وبسایت خبری
خبردونی

به گزارش خبردونی، تاریخ سیاسی بریتانیا با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بوده است. در این میان، برخی سیاستمداران به سبب توانمندی‌های خارق‌العاده‌شان شناخته شده‌اند، در حالی که دیگران به دلیل ناکامی‌های آشکار خود در نظر عموم دیده می‌شوند. یکی از این چهره‌های ناکام، آرچیبالد پریمروز، ملقب به لرد رُزبری، است. او که از خانواده‌ای مرفه و با تاریخ سیاسی غنی زاده شده بود، با ورود به عرصه سیاست، آن را به یک فاجعه تبدیل کرد. نخست‌وزیری او، که از مارس ۱۸۹۴ آغاز شد، با اشتباهات فاحش همراه بود و به همین دلیل او به عنوان یکی از ناموفق‌ترین سیاستمداران تاریخ بریتانیا شناخته می‌شود.

آرچیبالد پریمروز در ۷ مه ۱۸۴۷ (۱۷ اردیبهشت ۱۲۲۶) در لندن و در خانواده‌ای اشرافی متولد شد. پدرش، لرد دالمینی، سیاستمداری شناخته شده بود که به عنوان نماینده حزب «ویگ» در پارلمان فعال بود و در دولت نخست‌وزیر لرد ملبورن نیز به عنوان لرد دریاداری خدمت می‌کرد. مادرش، لیدی دالمینی، تاریخ‌نگار و تنها دختر یکی از ارل‌های اسکاتلند بود.

پریمروز، مانند بسیاری از سیاستمداران مطرح بریتانیایی، به تحصیل در کالج «ایتن» و سپس دانشگاه «آکسفورد» پرداخت. او در سن سیزده سالگی وارد کالج ایتن شد و به زودی استعداد خود را در تاریخ نشان داد. با نوزده سالگی، به آکسفورد رفت و در آنجا با رندولف چرچیل، پدر وینستون چرچیل، آشنا شد. هر دو به‌عنوان اعضای گروهی به نام «باشگاه بولینگدون» شناخته می‌شدند، که به رفتارهای نامناسب و عیاشی مشهوری بودند.

با وجود نبوغ پریمروز، او در دانشگاه به دانشجوی نمونه‌ای تبدیل نشد. او به دلیل غیبت از مراسم‌های مذهبی و درگیری با اساتیدی چون لوئیس کارول، شهرت پیدا کرد. پس از مرگ پدربزرگش در ۳ مارس ۱۸۶۸ (۱۳ اسفند ۱۲۴۶) عنوان «لرد رُزبری» را به ارث برد.

لرد رُزبری با ارثیه‌ای قابل توجه از پدربزرگش، به دنیای سیاست راه یافت. با این حال، در دوران جوانی بیشترین علاقه او به اسب‌دوانی در مسابقات بود. او بدون دریافت مدرک، آکسفورد را ترک کرد تا به نژادهای مسابقه‌ای بپردازد، اما هرگز نتوانست در این زمینه موفقیت‌های لازم را کسب کند و بیشتر سرمایه‌اش را در این مسیر از دست داد. اشتیاق او به اسب‌دوانی هرگز کاهش نیافت.در عرصه سیاسی بریتانیا، فریدریک رزبری با دستیابی به موفقیت‌های متعدد، به ویژه در مسابقات «دربی اپسوم» توانست نام خود را در تاریخ ثبت کند. او همچنین به قمار، جمع‌آوری آثار هنری نایاب، و برگزاری میهمانی‌های مجلل در املاکش در انگلستان و اسکاتلند علاقه داشت. بعد از ازدواج با هانا دو روتشیلد، زن ثروتمند بریتانیا، ثروت او به طرز قابل توجهی افزایش یافت و این زوج صاحب چهار فرزند شدند.

رزبری در نخستین سخنرانی رسمی خود در مجلس لردها در سال ۱۸۷۱، به انتقاد شدید از دولت محافظه‌کار بنجامین دیزرائیلی پرداخت و مخالفت خود را با سیاست خارجی آنها به ویژه در قبال وقایع بلغارستان ابراز کرد. در این زمان، ویلیام گلادستون، رهبر حزب لیبرال و رقیب دیزرائیلی، نیز با ایراد سخنرانی‌های تند، به انتقاد از سیاست‌های دولت پرداخت که این رویدادها به پیروزی حزب لیبرال در انتخابات ۱۸۸۰ کمک کرد.

پس از آنکه گلادستون رزبری را به عنوان معاون وزارت کشور منصوب کرد، او امید داشت به مقام بالاتری در کابینه برسد، اما عدم تمایل گلادستون به امور اسکاتلند سبب استعفای وی در سال ۱۸۸۳ شد. با این حال، رزبری در سال ۱۸۸۵ دوباره به کابینه پیوست و به مقام وزیر امور خارجه ارتقا یافت، هرچند که نتوانست این سمت را برای مدت طولانی حفظ کند.

چالش اصلی حزب لیبرال، لایحه خودگردانی ایرلند بود که به جدال‌های داخلی دامن زد و در نهایت منجر به شکست حزب لیبرال و پیروزی حزب محافظه‌کار در انتخابات بعدی شد. این عدم موفقیت سیاسی همزمان با روزهای سخت رزبری شد، چرا که همسرش در سال ۱۸۹۰ به دلیل بیماری درگذشت.

حزب لیبرال در تابستان ۱۸۹۲ دوباره به قدرت رسید و رزبری بار دیگر به پست وزارت امور خارجه منصوب شد. با وجود داشتن اکثریت در مجلس عوام، انشعابات داخلی همچنان مانع از تصویب لایحه خودگردانی ایرلند شد. پس از استعفای گلادستون، رزبری در مارس ۱۸۹۴ نخست‌وزیر شد، اما فقدان حمایت کافی و نیرو‌های متحد در مجلس، تصویب قوانین را برای او دشوار کرد.**اختلافات و چالش‌ها در دولت رزبری**

آرچیبالد پریمروز، که به عنوان یکی از چهره‌های برجسته سیاسی بریتانیا شناخته می‌شود، در دوران نخست‌وزیری خود با چالش‌های زیادی روبرو بود. او به ویژه با وزیر دارایی‌اش، سر ویلیام هارکورت، بر سر موضوع مالیات بر ارث دچار اختلافات جدی شد. هارکورت معتقد بود که باید اصلاحات قوی‌تری در حوزه مالیات بر املاک موروثی انجام شود، در حالی که رزبری نگران بود که این تغییرات منجر به بروز تنش‌های اجتماعی شوند. بسیاری از منتقدان به دلیل ثروت فراوان رزبری، او را فردی خودخواه که از پرداخت مالیات اجتناب می‌کند، قلمداد می‌کردند.

رزبری همچنین انتقاداتی تند علیه مجلس لردها مطرح کرد، اما موضع واضحی درباره اصلاحات در این نهاد نداشت. این رفتار او باعث سردرگمی در کابینه و نگرانی ملکه ویکتوریا شد، که معمولاً مخالف تغییرات بنیادین بود.

یکی دیگر از اشتباهات مهم رزبری، امضای «معاهده انگلیس و بلژیک» بود که در آن اراضی «نیل علیا» به پادشاه بلژیک اجاره داده شد. این اقدام خشم فرانسوی‌ها را به دنبال داشت، زیرا دسترسی آن‌ها به کنگو را دشوار می‌کرد و تنش‌هایی را میان این دو قدرت امپریالیستی ایجاد کرد.

با این اشتباهات، حزب لیبرال به تدریج در معرض افول قرار گرفت و رزبری نیز دچار فشار روانی و بی‌خوابی شد که حتی به بحران عصبی منجر شد.

**کناره‌گیری و تغییرات سیاسی**

در پی شکست دولت در مسائل مربوط به بودجه و تدارکات ارتش، رزبری تصمیم به کناره‌گیری گرفت. او به همراه اعضای دولتش استعفا داد و ملکه ویکتوریا از لرد سالزبری، رهبر محافظه‌کاران، دعوت کرد تا دولت جدید را به عهده بگیرد. در انتخابات سراسری ژوئیه ۱۸۹۵، محافظه‌کاران پیروزی قاطعانه‌ای در برابر لیبرال‌ها به دست آوردند و بیشتر از ۴۰۰ کرسی را نصیب خود کردند.

با وجود این شکست بزرگ، رزبری در رهبری حزب لیبرال باقی ماند، گرچه مدت زیادی نپائید. خطای دیگر او عدم محکومیت حملات عثمانی‌ها به ارامنه بود، که در نهایت منجر به استعفای او از رهبری حزب در اکتبر ۱۸۹۶ شد. پس از آن، او به تدریج از عرصه سیاست کنار رفت، هرچند در آینده به عنوان یکی از اعضای «امپریالیست‌های لیبرال» از نقش بریتانیا در جنگ دوم بوئر حمایت کرد.

در سال‌های پایانی زندگی، رزبری به اسب‌داری پرداخته و چندین زندگی‌نامه سیاسی درباره شخصیت‌های مشهور بریتانیا نوشت.

**پایان زندگی و میراث رزبری**

رزبری در نوامبر ۱۹۱۸ دچار سکته مغزی شد و بخشی از توان حرکتی‌اش را از دست داد. او برای بیش از یک دهه با بیماری دست و پنجه نرم کرد تا اینکه در تاریخ ۲۱ مه ۱۹۲۹ در سن ۸۲ سالگی درگذشت. با وجود تمامی ثروتش، رزبری چهره‌ای قابل ترحم محسوب می‌شد که با چالش‌های پیچیده سیاسی و دو تراژدی شخصی جدی مواجه بود؛ فقدان همسرش و کشته شدن پسرش نیل در جنگ فلسطین.کارنامه سیاسی رزبری به عنوان نخست‌وزیر بریتانیا به شدت ضعیف ارزیابی می‌شود. او در کنترل کابینه خود ناکام بود و در مسائل مالیاتی با وزیر دارایی‌اش اختلافات عمیق داشت. همچنین، دیدگاه‌های او در خصوص مجلس لردها موجب نگرانی ملکه ویکتوریا شد و امضای معاهده با بلژیک به تنش‌های بین‌المللی افزوده است.

رزبری با وجود تحصیلات عالی و ثروت قابل توجه، نتوانست در مدیریت کشور موفقیت‌های لازم را کسب کند. اگرچه تعیین «بدترین نخست‌وزیر تاریخ بریتانیا» به شکل قطعی امکان‌پذیر نیست، نام او به طور حتم در این بحث‌ها به چشم خواهد خورد.

منبع: thecollector.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *