وبسایت خبری
خبردونی

جک پاشنه‌فنری؛ واقعیتی ترسناک یا افسانه‌ای که لندن را به جنون کشاند؟

به گزارش خبردونی، جوّی وحشتناک درباره یک موجود مرموز به نام «جک پاشه‌فنری» بر لندن و اسکاتلند در دوران ویکتوریا سایه افکنده است. این موجود با چشمان درخشان و دست‌های سرد و چنگالی، ویژگی‌های هراس‌انگیزی دارد و در روایت‌ها از او به عنوان فردی شیطانی یاد می‌شود.

نخستین بار در اکتبر ۱۸۳۷، جک پاشه‌فنری خود را در کلپهام کامان به نمایش گذاشت. یک خدمتکار به نام ماری استیونز در حین بازگشت به خانه، مورد حمله این موجود قرار گرفت؛ او با دستان سرد و غیرعادی‌اش به او نزدیک شد و سپس به سرعت غیب شد.

تنها یک روز بعد، جک دوباره مشاهده شد؛ این بار او توانست از دیواری به ارتفاع نه فوت بجهد و در حالی که قهقه می‌زد، فرار کند. این فعالیت‌های غیرمعمول باعث شد تا او شهرت پیدا کند و لقب «جک پاشه‌فنری» به او اطلاق شود.

پس از این، شمار زیادی از زنان گزارش‌هایی درباره حملات این موجود مرموز ارائه دادند و هراس در لندن به طور وسیعی گسترش یافت. شهردار لندن، سِر جان کوان، با انبوهی از نامه‌های شکایت مواجه شد که ساکنان درباره این موجود مرموز ابراز نگرانی کرده بودند.

در تاریخ ۱۹ فوریه ۱۸۳۸، جین آلسوپ که در خانه پدرش بود، با مردی برخورد کرد که ادعا می‌کرد جک پاشه‌فنری را دستگیر کرده است. اما به محض اینکه او شمعی به او داد، مرد نقاب خود را کنار زد و به او حمله کرد.

این حملات به پایان نرسید و به زودی پس از آن، دو خواهر به نام‌های لوسی و مارگارت اسکِیلز نیز قربانی دیگری شدند. در این حمله، شعله‌هایی آبی از جک متوجه لوسی شد و او بینایی‌اش را از دست داد. امید به نجات او در حالی بود که جک از محل فرار کرد.

این حوادث هولناک باعث شد که جک پاشه‌فنری به یکی از معماهای بزرگ و ترسناک تاریخ لندن تبدیل شود و نگرانی‌های عمومی بیشتری را به همراه آورد.### ادامه افسانه جک پاشنه‌فنری و نقش مارکی واترفورد

پس از وقوع چندین حمله مرموز، افسانه جک پاشنه‌فنری همچنان به حیات خود ادامه داد و به بخشی از اسطوره‌های فرهنگی تبدیل شد. این شخصیت خیالی، که در تاریخ معاصر به عنوان یک موجود مرموز شناخته می‌شود، توسط رسانه‌ها و داستان‌نویسان به زنده‌بودن خود ادامه داد.

در این میان، مارکی واترفورد، که به عنوان یکی از مظنونان اصلی در دهه ۱۸۴۰ شناخته می‌شود، توجهات زیادی را به خود جلب کرد. این اشراف‌زاده ایرلندی که به «مارکی دیوانه» معروف بود، سابقه‌ای از رفتارهای پرخاشگرانه و قانونی داشت و به خاطر تحقیر زنان و عدم رعایت هنجارهای اجتماعی شناخته می‌شد.

پس از ازدواج در سال ۱۸۴۲، ظاهراً رفتار او تغییر کرد و تا زمان مرگش در سال ۱۸۵۹، در یک حادثه اسب‌سواری، آرام گرفت. بااین‌حال، موج جدیدی از رویارویی‌ها با جک پاشنه‌فنری همچنان در قرن جدید ادامه یافت و این احتمال وجود دارد که این پدیده به‌جای یک نفر، ناشی از فعالیت‌های گروهی از کلاهبرداران بوده باشد.

در دهه‌های ۱۸۵۰ و ۱۸۶۰، جک پاشنه‌فنری در مناطق مختلف انگلستان، به ویژه در میدلندز، خود را نمایان کرد. در سال ۱۸۷۷، گزارشی از سربازی در پادگان آلدرشات وجود دارد که در تاریکی با شخصی مواجه می‌شود که به او حمله می‌کند، اما او موفق به فرار می‌شود.

در همان سال، او در نیوپورت آرچ در لینکلن دیده شد و با تیراندازی مردم روبرو شد، اما باز هم موفق به فرار شد. شواهد بیشتر از شمال غرب انگلستان به‌ویژه تا سال ۱۹۰۴ ادامه داشت و آخرین گزارش‌ها به منطقه اورتون لیورپول بازمی‌گردد.

در نهایت، هویت واقعی جک پاشنه‌فنری به‌احتمال زیاد هرگز معلوم نخواهد شد و نظریات متفاوتی درباره او وجود دارد. برخی او را یک موجود غیرزمینی یا موجودی افسانه‌ای می‌دانند. این افسانه همچنان بین مردم انگلستان باقی مانده و به تنوع فرهنگ‌های شهری افزوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *