**زنان و مبارزات برای برابری در تاریخ ایالات متحده**
به گزارش خبرگزاری خبردونی، با وجود اینکه متممهای چهاردهم و نوزدهم قانون اساسی ایالات متحده بهظاهر حقوق زنان را برابر با مردان قرار داده بودند، تبعیض جنسیتی همچنان در تمام جنبههای زندگی وجود داشت. موفقیتهای روزافزون جنبش حقوق مدنی بین سالهای 1948 تا 1965، انگیزهای برای زنان فراهم آورد تا در راستای برابری بیشتر اقدام کنند. در دهه 1960، زنان به سازماندهی و اعتراض برای حقوق برابر در حوزههای اشتغال، ازدواج، مراقبتهای بهداشتی و امور مالی پرداختند. در آن زمان، بسیاری از زنان به دسترسی به مشاغل رایگان نبودند و تحت فشار ازدواجهای نامناسب و سرکوبگرانه قرار داشتند، همچنین برای دریافت خدمات پزشکی و انجام تراکنشهای مالی نیاز به تأییدیه همسر یا پدر خود داشتند.
**فمینیستهای اولیه و درخواست برابری**
در دوران ابتدایی تاریخ آمریکا، برابری جنسیتی بسیار کم بود، اما زنان بسیاری در تلاش برای ایجاد تغییرات مثبت در نظر بودند. ابیگیل اسمیت آدامز، همسر جان آدامز، از جمله اولین فمینیستها بود که با جملات معروفش، موسسان آمریکا را به یاد زنان اندازد. آدامز که در غیاب همسرش امور تجاری خانواده را اداره میکرد، به نظرهای سیاسی همسرش ارزش زیادی قائل بود.
دیگر فمینیست معروف، سوزان بی. آنتونی، در اواخر قرن نوزدهم به فعالیتهای خود ادامه داد. او به برابری ایمان داشت و با تمام توان برای آزادی بردگان نیز تلاش میکرد. آنتونی و الیزابت کودی استانتون در دهه 1840 همایشهایی برای حق رأی زنان برگزار کردند، که مشهورترین آنها در سال 1848 در سنکا فالز نیویورک به وقوع پیوست و به عنوان اولین رویداد حقوق زنان در آمریکا شناخته میشود.
**مبارزات برای حق رأی**
جنبش حق رأی زنان به رغم تلاشهای آنتونی، که در سال 1906 از دنیا رفت، با مقاومتهای شدید محافظهکاران اجتماعی روبهرو شد. با این حال، مرگ آنتونی مصادف با دورهای بود که جامعه آمریکا به اصلاحات بیشتری تن در میداد. طرفداران حق رأی در اوایل قرن بیستم به خوبی سازمانیافته شدند و از حمایت اصلاحطلبان بهرهمند بودند. در این زمان، برخی ایالتها حق رأی را به زنان اعطا کردند، هرچند این تغییر در ایالتهای جنوبی نادیده گرفته شد.
متمم حق رأی برای زنان از سال 1878 پیشنهاد شده بود، اما زنان تنها در دهه 1910 برای تصویب آن تلاش کردند. در سال 1917، تغییر قانون نیویورک برای اجازه به زنان در رأیگیری، رئیسجمهور وقت، وودرو ویلسون را متقاعد کرد که از متمم حمایت کند. سرانجام در سال 1920، متمم نوزدهم قانون اساسی آمریکا به تصویب رسید و حق رأی زنان در تمامی انتخابات رسمی شد.### تاثیر جنگ جهانی دوم بر اشتغال زنان
در سالهای منتهی به جنگ جهانی دوم، حق رأی بهتنهایی نتوانست تغییرات ملموس و سریعی در جایگاه اجتماعی زنان ایجاد کند. تا سال ۱۹۳۰، فقط حدود ۵۰ درصد از زنان مجرد مشغول به کار بودند که این رقم برای زنان متأهل به ۱۲ درصد کاهش پیدا میکرد. بیشتر این زنان تنها به مشاغل خانگی، پرستاری یا وظایف دفتری مشغول بودند. در خلال رکود بزرگ، وضعیت اشتغال زنان به طرز قابل توجهی بدتر شد؛ چرا که مشاغل به مردان اختصاص یافته بود که به عنوان نانآوران خانوادهها شناخته میشدند.
تاریخ جنگ جهانی دوم در آمریکا به ماه دسامبر سال ۱۹۴۱ و با حمله ژاپن به پرل هاربر بازمیگردد. در این شرایط، با ورود مردان به ارتش، مشاغل آنها بایستی توسط زنان پر میشد تا تولید صنعتی ادامه یابد. به این ترتیب، زنان برای اولین بار به طور وسیع در مشاغل صنعتی و موقعیتهای ماهرانه فعالیت کردند و تواناییهای خود را در انجام این وظایف به اثبات رساندند. اگرچه قوانین تأمین حقوق برابر برای کار برابر برقرار بود، زنان عمدتاً با کاهش دستمزد مواجه بودند. با این حال، تا سال ۱۹۴۵، زنان ۳۷ درصد از نیروی کار غیرنظامی را تشکیل میدادند.
### بازگشت به خانه: ۱۹۴۶ تا دهه ۱۹۵۰
پس از پایان جنگ جهانی دوم در سپتامبر ۱۹۴۵، میلیونها مرد به مشاغل قبلی خود بازگشتند. بسیاری از زنان که در طول جنگ مشغول به کار بودند، مجبور به ترک شغلهای خود شدند. کارفرمایانی که در زمان جنگ از زنان استقبال کرده بودند، حالا تنها مردان را به کار میگماشتند. در صورتی که زنان در موقعیت شغلی خود باقی میماندند، اغلب با کاهش دستمزد به دلیل تغییر شرح وظایف مواجه بودند. بخشی از این مشکل ناشی از تمایل به جلوگیری از رقابت مردان در بازار کار بود.
رونق اقتصادی دهه ۱۹۵۰ موجب شد تا نیاز به اشتغال زنان کمتر شود و روایتی در جامعه شکل گیرد که زنان باید به ازدواج و تربیت فرزندان بپردازند. در این زمان، حتی با وجود فشار اجتماعی برای بازگشت به خانهداری، زنان همچنان به مبارزه برای حقوق خود ادامه دادند. در حالی که تصاویر مثبت از رونق اقتصادی در رسانهها پخش میشد، واقعیت بسیاری از زنان از جمله زنان کم درآمد و اقلیت به این شکل نبود و آنها مجبور بودند با دستمزد کم به کار مشغول شوند. اما این وضعیت با ظهور جنبشهای اجتماعی و افزایش تحصیلات در حال تغییر بود و به زنان ابزارهای جدیدی برای درخواست حقوق خود ارائه میداد.### آغاز موج دوم فمینیسم با کتاب «راز و رمز زنانه»
کتاب «راز و رمز زنانه» که در سال ۱۹۶۳ توسط بتی فریدان منتشر شد، نقطه عطفی در تاریخ جنبشهای اجتماعی به شمار میآید. این کتاب که از ابتدا با تیراژی محدود به چاپ رسید، در واقع حاصل پژوهشهای فریدان درباره زندگی زنان فارغالتحصیل و دغدغههای آنها بود و به تحلیل انتظارات اجتماعی نسبت به نقش زنان در جامعه میپرداخت.
در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده به اوج خود رسید و زنان، به ویژه، از موفقیتهای به دست آمده در این عرصه الهام گرفتند. آنها مشاهده میکردند که در روند این نبرد، حقوق و خواستههایشان به شدت نادیده گرفته شده است. کتاب فریدان مکانیسمهایی را توضیح داد که باعث نارضایتی زنان شده و بهطور غیرمستقیم آنها را تشویق به جستوجوی برابری جنسیتی بیشتر کرد. این اثر به عنوان نیروی محرکهای برای جنبشهای فمینیستی شناخته شد، که سپس به برنامههای حقوق مدنی جان اف. کندی نیز راه یافت.
### تلاش برای رهایی از محدودیتهای اجتماعی
قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ که در زمان ریاستجمهوری لیندون جانسون به تصویب رسید، بهطور رسمی جنسیت را نیز تحت حمایت قرار داد و پیروزی مهمی برای جنبش برابری زنان به شمار میرفت. با اینکه برخی از کارفرمایان همچنان بر این موضوع تاکید داشتند که استخدام زنان هزینهبر است، اما زنان پیشرفتهای قابل توجهی در حقوق و سیاست کسب کردند. موج دوم فمینیسم به مبارزه با استانداردهای اجتماعی سرکوبگرانه ادامه داد.
گلوریا استاینم به عنوان یکی از چهرههای مهم این جنبش در سال ۱۹۶۹، با حقوق سقط جنین برای زنان به فعالیت پرداخت. در این دوران، دسترسی قانونی به سقط جنین برای زنان بسیار محدود بود و این موضوع به معنای ناامنی و آسیبهای جدی برای زنان به شمار میرفت. استاینم و فریدان با تأسیس سازمان ملی زنان (NOW) به نیازهای زنان در حوزههایی همچون ازدواج و بهداشت پرداخته و بر اهمیت استقلال زنان تأکید کردند.
### پیشرفتهای تدریجی از ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱
این دوره ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱ معترضان زن را با کارهای مستمر و ایجاد تغییرات مثبت همراه کرد. در نهایت، این تحولات موجب شکلگیری جنبشهای جدیدی در راستای بهبود وضعیت حقوق زنان و پرداختن به مسائل مرتبط با آنها شد.### تحولات حقوق زنان در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی
با وجود تصویب قوانین سالهای ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ که به برابری دستمزد و حمایتهای استخدامی برای زنان پرداخته بود، برخی کارفرمایان همچنان از استخدام زنان اجتناب میکردند. در این راستا، در سال ۱۹۶۷، لیندون جانسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، از فرمانهایی استفاده کرد تا الزامات شغلی برابر برای زنان را در آژانسهای دولتی فدرال و پیمانکاران آنها تشدید کند. این اقدام به کاهش برچسب «مخصوص مردان» در مشاغل کمک کرد. به علاوه، در سال ۱۹۶۸، نهادهای نظارتی ممنوعیت اشاره به جنسیت در آگهیهای استخدامی را تصریح کردند.
سال ۱۹۶۹ تحولی اساسی در حقوق زنان به شمار میرود، زیرا در پرونده «بوو علیه کولگیت-پالمولیو» الزامات شغلی تکجنسیتی غيرقانونی شناخته شد. این تصمیم به زنان امکان داد تا بتوانند در صنایعی که قبلاً به آنها دسترسی نداشتند، مشغول به کار شوند. به موازات این تحولات، کالیفرنیا نخستین ایالتی بود که طلاق بدون تقصیر را مجاز اعلام کرد. تا سال ۲۰۱۰، این قانون در تمامی ایالتهای آمریکا تصویب شد و منجر به تغییرات اجتماعی مهمی گردید.
### تصویب بند ۹ و متمم برابری حقوق در سال ۱۹۷۲
در سال ۱۹۷۲، دو اقدام عمده در راستای تقویت مشارکت زنان در جامعه آمریکا به تصویب رسید. نخستین اقدام، تصویب بند ۹ «Title IX» بود که تمامی مؤسسات دولتی دریافتکننده کمک مالی فدرال را ملزم به تأمین فرصتهای برابر برای دختران و زنان در فعالیتهای آموزشی و ورزشی میکرد. این تغییر نه تنها نوعی حمایت حقوقی برای زنان محسوب میشد، بلکه به گسترش برنامهها و فعالیتهای ورزشی برای دختران و زنان نیز کمک کرد.
علاوه بر این، متمم برابری حقوق «ERA» در همان سال به تصویب کنگره رسید. این متمم با هدف جلوگیری از تبعیض طبق جنسیت در سطح قانون اساسی ایالات متحده طراحی شده بود و تلاشها برای تصویب آن از دهههای ۱۸۷۰ و ۱۹۲۰ آغاز شده بود. این متمم بهویژه با حمایت قانونگذاران زن، مانند شرلی چیشولم از نیویورک، به تحقق رسید.
### افول جنبش حقوقی در اواخر دهه ۱۹۷۰ تا دهه ۱۹۸۰
برای نهایتاً تصویب متمم برابری حقوق، ۳۸ ایالت از ۵۰ ایالت آمریکا باید آن را تأیید میکردند. در ابتدا، ۳۰ ایالت به سرعت به این کار اقدام کردند، اما پس از آن روند متوقف شد. بهعلاوه، ضربالاجل ۱۰ ساله برای تصویب این متمم، که به تصویب آن در ژوئن ۱۹۷۲ مرتبط بود، مانع از تحقق کامل آن شد. در پایان مهلت در ژوئن ۱۹۸۲، تنها ۳۵ ایالت موفق به تصویب آن شده بودند. با این حال، در سال ۲۰۲۰، ویرجینیا به عنوان سیوهشتمین ایالت، متمم برابری حقوق را تصویب کرد. وجود این تصویبها نشاندهنده ادامه حمایتها از برابری حقوق زنان است هرچند که اعتبار اولیه متمم به پایان رسید.
حرکت کُند در راستای تصویب متمم برابری حقوق به همراه افول جنبشهای زنان نشاندهنده تحولات اجتماعی و محافظهکاری مجدد در آن زمان بود.در سال 1980، رونالد ریگان، نامزد جمهوریخواه، به روی کار آمدن جنبش راست نو و احیای جنبشهای محافظهکار کمک کرد. یک متحد سیاسی او، فیلیس شلفلی، وکیل محافظهکار، انتقادات جدی از متمم برابری حقوق زنان داشت و آن را متممی دانست که به زیادهروی برای اعطای حقوق به زنان منجر میشود. او تاکید کرد که این متمم ممکن است زنان را به خدمت سربازی اجباری ملزم کند و به حقوق قانونی و حضانت فرزند لطمه بزند.
در دهه 1980، با وجود بازگشت جریانهای محافظهکار، زنان همچنان با نابرابریهای گستردهای در جامعه آمریکا مواجه بودند. اوایل دهه 1990 با ورود بیل کلینتون به منصب ریاستجمهوری و ظهور هیلاری کلینتون به عنوان بانوی اول و نامزد ریاستجمهوری، عصر جدیدی برای فمینیسم آغاز شد. زنان آغاز به تلاش برای نمایندگی سیاسی بیشتر و ایجاد سیاستهای آموزشی و شغلی کردند که از مجازاتهای ناشی از مادر بودن جلوگیری کند. هرچند زنان ظاهراً با مردان برابر بودند، اما موانع نامرئی مانند “سقفهای شیشهای” مانع از پیشرفت آنها در جایگاههای بالا میشد.
در میانه دهه 2000، جنبش «من هم» به مبارزه با آزار جنسی قوت بخشید. این جنبش در سال 2017 با شهادت بازیگران زن هالیوود درباره تجارب آزار و اذیت جنسیشان خود را نمایان کرد. این روند منجر به بحثهای عمومی درباره تبعیضهای موجود علیه زنان شد، بهویژه در روابط شخصی و حرفهای. تحلیلهای صورتگرفته نشان داد که بسیاری از زنان در دهههای 2010 و 2020 که روی کاغذ برابر به نظر میرسیدند، همچنان با سوءاستفاده یا روابط آسیبزا دستوپنجه نرم میکردند که به محدودیتهای اجتماعی، آموزشی و حرفهای آنها منجر میشد.











