در ماههای پایانی سال، نگرانیها درباره تأثیر بودجه دولت بر زندگی روزمره مردم و شرایط اقتصادی بیشتر میشود. در این راستا، به بررسی موضوع یارانهها و پیشنیازهای مرتبط با آن پرداخته شده است.
یارانهها بهعنوان نوعی کمک مالی به شهروندان تعریف شدهاند که بهبود رفاه عمومی را به دنبال دارد. اما، در ایران، این سیستم به مشکل پیچیدهای تبدیل شده که تأثیرات منفی آن، حکمرانان را به چالش کشیده و آرامش را از مردم سلب کرده است. بر اساس گزارشات، مجموع یارانههای دولتی در حوزه انرژی، به حدود ۱۳۰ میلیارد دلار میرسد و وجود ارقام غیر منطقی در برخی بخشها، بر نگرانیها افزوده است.
تحلیلها نشان میدهند که یارانهها نه تنها منجر به رفاه عمومی نشدهاند، بلکه به تولید مشکلات و فساد دامن زده و به دلیل آلودگیهای زیستمحیطی، زندگی روزانه را مختل کردهاند. قطع مکرر برق و انرژی یارانهای باعث آسیب جدی به کسبوکارها و صنایع شده است؛ بهطوریکه در سال گذشته، بسیاری از صنایع بیش از یکچهارم روزهای کاری خود را به دلیل کمبود انرژی از دست دادهاند.
موضوع نگرانکنندهتر، آمار جانباختگان به دلیل آلودگی هواست که در سال گذشته باعث مرگ بیش از ۵۹۰۰۰ نفر شده است. این شرایط باعث شده تا دولتها بار سنگینی را بر دوش مردم تحمیل کنند و سؤالاتی درباره کارایی این یارانهها مطرح شود.
با توجه به این مسائل، سؤال اصلی این است که یارانهها چه نقشی در تقویت رقابت شرکتها دارند؟ همچنین، آیا توجیهپذیری برای هزینه ۱۳۰ میلیارد دلار یارانه وجود دارد؟ برآوردها نشان میدهند که هر ایرانی سالانه بالای ۱۳۰۰ دلار یارانه میگیرد که اگر اعضای خانواده در نظر گرفته شود، این مقدار به بیش از ۷۰۰ میلیون تومان برای هر خانواده میرسد.
این وضعیت باعث میشود که نیاز به بازنگری اساسی در سیاستهای اقتصادی و یارانهای احساس شود تا از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری به عمل آید.### دولت و چالشهای مدیریت یارانهها
مدیریت یارانهها در کشور به معضلی جدی تبدیل شده که پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی به همراه داشته است. این وضعیت به تضعیف فرهنگ کار و بهرهوری در سازمانها و شرکتها منجر شده است. سوال اینجاست که در کدام کشور دیگر هزینههای لجستیک و حمل و نقل به این اندازه نادیده گرفته میشوند؟ و در کجا ترافیک و تردد به شکل کنونی اینچنین به وضوح باعث اتلاف زمان و فرصتهای شهروندان شده است؟
دولت برای خروج از این بحران چه راهحلی دارد؟ به نظر میرسد مسائل مربوط به مدیریت یارانهها و تبعات اقتصادی آن به اندازه موضوع تورم و نقدینگی پیچیده است و صرفاً به متغیرهای اقتصادی مرتبط نمیشود. تحریمهای ظالمانهای که کشور تحت تأثیر آن قرار دارد، بخشهای کلیدی اقتصاد را هدف قرار داده و یارانهها نیز از این تحولات متاثر شدهاند. در این شرایط دشواری، هر دولتی با هر رویکردی به چالشهای ناشی از تحریمها دچار شده و توانایی چندانی برای بهبود اوضاع ندارد.
واقعیت انکارناپذیر این است که تحریمها به طور قابل توجهی ساختارهای اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار داده و به تداوم یارانهها منجر شدهاند، امری که نه تنها به خسارتهای مالی دامن میزند بلکه به تضییع منافع عمومی مردم نیز منجر میشود. در وضعیت کنونی، اصلاح قیمتها و هماهنگی آنها با قیمتهای جهانی در کشوری با محدودیتهای فراوان تقریباً غیر ممکن است. شرکتها در چنین فضایی با چالشهای جدی برای رقایت مواجهاند و این روند تنها به افزایش هزینهها میانجامد.
بنابراین، به منظور خروج از این پیچیدگیها و بحرانها، تعامل با جامعه جهانی و استفاده از تجربههای کشورهای موفق در سیاست خارجی، تنها راه حل منطقی به نظر میرسد.











