انتشار جدیدترین آمار مصرف بنزین در ایران بار دیگر موضوع «مصرف بالای بنزین توسط مردم» را در کانون توجه قرار داده است. بر اساس گزارش رسمی منتشر شده توسط شانا، رسانه وزارت نفت، در بازه زمانی ۱۲ تا ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، بهطور کلی حدود ۶۶۸ میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف شده است که بهطور میانگین روزانه به ۱۳۳.۵ میلیون لیتر میرسد. همچنین، خبرآنلاین با استناد به این آمار اعلام کرده که سرانه مصرف بنزین در ایران چهار لیتر در روز است که نسبت به میانگین جهانی، معادل سه لیتر، بالاتر به نظر میرسد.
موضوع مصرف بالای بنزین در ایران به طور قطع مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، اما پرسش اساسی این است که آیا میتوان بهراحتی نتیجه گرفت که علت اصلی این مصرف بالا رفتار پرمصرف مردم است؟ بر اساس آمار، این ادعا نیاز به تحلیل بیشتری دارد و نمیتوان به سادگی به آن اتکا کرد.
مصرف بنزین تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد و فقط به رفتار رانندگان مرتبط نیست. عوامل مختلفی از جمله تعداد خودروها، مسافت طی شده، مصرف سوخت هر خودرو، سن و تکنولوژی ناوگان، ترافیک، کیفیت حملونقل عمومی و قیمت بنزین، همگی در این امر دخیل هستند. به همین دلیل، تنها بررسی عدد کل مصرف نمیتواند تصویر دقیقی از علت مصرف بالا ارائه دهد.
ابهامات آماری از همین نقطه شروع میشود. در گزارش مذکور، سرانه مصرف بنزین چهار لیتر در روز اعلام شده که مشخص نیست بر اساس چه معیاری محاسبه شده است. اگر سرانه به معنای معمول آن، یعنی مصرف به ازای هر نفر جمعیت، در نظر گرفته شود، این عدد با سایر ارقام موجود انطباق ندارد. طبق دادههای بانک جهانی، جمعیت ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۲.۴ میلیون نفر برآورد شده است و اگر مصرف ۱۳۳.۵ میلیون لیتر در روز را به این جمعیت تقسیم کنیم، سرانه به حدود ۱.۴۴ لیتر در روز برای هر نفر میرسد.
هرچند ممکن است عدد چهار لیتر بر اساس تعداد خاصی از خودروها محاسبه شده باشد، اما بدون توضیح درباره روش محاسبه، نمیتوان آن را به عنوان سرانه جمعیتی معتبر دانست. همچنین، میانگین جهانی سه لیتر مصرف بنزین نیز با ابهاماتی مواجه است. با توجه به جمعیت جهان در سال ۲۰۲۵، اگر هر نفر روزانه سه لیتر مصرف کند، مصرف کلی جهان باید به حدود ۲۴.۷ میلیارد لیتر برسد، در حالی که آمارهای دیگر این مصرف را متفاوت نشان میدهند.
به همین ترتیب، مقایسه «چهار لیتر ایران» با «سه لیتر جهان» بدون تعریف دقیق مخرج این دو شاخص نمیتواند مبنای مناسبی برای ارزیابی رفتار مصرفی در ایران باشد.
از سوی دیگر، وارد کردن وضعیت ناوگان حملونقل به این معادله اهمیت بیشتری پیدا میکند. گزارش شانا نشان دهنده وجود حدود ۴۱ میلیون وسیله نقلیه در کشور و بیش از ۲۲ میلیون وسیله فرسوده است. این آمار به خوبی معایب ناوگان حملونقل را به تصویر میکشد و نشان میدهد که بخش زیادی از این ناوگان نیاز به نوسازی دارد.
در نتیجه، مصرف سوخت خودروها و وضعیت ناوگان باید در تجزیه و تحلیل مصرف بنزین در ایران مورد توجه قرار گیرد تا تصویر دقیقی از دلایل اصلی این موضوع ارائه شود.**گزارش جدید درباره مصرف بنزین خودروها در ایران**
بر اساس گزارش اخیر، متوسط مصرف سوخت خودروهای نو در ایران به حدود ۸ تا ۱۰ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر و برای خودروهای فرسوده، بین ۱۶ تا ۲۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برآورد شده است. همچنین، برآوردها نشان میدهد که موتورسیکلتهای نو دارای مصرف سوخت حدود سه لیتر و نمونههای قدیمی حدود شش لیتر در ۱۰۰ کیلومتر هستند.
به گفته کارشناسان، مسئله تنها محدود به تعداد کمی از خودروهای فرسوده نیست، بلکه یک بخش بزرگ از ناوگان حمل و نقل کشور به دلیل فرسودگی، با چالشهایی جدی مواجه است. این ارقام به عنوان برآوردی از یک منبع رسمی مطرح شدهاند و باید با احتیاط مورد بررسی قرار گیرند.
به عنوان مثال، اگر دو راننده هر کدام سالانه ۱۵ هزار کیلومتر رانندگی کنند و یکی با مصرف ۸ لیتر و دیگری با مصرف ۱۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر خودرو برانند، راننده دوم سالانه حدود ۱۵۰۰ لیتر بیشتر بنزین مصرف خواهد کرد، هرچند که مسافت یکسانی را طی کردهاند. در نتیجه، نسبت دادن تمامی اختلاف مصرف به رفتار رانندهها نادرست است.
رئیس ستاد نوسازی ناوگان حملونقل ایدرو نیز اعلام کرده که حدود ۲.۶ میلیون خودروی سواری و وانت فرسوده، سالانه حدود ۸.۳ میلیارد لیتر بنزین مصرف میکنند که حدود ۳.۲ میلیارد لیتر آن، مصرف مازاد است. جایگزینی این خودروها با مدلهای نو میتواند به کاهش قابل توجهی در مصرف سوخت منجر شود.
این نهاد همچنین اشاره کرده که اسقاط حدود ۵۰۰ هزار خودروی فرسوده در سالهای اخیر، موجب صرفهجویی در مصرف یک و نیم میلیارد لیتر سوخت شده است. با این حال، این ارقام تنها بخشی از ناوگان فرسوده را شامل میشود و اهمیت آنها در نمایان کردن ارتباط بین فرسودگی و مصرف سوخت به خوبی مشهود است.
در نگاه کلان، اگر خودروهای جدید نیز مصرف بالایی داشته باشند، آنگاه مشکلات ناترازی سوخت از زمان تولید این خودروها ایجاد خواهد شد. بر اساس تحلیلها، مصرف بنزین وابسته به سه مؤلفه اصلی است: تعداد خودروها، میزان پیمایش و مصرف سوخت به ازای هر کیلومتر.
علاوه بر این سه عامل، متغیرهایی مانند ترافیک، توسعه حملونقل عمومی، ساختار شهری، قیمت سوخت و سایر عوامل در مصرف نهایی تأثیرگذار هستند. این گزارش، نقاط ضعف و چالشهای موجود در ناوگان حملونقل را به وضوح نمایان کرده و نیاز به توجه و اقدامات جدی در این زمینه را برجسته میسازد.در گزارشی درباره ناترازی بنزین در ایران، شانا به بررسی دلایل این موضوع پرداخته و آن را نتیجهای از عوامل متعددی میداند که شامل مسائل ساختاری، مدیریتی و زیرساختی است. این عوامل شامل فرسودگی ناوگان حملونقل، ضعف در سیستم حملونقل عمومی، استفاده ناکافی از ظرفیت گاز CNG، مشکلات ترافیکی، و قاچاق سوخت میشود.
بهمنظور درک بهتر این وضعیت، لازم است تا پیمایش سرانه یا سالانه خودروهای ایرانی با کشورهای مشابه مقایسه شود. در صورتی که رفتار مصرفکننده بهعنوان عامل اصلی مصرف بنزین مطرح شود، باید میزان تأثیر عواملی چون راندمان پایین خودرو و فرسودگی ناوگان از آن جدا شود. همچنین، هر گونه مقایسه با میانگین جهانی باید شامل دقت در شاخصهای مورد استفاده در هر طرف باشد.
اگرچه تاکید بر نقش خودرو و زیرساختها مهم است، اما نباید از عوامل دیگر غافل شد. عواملی از جمله قیمت بنزین، شیوه رانندگی، میزان استفاده از خودروهای شخصی و تعداد سفرها نیز بر مصرف سوخت تأثیر دارند. اصلاح الگوی مصرف میتواند بهعنوان یکی از راهحلها مطرح شود. نسبت دادن تمامی مشکلات به «مردم پرمصرف» یا نادیده گرفتن نقش رفتار مصرفکننده، هر دو رویکردی سادهانگارانه به شمار میآید.
مهمترین نکته این است که سهم هر یک از عوامل باید با استفاده از دادههای معتبر ارزیابی شود، نه اینکه صرفاً بر اساس فرضیات باشد. ایران با ناترازی واقعی و هزینهزا در این حوزه مواجه است و نیاز به کنترل رشد تقاضا احساس میشود. آغاز سیاستگذاری مؤثر از شفافسازی مشکل آغاز میشود. با توجه به مصرف بالای سوخت ناوگان در انتقال مسافتهای مشابه و وضعیت فرسودگی میلیونها وسیله نقلیه، نمیتوان به سادگی تمام مشکلات را به «مصرف بالای سوخت مردم» نسبت داد.
بنابراین، پرسش اصلی باید به این شکل اصلاح شود: «چرا نظام حملونقل ایران برای انجام میزان مشخصی جابهجایی به این مقدار بنزین نیاز دارد و چه نسبتی از این مصرف ناشی از رفتار راننده، و چه نسبتی نتیجه خودرو و زیرساخت و سیاستگذاری است؟»
تا زمانی که این مؤلفهها با دادههای قابل مقایسه تفکیک نشوند، میتوان نسبت دادن مصرف بالای بنزین تنها به «پرمصرف بودن مردم» را بهعنوان سهلانگاری در برخورد با یک مسئله پیچیده و چندعاملی دانست. در نهایت، یک سؤال آماری جدی وجود دارد: «زمانی که میگوییم سرانه مصرف بنزین ایران چهار لیتر در روز است، این چهار لیتر به چه معیاری مربوط میشود؟»












