتئینی از سفرههایشان حذف میشود، بهطوری که یکی از کاربران به حذف گوشت و حالا نوبت به مرغ اشاره کرد. برخی کاربران همچنین به این موضوع پرداختند که حتی خرید مرغ به یک هزینه غیرقابل تحمل تبدیل شده است.
در کنار این انتقادات، یکی از فعالان حوزه فستفود درباره کیفیت و وزن مرغهای عرضهشده گلهمند بود و در مورد ناهنجاریهای نظارتی در این زمینه صحبت کرد. همچنین یکی از کاربران اشاره کرد که افزایش قیمتهای داخلی موجب تسهیل صادرات میشود و این پروسه به نفع خارجیها است.
مشاهدات نشان میدهد که فاصله میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان در بازار مرغ به فناوری و کیفیت کالاها نیز برمیگردد. بعضی کاربران حتی توان خرید یک مرغ کامل را هم نداشتند و یکی از آنها نوشت که قیمت مرغ به حدی زیاد شده که برایش غیر ممکن است.
در نهایت، نظرات انتقادی نسبت به سیاستهای اقتصادی و نابرابری میان درآمد و هزینهها در کامنتها تکرار شده است. این در حالی است که در میان این نظرات، دیدگاههای متفاوتی نیز وجود داشته و یکی از کاربران به خودروهای گرانقیمت سوار شدن مردم اشاره کرده و گفت که این نشاندهنده وضعیت اقتصادی آنها نیست.
این واکنشها حکایت از دو روایت متضاد در بازار مرغ دارد؛ از یکسو تولیدکنندگانی که از مشکلات افزایش هزینه تولید و نبود بازار مطمئن میگویند و از سوی دیگر مصرفکنندگانی که با قیمتهای بالا دست و پنجه نرم میکنند و احساس میکنند که ظرفیت تولید نمیتواند مشکلات معیشتی آنها را حل کند.در پی افزایش نگرانیها پیرامون موضوع صادرات مرغ، نظرات عمومی نشاندهنده این است که این مسئله فراتر از یک موضوع تجاری، به چالش قدرت خرید افراد تبدیل شده است. بسیاری از شهروندان پرسشهایی را مطرح میکنند؛ از جمله اینکه با توجه به تولید بیش از نیاز داخلی، چرا قیمت مرغ برای مصرفکنندگان همچنان بالا است و چرا تعدادی از خانوادهها مجبور به کاهش مصرف گوشت و مرغ شدهاند؟
از سوی دیگر، اگر تولیدکنندگان واقعاً با زیان مواجه باشند، ادامه این روند میتواند به کاهش جوجهریزی، افت تولید و در نهایت افزایش دوباره قیمتها منجر شود. بنابراین، مسأله اصلی تنها انتخاب میان «صادرات» و «مصرف داخلی» نیست. لازم است مکانیسمی ایجاد شود که به تولیدکنندگان اجازه دهد با سود منطقی فعالیت کنند و در عین حال، مصرفکنندگان قادر به خرید محصول نهایی باشند.
واکنشهای عمومی پیام واضحی را منتقل میکند: ظرفیت تولید تنها زمانی برای جامعه مؤثر است که بخشی از آن به سفرههای خانوارها بازگردد و تنها در آمار تولید و صادرات خلاصه نشود. در غیر این صورت، افزایش ظرفیت تولید و صادرات میتواند برای خانوادههایی که حتی خرید یک مرغ کامل برایشان پرهزینه است، معنایی جز بهبود شرایط معیشتی نداشته باشد.












