وبسایت خبری
خبردونی

رقابت بر سر منابع مالی؛ بررسی چگونگی نجات «بانک ملی» از چالش‌های دوران مشروطه

نبرد بر سر خزانه؛ چگونه «بانک ملی» از دل بحران‌های مشروطه بیرون آمد؟

**تأسیس بانک ملی؛ نقطه عطفی در تاریخ مالی ایران**

تأسیس بانک ملی ایران نه تنها یک تحول بانکی، بلکه نتیجه تلاش‌های گسترده برای استقلال مالی و برطرف کردن مشکلات اقتصادی کشور بود. این پروسه که از اواخر دوره قاجار آغاز شد، در دوران پرتنش مشروطه به یک درخواست ملی تبدیل گردید و سرانجام در تاریخ بیستم شهریور ۱۳۰۷ شمسی به تأسیس این نهاد مالی منجر شد که تا سال‌ها در مرکز نظام پولی و بانکی کشور قرار داشت.

در تحلیل تاریخی شکل‌گیری این بانک، به نقش صرافان، تجار و فشار افکار عمومی، همچنین کارشکنی‌های بازیگران خارجی و مشارکت گروه‌های اجتماعی، از جمله زنان، در حمایت از این ایده اشاره می‌شود. این تجربه نشان می‌دهد که بانک ملی به صورت ناگهانی تأسیس نشده، بلکه حاصل یک فرایند پیچیده و تدریجی بوده است.

**تاریخچه‌ای از بانکداری نوین در ایران**

پیشنهاد تأسیس یک بانک ایرانی به شکل مدرن، سال‌ها پیش از تأسیس بانک ملی مطرح شده بود. طبق گزارش‌های منتشر شده، حاج محمدحسن امین‌الضرب، یکی از صرافان بزرگ تهران، در سال ۱۲۵۸ شمسی این پیشنهاد را به ناصرالدین‌شاه ارائه داد که به نتیجه نرسید و باعث افزایش نفوذ بانک‌های خارجی در ایران شد.

در سال‌های بعدی، بانک شاهنشاهی به عنوان نهاد مالی اصلی کشور شناخته شد. این بانک با تشکیل امتیازنامه در دوره ناصری، به فعالیت‌های فراتر از یک بانک تجاری پرداخت و نقش‌های حیاتی در امور مالی دولتی ایفا کرد. در این دوران، به تدریج وظایفی که بعدها به نهادهای پولی ملی سپرده شد، از سوی این بانک انجام می‌گرفت.

**بحران مالی و نیاز به بانک ملی**

پس از تأسیس مشروطه، دولت ایران با بحران مالی جدی مواجه شد و مباحثی پیرامون تأمین منابع مالی و بدهی‌ها در مجلس شورای ملی مطرح گردید. با توجه به کمبود شدید نقدینگی و مشکلات مالی، موضوع استقراض از کشورهای خارجی به مرکز توجهات تبدیل شد. در یکی از جلسات مجلس، گزارشی از وضعیت مالی دولت ارائه شد که نشان می‌داد دولت با بدهی‌های کلانی دست به گریبان است. این شرایط بحرانی باعث شد تا تأسیس بانک ملی به عنوان یک مطالبه عمومی مطرح شود.

این تحولات، سرنوشتی جدید برای نظام مالی کشور رقم زد و راه را برای تأسیس نهادی فراهم کرد که به تدریج به ساختار مالی ایران شکل می‌بخشید.در صورت تصویب مجلس، مبلغ درخواست‌شده در قالب وامی با بهره هفت درصد و با شرایطی خاص، به صورت حواله از دو بانک شاهنشاهی و استقراضی به دولت ایران اعطا می‌شد. بر اساس این توافق، دولت ایران موظف به مصرف وام با نظارت و توافق دو دولت روسیه و انگلیس می‌گردید. همچنین برای تضمین بازپرداخت، گمرکات شمال کشور به روسیه و پستخانه‌ها و تلگرافخانه‌ها به انگلستان به عنوان وثیقه تعیین می‌شد و در صورت ناکافی بودن این وثایق، گمرکات جنوبی نیز در سواحل خلیج‌فارس به وثیقه افزوده می‌شدند.

در تاریخ ۲۳ آبان ۱۲۸۵ خورشیدی، میرزا ابوالقاسم ناصرالملک، وزیر مالیه، در مجلس شورای ملی حاضر شده و از وضعیت مالی ناپایدار کشور صحبت کرد. او پیشنهاد اخذ وام از کشورهای اروپایی را مطرح کرد، اما با مخالفت شدید نمایندگان رو به رو شد.

واکنش‌های مجلس در این خصوص متفاوت بود. برخی نمایندگان بر ضرورت اخذ وام در شرایط دشوار مالی تأکید کردند، در حالی که برخی دیگر هرگونه استقراض خارجی را بر ضد منافع ملی دانستند. همچنین تعدادی از نمایندگان ابراز نگرانی کردند که اطلاعات دقیقی از وضعیت مالی کشور ندارند و خواستار ارائه صورت‌حساب از جانب دولت شدند. نمایندگان جناح تجار بیشتر از سایرین در جریان جزئیات قروض و هزینه‌های دولت بودند. حاج محمد معین‌التجار بوشهری در نطقی به انتقاد از قرارداد وام با روسیه و انگلیس پرداخت و پیشنهاد داد که دولت بدون وثیقه و گرو، مبلغ مورد نیاز را از این بانک‌ها قرض کند و صدراعظم ضمانت پرداخت آن را بر عهده بگیرد.

حضور ناصرالملک در مجلس نقطه عطفی در این جدل مالی بود. او در حالی که از نابسامانی مالی کشور سخن می‌گفت، با مخالفت جدی برخی نمایندگان که تجربه ناموفق وام‌های قبلی را در نظر داشتند، مواجه شد. در این فضا، تأسیس بانک ملی به عنوان یک راه حل مطرح گردید، نهادی که قرار بود به نیازهای اعتباری دولت و مردم پاسخ دهد و نفوذ بانک‌های خارجی را کاهش دهد. در ۹ آذر ۱۲۸۵، مجلس با اصل تأسیس بانک ملی موافقت کرد و این تصمیم در جامعه بازخورد مثبتی داشت. اعلام رسمی تأسیس این بانک، در ۱۳ ذی‌قعده ۱۳۲۴ (۷ دی ۱۲۸۵)، نشانگر عزم مردم برای جلوگیری از استقراض خارجی بود.

اهمیت تأسیس بانک ملی را باید در بستر تاریخی خاص آن زمان بررسی کرد. اقتصاد ایران در پایان دوره قاجار تحت فشار بحران‌های مزمن، امتیازهای خارجی و ناپایداری مالی قرار داشت و بانک ملی نه تنها به عنوان یک مؤسسه مالی بلکه به عنوان نمادی از اراده ملی برای سامان‌دهی به اقتصاد داخلی مطرح شد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که انقلاب مشروطه تنها یک جنبش سیاسی نبوده، بلکه با خواسته‌های اقتصادی و نهادسازی نوین پیوند داشته است. تأسیس بانک ملی بخشی از تلاش‌ها برای شکل‌دهی به نهادهای مدرن و ملی محسوب می‌شود و مطبوعات آن زمان نیز به اهمیت این موضوع تأکید کرده‌اند. روزنامه حبل‌المتین به ضرورت وجود بانک برای اعتبار کشور و چرخه تجارت اشاره کرد و نگرانی‌ها از بی‌تفاوتی جامعه نسبت به این مسائل را بیان داشت.### تأسیس بانک ملی و نقش اجتماعی زنان: نگاهی به تاریخ

در دوران تأسیس بانک ملی، موضوعاتی چون احترام به حقوق زنان و حفظ هویت ملی مطرح شد. برخی از فعالان اجتماعی به انتقاد از بی‌توجهی‌های مردمی پرداختند و بر لزوم استقلال کشور تأکید کردند.

تحقیقات نشان می‌دهد که این طرح به‌واسطهٔ شبکه گسترده رسانه‌ای به یک جنبش عمومی تبدیل شد. بسیاری از نشریات، مشکلات بانک‌های خارجی و تأثیرات منفی آن‌ها بر اقتصاد کشور را برجسته کردند و از مردم خواستند در تاسیس بانک ملی مشارکت کنند. مجلس نیز اقدام به تشویق و تحریک مردم با هدف جمع‌آوری سرمایه‌گذاری انجام داد و کمیسیونی برای این هدف تشکیل داد.

از جمله نمایندگان مجلس، محقق‌الدوله خواستار استفاده از منابر برای تشویق مردم به تأسیس این بانک بود. مراجع دینی نیز به این درخواست پاسخ مثبت دادند و شاهدانی گزارش کردند که آیات عظام در خصوص اهمیت تأسیس بانک ملی به نمایندگان پاسخ داده‌اند.

در این دوران، هاشم محیط‌مافی از علاقه‌مندی مردم برای شرکت در این طرح نوشته و بیان کرده است که مردم حتی حاضر بودند از مال خود برای جلوگیری از استقراض استفاده کنند.

احترام به نقش زنان در این جنبش نیز از سوی فعالان اجتماعی، کم‌توجهی شده است. در مقاله‌ای به قلم سمیه‌سادات شفیعی، به تاریخچهٔ مشارکت زنان در این روند پرداخته شده و به چگونگی جمع‌آوری اعانه‌ها اشاره شده است. زنان در قالب انجمن‌ها و هیأت‌های مختلف، با جمع‌آوری اعانه‌ها و برگزاری کمپین‌های مالی، نقش مؤثری در حمایت از تأسیس بانک ملی داشتند.

یکی از مستندات نشریه‌ای به نام «ایران نو» نشان می‌دهد که زنان با کمال میل به تأمین مالی پروژه‌های دولتی تمایل داشتند در حالی‌که به هیچ وجه حاضر به تأمین مالی از خارج نبودند. مستندات نشان‌دهندهٔ اعانه‌های نقدی و غیرنقدی زنان است که حتی در جمع‌آوری مبالغ کم، همبستگی و خواست عمومی را نشان می‌دهد.

این اسناد نشان می‌دهد که زنان ایرانی در زمان‌های این چنینی با آگاهی سیاسی و اجتماعی خود، به عنوان جزء جدایی‌ناپذیر از یک مطالبهٔ ملی، در مشارکت داشتند.

تأسیس بانک ملی، نه تنها باعث قطع روابط بانکی با کشورهای خارجی شد، بلکه استقلال مالی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد و به نوعی پاسخ به چالش‌های تاریخی آن دوران محسوب می‌شود.

چالش‌های پیش‌رو؛ کمبود نقدینگی و کارشکنی بانک‌های خارجی

تأسیس بانک ملی در دوران مشروطه با وجود اشتیاق اجتماعی، با دشواری‌های چشمگیری مواجه بود. منابع متعدد نشان می‌دهند که این طرح با موانع داخلی و خارجی روبرو شد. دولت در شرایط بحرانی مالی قرار داشت و نیاز به وجوه نقد برای پرداخت هزینه‌ها و تعهدات فوری داشت. همچنین، ساماندهی اجرایی بانک و تأمین سرمایه لازم زمان‌بَر بود.

مظفر شاهدی در این زمینه اشاره می‌کند که پس از تصویب مجلس، سهام بانک ملی منتشر شد، اما «با وجود قول‌های مساعد نمایندگان، استقبال عمومی از سرمایه‌گذاری در این طرح مورد انتظار نبود.» پس از چند روز از انتشار سهام، تعداد مشارکت‌کنندگان به تعداد انگشتان دست نیز نرسید. تعدادی از نمایندگان پیشنهاد کردند که حداقل مبلغ سهام از پنج تومان به یک تومان کاهش یابد تا اقشار پایین جامعه نیز مشارکت کنند.

شاهدی تصریح می‌کند که بانک‌های دولتی و تأمینی به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی تمایلی به گسترش رقیب ملی نداشتند. ادوارد براون نیز می‌نویسد: «بانک‌های روس و انگلیس مانع‌تراشی‌هایی ترتیب دادند و سعی کردند کمبود پول ایجاد کنند، زیرا می‌دانستند که راه‌اندازی بانک ملی به معنای از دست رفتن قدرت آن‌ها خواهد بود.»

عین‌السلطنه نیز در خاطرات خود می‌نویسد که بلافاصله پس از اعلام تأسیس بانک ملی، مبادلات بانک‌های انگلیس و روس قطع شد و با کمبود پول مواجه شدیم. روزنامه ندای وطن که پیش‌تر از حامیان بانک ملی بود، انتقادات خود را متوجه ثروتمندانی کرد که وجوه خود را به بانک‌های خارجی می‌سپردند و از سرمایه‌گذاری در کشور خودداری می‌کردند.

علاوه بر فشار خارجی، ضعف‌های داخلی، اختلاف‌نظر در ساختار سیاسی و ناپایداری وضعیت نیز موانع دیگری بودند. مجلس و دولت درباره راه‌حل‌های بحران مالی توافق نظر نداشتند. هرچند نظامنامه بانک ملی تهیه و به تصویب رسید، اما اعتراض دو بانک خارجی اوضاع را سخت‌تر کرد. جمال‌زاده در «گنج شایگان» به تلخی نتیجه‌گیری می‌کند که با وجود همراهی مردم، بانک‌های خارجی در جهت مشکلات پیش آمدند و «سرنوشت بانک ملی به بن‌بست رسید و حسرتی در دل ایران‌پرستان باقی ماند.»

پیشنهاد بانک آلمانی؛ مناقشه‌ای جدید در افق

در یک بخش کمتر مورد توجه تاریخ، تلاش برای تأسیس شعبه‌ای از یک بانک آلمانی در ایران مطرح شد. شاهدی بیان می‌کند که برخی تصمیم‌گیران ایرانی بر این باور بودند که اگر راه‌اندازی بانک ملی نمیسر نیست، می‌توانند از ظرفیت یک بانک غیرانگلیسی و غیرروسی بهره‌برداری کنند. پیشنهاد تأسیس شعبه بانک شرقی آلمان مطرح شد، اما این طرح نیز با مخالفت جدی روس و انگلیس مواجه شد و سرانجام به نتیجه نرسید. شاهدی این مخالفت‌ها را نشانه‌ای از رقابت که تنها به عرصه بانکی محدود نمی‌شد، بلکه به موازنه نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران مربوط می‌شد، می‌داند.

از شکست‌های اولیه تا تحقق نهایی

اگرچه تلاش‌های اولیه مشروطه‌خواهان برای تأسیس بانک ملی در سال‌های آغازین نتیجه‌ای نمی‌دهد، اما ایده آن در حافظه تاریخی و اداری کشور باقی ماند و با تغییر شرایط در سال‌های بعد، امکان اجرایی شدن آن فراهم شد.

در این زمان، ایران شاهد تأسیس بانک‌های مالی دیگری نیز بود. بانک پهلوی قشون در سال ۱۳۰۴ تأسیس و بعدها به بانک سپه شناخته شد. همچنین، مؤسسه رهنی دولتی ایران در ۱۳۰۵ تأسیس و بعداً به بانک ملی اضافه شد. این تحولات نشان‌دهنده این است که با وجود تاخیر، روند بانکداری ملی در ایران به تدریج در حال شکل‌گیری بود.

در سال ۱۳۰۶ خورشیدی، قانون تاسیس بانک ملی ایران در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و این بانک به طور رسمی از تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۰۷ فعالیت خود را شروع کرد. در ابتدا، به‌ دلیل کم‌بود نیروی متخصص در ایران، این بانک از کارشناسان آلمانی و سوئیسی بهره برد. تعداد کارکنان بانک در زمان شروع فعالیت آن تنها ۲۷ نفر بود و خدمات اولیه‌اش شامل قبول سپرده، تنزیل اسناد و اعطای وام و اعتبار بود.

یکی از دستاوردهای مهم بانک ملی در سال‌های اولیه، به‌دست‌آوردن حق انتشار اسکناس بود که پیش‌تر در اختیار بانک شاهنشاهی قرار داشت. در آغاز سال ۱۳۱۱، اسکناس‌های بانک ملی به جریان افتاد و این تحول، جایگاه بانک را در نظام پولی کشور تقویت کرد و استقلال مالی کشور را قابل لمس‌تر ساخت.

در سال‌های ابتدایی، جایگاه بانک ملی فراتر از یک بانک تجاری معمولی بود. این بانک تا سال ۱۳۲۹ خورشیدی، نقش کلیدی در خلق خدمات بانکی، حمایت از شرکت‌ها و سازمان‌ها و توسعه نهادهای اقتصادی ایفا کرد، که این امر به ماجرای تأسیس یک نهاد ملی برای مدیریت منابع مالی کشور مرتبط بود.

از این منظر، می‌توان بانک ملی را به عنوان پلی میان دو دوره تاریخی دانست: دوره‌ای که اقتصاد ایران تحت تأثیر بانک‌های خارجی بود و دوره‌ای که دولت به دنبال ایجاد نهادهای مالی بومی و متمرکز بود. این تحولات، با چالش‌ها و دشواری‌هایی همراه بود، اما در نهایت به نقطه‌ عطفی در تاریخ اقتصادی ایران تبدیل شد.

تاریخ تأسیس بانک ملی ایران، داستانی فراتر از یک تصمیم اداری است. این روایت از پیشنهادات ناکام در دوره ناصری آغاز شده و از بحران‌های مالی و امتیازهای بانکی عبور کرده و به بحث‌های کلیدی در مجلس اول مشروطه شکل داده است. این موضوع با حمایت اقشار مختلف جامعه در برابر موانع مختلف به یک نهاد پایدار تبدیل شد.

تجربه تأسیس بانک ملی ایران نشان می‌دهد که استقلال سیاسی بدون زیربنای مالی مستحکم می‌تواند در معرض خطر قرار گیرد. این مسیر نویددهنده این است که تحقق خواسته‌های عمومی نیازمند نهادهای قوی و اعتماد عمومی است. فعالیت‌های مختلف اقشار جامعه، به ویژه زنان، گواهی بر این حقیقت است که فعالیت اجتماعی در تاریخ معاصر ایران محدود به نخبگان نبوده است.

امروزه، بانک ملی ایران به عنوان یکی از نهادهای قدیمی و مدرن بانکی در کشور شناخته می‌شود و این اعتبار به تاریخ و تعاملات پیچیده‌ای که در زمینه استقلال مالی و نهادسازی وجود داشته، بازمی‌گردد. همین روابط پلی هستند که مطالعه تأسیس بانک ملی را همچنان جذاب و معنادار می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *