وبسایت خبری
خبردونی

نگاهی به دستاوردهای نادیده در شب آغاز نخست‌وزیری فروغی در شهریور ۲۰

روایت پنهان از شب‌ نخست‌وزیری فروغی در شهریور ۲۰

**انتخاب فروغی در زمان بحران**

بر اساس گزارش‌های تاریخی، در تاریخ ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، نیروهای آلمانی به شوروی حمله کردند و این تحولات باعث ورود نیروهای شوروی و انگلستان به ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ شد. با این تحولات، نیاز به تدابیر سیاسی ضروری احساس شد. در کتاب «زندگی و زمانه محمدعلی فروغی» نوشته احمد واردی، به نقل از محمد سجادی، وزیر راه، آمده است که رضاشاه از سیاستمداران خواسته بود نظرات خود را درباره انتخاب نخست‌وزیر جدید ارائه دهند. سجادی در این خصوص بیان کرد که بلافاصلهٔ پس از این درخواست، آقای آهی نام ذکاء‌الملک فروغی را به عنوان گزینه‌ای شایسته مطرح کرد و این نظر توسط سجادی و آقای سهیلی تأیید شد.

**احضار نیمه‌شبی به دربار**

شش سال پس از کنار گذاشته شدن محمدعلی فروغی به دستور رضاشاه، در نیمه‌شب یک تماس تلفنی برای او برقرار شد. محمود فروغی، فرزند محمدعلی فروغی، در مصاحبه‌ای درباره این رویداد گفت که در شب مذکور، پس از صرف شام، زنگ تلفن به صدا درآمد. او توضیح داد که صدای تلفن‌چی دربار را شناخت و متوجه شد که درخواستی از سوی اعلی‌حضرت برای حضور پدرش در دربار وجود دارد.

محمود برای پدرش این خبر را منتقل کرد که وی به دلیل نبود اتومبیل شبانه، فردا صبح حاضر خواهد شد. با این حال، پس از دقایقی، اتومبیل آقای سهیلی وزیر کشور به خانهٔ آنها رسید و پدرش تصمیم گرفت با او به دربار برود. هنگام آماده شدن، محمود با نگرانی منتظر بازگشت پدرش بود. پس از گذشت چند ساعت، در نهایت پدرش به خانه بازگشت و از جلسه‌ای که با رضاشاه داشت، خبر داد.

گفته‌های او نشان‌دهندهٔ احترام بالای پدرش به ملت و نیز اهمیت آن شب در تاریخ ایران بود. این وقایع به خوبی تصویرگر جو ناامنی و تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای در دوران بحرانی است.**گزارش از تحولات سیاسی و دیپلماسی در دوران نخست‌وزیری فروغی**

در مصاحبه‌ای که بین یک شخص و مقامات صورت گرفت، به اظهار نظری درباره وضعیت سیاسی کشور پرداخته شد. این مقام در اشاره به شرایط روز به بیان اینکه در گذشته همه تصمیمات تحت نظر اعلی‌حضرت اتخاذ می‌شد، گفت که حالا فضای گفتگو تغییر کرده و تصمیم‌گیری‌ها بیشتر به عهده خود او است. او توضیح داد که در نتیجه این تغییرات، به اعلی‌حضرت پیشنهاد داده‌اند که جلسات تصمیم‌گیری خود را به باغ ییلاقی وزارت امور خارجه انتقال دهند.

عیسی صدیق، استاد دانشگاه تهران و وزیر فرهنگ در دولت فروغی، در کتاب «یادگار عمر» نگرش فروغی را در قبال مسئولیت‌هایش نشان می‌دهد. او با وجود کسالت و مشکلات سلامتی، احساس می‌کرد که وظیفه‌اش حمایت از کشور است و نمی‌توانست از این مسأله شانه خالی کند.

فروغی در شرایطی که کشور درگیر بحران‌های سخت بود، نخست‌وزیری را بر عهده گرفت. او با تدبیر خود موفق به امضای پیمان سه‌جانبه در بهمن ۱۳۲۰ شد. در نشستی در مجلس، فروغی بر اهمیت پیمان تاکید کرد و از نمایندگان خواست که بر اساس منافع ملی به آن بنگرند، و بیان کرد که این پیمان بدون فشار یا تهدید پیشنهاد شده است.

دولت فروغی که توانسته بود در شهریور ۱۳۲۰ حمایت مجلس را جلب کند، در آذر همان سال با رای پایین‌تری روبه‌رو شد. در تاریخ ۱۱ اسفند، پس از انتقادات به برخی از وزرایش، مجلس به بررسی وضعیت کابینه پرداخته و با رای بالایی به آن اعتماد کرد اما کفایت این رای برای حفظ دولت احساس نمی‌شد. در این شرایط، فروغی به این نتیجه رسید که برای ادامه کارش به پشتیبانی بیشتری نیاز دارد و از این رو استعفای خود را تقدیم کرد و سهیلی جانشین او شد.

کریم سنجابی نیز در مصاحبه‌ای به انتقادات عمومی نسبت به سیاست‌های فروغی اشاره کرده و به برخی اعتراضات جاه‌طلبانه که به صورت جسارت‌آمیز ابراز شد، پرداخت. او به یاد آورد که یکی از نمایندگان مجلس در هنگام سخنرانی فروغی سنگی به سمت او پرتاب کرد و این اقدام، ابراز نارضایتی از همکاری‌های او با نیروهای بیگانه بود.**محمدعلی فروغی؛ چهره موثر تاریخ معاصر ایران**

محمدعلی فروغی، یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ معاصر ایران، در سال ۱۲۵۴ در خانواده‌ای بازرگانی در اصفهان به دنیا آمد. پدرش، محمدحسین فروغی، رئیس دارالطباعه دولتی در زمان ناصرالدین‌شاه و موسس روزنامه «تربیت» بود. از سنین پایین تحت نظارت پدر و معلم‌های خصوصی به تحصیل پرداخته و به یادگیری زبان‌های انگلیسی و فرانسوی پرداخت. او به دارالفنون رفت اما پس از دو سال مطالعه، به تحصیل در فلسفه در مدارس مختلف ادامه داد.

در مورد دوران سیاست او، دکتر مصدق به دلیل نقش فروغی در تجدید قرارداد نفت با انگلیس‌ها و تغییراتی که در شرایط قرارداد پیشین ایجاد شد، او را متهم به خیانت می‌دانست. اما با گذشت زمان، نظرات نسبت به شخصیت او تغییر کرده است. بسیاری بر این باورند که فروغی شخصیت فرهنگی با ارزشی بود و آثارش، از جمله نوشته‌های ادبی و علمی او در رشته‌های مختلف، همچنان مورد توجه قرار دارد. آثار او به ویژه در زمینه‌های فیزیک، تاریخ، اقتصاد و فلسفه ارزشمند است و برخی از آنها به مدت سال‌ها در مدارس تدریس می‌شد.

فریدون زندفرد، نویسنده و دیپلمات، در کتابش به نقش مهم فروغی در تنظیم پیمان سه‌جانبه اشاره می‌کند و آن را عاملی دانسته که ایران را به صف متفقین پیوند زد. این پیمان تضمین می‌کرد که نیروهای بیگانه پس از جنگ از ایران خارج شوند.

امیرتیمور کلالی، رئیس ایل تیموری و از مقامات دولت مصدق، در مصاحبه‌ای درباره فروغی به نشان دادن توانایی‌های بالای او در استدلال اشاره کرد و او را فردی فرهیخته نامید.

سفیر آلمان در ایران، گبهارد لبرشت فون بلوشر، نیز اشاره کرده که دانشجویان ایرانی در آن زمان بیشتر با فرهنگ و تفکرات اروپایی آشنا می‌شدند و فروغی به عنوان فردی که به عمق فلسفه و حکمت غرب دست یافته، در انتقال این شناخت به هم‌وطنانش کوشید.

به طور خلاصه، محمدعلی فروغی نه تنها به عنوان یک سیاستمدار، بلکه به عنوان یک روشنفکر و نویسنده‌ای تاثیرگذار در تاریخ ایران شناخته می‌شود که آثارش همچنان در فضای علمی و ادبی کشور مطرح است.در دارالترجمه وزارت انطباعات فعالیت خود را آغاز کرد و به تدریس در مدارس جدید پرداخت. پس از آن، به مدرسه سیاسی رفت تا در زمینه تاریخ و حقوق بین‌الملل تدریس کند و همزمان معاونت مدرسه را بر عهده داشت که ریاست آن به پدرش مربوط بود. وی به عنوان نماینده صنیع‌الدوله در نخستین مجلس شورای ملی برای تأسیس دبیرخانه فراخوانده شد و به عنوان دستیار اداری و مالی رئیس مجلس نیز فعالیت داشت. در سی سالگی با دختری از خانواده نظام‌السلطنه مافی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چهار پسر و دو دختر بود. همسرش به دلیل بیماری سل در سنین جوانی درگذشت و او دیگر ازدواج نکرد.

فروغی با همکاری تعدادی از دانش‌آموختگان و معلمان مدرسه سیاسی، مؤسسه فرهنگ را تأسیس کرد و در آن شخصیت‌هایی همچون عبدالله مستوفی و علی‌اکبر داور حضور داشتند. فعالیت‌های فرهنگی این گروه به ویژه در حوزه ترجمه و نمایش، تأثیر بسزایی داشت. او به عنوان رئیس این مؤسسه برخی از نمایشنامه‌ها را نیز خود ترجمه کرد.

در مجلس دوم، فروغی جوان‌ترین نماینده بود و ابتدا به عنوان منشی و سپس رئیس مجلس انتخاب شد. او همچنین در انتخاب ناصرالملک به عنوان نایب‌السلطنه نقش آفرینی کرد. در کابینه صمصام‌السلطنه به عنوان وزیر عدلیه فعالیت نمود و پس از استعفا، به ریاست دیوان عالی تمیز منصوب شد.

فروغی به عنوان نماینده ایران در کنفرانس صلح ورسای در سال ۱۹۱۹ شرکت کرد و سپس در کابینه مستوفی‌الممالک تا سال ۱۳۰۲ و در کابینه چهل‌وچهارم به عنوان وزیر خارجه مشغول به کار بود. پس از وقایع بزرگ سال ۱۳۰۴، به نخست‌وزیری رسید و دوباره در سال‌های ۱۳۱۲ و ۱۳۲۰ نیز به این مقام انتخاب شد.

فروغی نه تنها یک سیاستمدار با تجربه بود، بلکه در عرصه فرهنگ نیز شخصیتی برجسته به شمار می‌آید. او در حوزه تدریس، تألیف کتاب‌های درسی و غیر درسی، و تصحیح متون قدیمی فعال بود و در تأسیس فرهنگستان با علی‌اصغر حکمت مشارکت داشت.

حبیب یغمایی، دوستی نزدیک به فروغی، درباره دوره‌ی بازنشستگی او (از ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰) به بیان اینکه او هیچ حساب بانکی نداشت و حتی مقروض بود، اشاره کرده است. او پس از فروش برخی از اشیای نفیس خانوادگی بسیار متاثر شد.

فروغی به وضوح فردی خدمت‌گزار و متعهد به مردم و کشورش بود، بدون هیچ گونه کینه و با وقار، به منافع مردم و ایران می‌اندیشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *