وبسایت خبری
خبردونی

به گزارش خبرگزاری ایبنا، طاهره مهری در بررسی‌اش به اهمیت سفرنامه‌ها به‌عنوان منابعی با ارزش تاریخی اشاره می‌کند. این متون نه‌تنها اطلاعات جغرافیایی بلکه داده‌های مهمی درباره تحولات اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف را ارائه می‌دهند. مهری با طرح این فرض که اگر تکنولوژی‌های حمل و نقل و ارتباطات، دسترسی به سفر و مشاهده مکان‌های جدید را آسان نمی‌کردند، سفرنامه‌ها به‌عنوان منابع اطلاعاتی بسیار کلیدی باقی می‌ماندند، به اهمیت گفتمان این آثار اشاره می‌کند.

در ادامه، گزارشی از کتاب «سفرنامه تاورنیه» که به‌تازگی توسط حمید ارباب شیرانی ترجمه شده، ارائه می‌دهد. ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد و بازرگان فرانسوی، در قرن هفدهم بارها به ایران سفر کرده و سفرنامه‌اش به وقایع آن دوران و دربار صفوی اهمیت ویژه‌ای دارد. اولین انتشار این سفرنامه به سال ۱۳۳۱ قمری (۱۲۸۹ شمسی) و توسط ابوتراب نوری بوده که با مشکلاتی در ترجمه و چاپ مواجه شد. نسخه دوم این اثر، با ویرایش حمید ارباب شیرانی، در سال ۱۳۳۶ شمسی منتشر شد.

حمید ارباب شیرانی در مقدمه کتاب، سفرنامه تاورنیه را به تفصیل معرفی می‌کند و به زندگی او از بدو تولد در سال ۱۶۰۵ در پاریس اشاره می‌کند. خانواده‌اش که پیشینه‌ای در جغرافیا و نقشه‌نگاری داشتند، بر علاقه او به سفر اثر گذاشتند. تاورنیه در کل نُه بار به ایران سفر کرد و اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی روزمره، فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان آن زمان ثبت کرده است.

اگرچه تاورنیه جزئیات مهمی را مستند کرده، به نظر می‌رسد که از برخی زیبایی‌های آثاری چون باغ‌های شیراز و تخت‌جمشید غفلت کرده و ارزش‌های واقعی اصفهان را نادیده گرفته است. با این حال، پل سی‌وسه چشمه در اصفهان، به‌عنوان یک نمونه زیبا از معماری آن دوران توسط او مورد تحسین قرار گرفته است.سفرهای ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، بین سال‌های ۱۶۳۲ تا ۱۶۶۸ میلادی به وقوع پیوست. نخستین سفر او در دوران سلطنت شاه صفی، نوه شاه عباس بزرگ و دیگر سفرهایش در زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان (صفی دوم) انجام شد. تاورنیه در مجموع شش سفر به ایران داشت که شامل سه سفر بازگشتی از هند نیز می‌شد؛ یکی از آن‌ها از طریق دریا از بندر سورت به هرمز و دو تای دیگر از مسیر قندهار انجام گرفت. در مجموع، او نه بار به ایران سفر کرد.

تاورنیه در طول سفرهایش با افراد مشهور بسیاری ملاقات کرد و اطلاعات تاریخی مهمی درباره آن‌ها به ثبت رساند. او به شخصیتی همچون میرزا تقی اعتمادالدوله، صدراعظم شاه عباس اول و شاه صفی اشاره می‌کند و دیگر شخصیت‌های برجسته مانند محمدبیگ و علی مردان‌خان حاکم قندهار را نیز نام می‌برد.

در سفرنامه‌اش، تاورنیه به توصیف سرزمین ایران می‌پردازد و به یادآوری قنات‌های فراوانی که موجب حاصلخیزی این منطقه در گذشته شده بودند، پرداخته و می‌گوید امروز، پس از جنگ‌های متعدد، تعداد این قنات‌ها به شدت کاهش یافته است. او همچنین در گفت‌وگویی با میرزا ابراهیم، والی آذربایجان، به نگرانی‌ها درباره کاهش منابع آب و قنات‌ها اشاره می‌کند.

تاورنیه درباره روش‌های آبیاری می‌نویسد که باغ‌ها به وسیله چاه و دستگاه آبیاری چرخشی که با گاو به حرکت درمی‌آید آبیاری می‌شوند. او خاطرنشان می‌کند که آب جاری از چشمه‌ها به خاطر تأثیر بهتر بر محصول، از آب‌های دیگر برتر است.

سفرنامه او همچنین به توصیف اصفهان می‌پردازد. تاورنیه بیان می‌کند که محیط اصفهان به اندازه پاریس بزرگ است؛ در حالی که جمعیت آن به مراتب کمتر است. در خصوص جمعیت اصفهان، حمید ارباب شیرانی در پاورقی اشاره به نظرات دیگر مسافران می‌کند که بر بی‌اساسی آمار تاورنیه تأکید دارند و به دلیل وجود باغ‌های زیاد و خانه‌های مستقل در این شهر، مناطق خالی از سکنه نیز مشاهده می‌شود.

او همچنین به وضعیت حصارها و دفاع اصفهان اشاره می‌کند و به توصیف باروها و خندق‌های ناکافی آن می‌پردازد. به طور کلی، سفرنامه تاورنیه منبعی با ارزش برای تاریخ و جغرافیای ایران عصر صفوی به حساب می‌آید.**کوچ ارمنیان به جلفا و نقش شاه‌عباس در توسعه آن**

درباره کوچ ارمنیان به جلفا، تاورنیه جهانگرد فرانسوی می‌گوید که جلفا به معنای واقعی کلمه یک مهاجرنشین از ارمنستان است که به دستور شاه‌عباس بزرگ تأسیس شده است. او در ادامه به رشد این منطقه اشاره می‌کند که امروزه به عنوان یک شهر بزرگ با دو خیابان اصلی و درختان چنار شناخته می‌شود. این درختان همراه با جوی‌های آبی، مناظر دل‌انگیزی را به وجود آورده‌اند و محله‌های جلفا را از نظر زیبایی در سطح بالایی قرار داده‌اند.

شاه‌عباس برای جلوگیری از تهدیدات ترک‌ها، ارمنیان مناطق مختلفی همچون جلفا، نخجوان و ایروان را به ایران کوچ داد. او ارمنیان به‌ویژه از جلفا را در اصفهان و نواحی اطراف مستقر کرد. در سال‌های ابتدایی، برخی از این ارمنیان به مازندران فرستاده شدند، اما بسیاری از آنان در این منطقه از بین رفتند. شاه‌عباس سپس برای سکونت ارمنیان در اصفهان محله‌ای جدید در نظر گرفت و این روند باعث جذب ارمنیان دیگر از مناطق مختلف شد.

به رغم تصورات عمومی، تاورنیه می‌گوید که مهاجرت ارمنیان به دلیل شرایط سخت کشاورزی و تهدیدات خارجی، در واقع به نفع آنان تمام شده است. او مدعی است که بسیاری از آن‌ها با گذشت زمان به ثروت دست یافته‌اند و امروز در جلفا زندگی رضایت‌بخشی دارند.

در نهایت، تاورنیه نظر مثبتی درباره ایرانیان دارد و آنها را هم‌سطح با کشورهای دیگر از نظر عقل و کفایت می‌داند. او از مهمان‌نوازی ایرانیان و امنیت موجود در کشور نسبت به امپراتوری عثمانی ابراز رضایت می‌کند و به نظم و ذوق یادگیری ایرانیان اشاره می‌کند. سفر او به ایران در زمان سلطنت شاه‌صفی، نوه شاه‌عباس اول، باعث جمع‌آوری اطلاعات دقیق در زمینه‌های مختلف اجتماعی و شهری شده است که از اهمیت بالایی برخوردارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *