تماس با ما

به گزارش خبردونی به نقل از ایبنا، کتاب «فرجام بازی؛ زندگی و قتل احمد دهقان، مدیر مجله تهران‌مصور» تألیف سیدفرید قاسمی به تازگی توسط خانه فرهنگ و هنر مان منتشر شده است. این اثر به زندگی و جزئیات قتل احمد دهقان، یکی از چهره‌های برجسته فرهنگی و سیاسی دهه ۲۰، می‌پردازد. قاسمی در این کتاب با قلمی قوی و مستند، زوایای پنهان قتل دهقان و دادگاه جنجالی حسن جعفری را مورد بررسی قرار داده و مدارک جدیدی را منتشر کرده که برخی از آن‌ها برای نخستین بار عرضه می‌شوند.

کتاب به بررسی مراحل زندگی احمد دهقان، از دوران کودکی و زندگی در اصفهان تا فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی او، و در نهایت ترورش در خرداد ۱۳۲۹ می‌پردازد. دهقان به عنوان هنرمند سینما و تئاتر، مدیر تماشاخانه، روزنامه‌نگار تأثیرگذار و نماینده مجلس شناخته می‌شود. ویژگی‌هایی مانند جاه‌طلبی و ارتباطات نزدیک با دربار و ارتش موجب شد که او به یکی از شخصیت‌های کلیدی در عرصه سیاست و رسانه تبدیل شود.

یکی از جنبه‌های قابل توجه این کتاب، تمرکز بر پرونده قتل او و دادگاه جنجالی حسن جعفری است. قاسمی با نگاهی انتقادی، روایت‌های رسمی را به چالش کشیده و از طریق شهادت‌ها و گزارش‌ها، تصویری پیچیده از سازوکارهای حذف و قربانی‌سازی در عرصه قدرت ارائه داده است. سرنوشت حسن جعفری و حسین قبادی نیز در کنار دهقان، مثلثی تاریخی و تراژیک را شکل می‌دهد.

کتاب «فرجام بازی» به‌طور کلی تنها به زندگی‌نامه یا گزارشی از یک قتل سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه به نوعی طرحی از تاریخ پرتحول سده چهاردهم خورشیدی ارائه می‌دهد. این اثر با نثر روان و دقیق قاسمی، جذابیت خاصی برای پژوهشگران تاریخ معاصر و علاقه‌مندان به مطبوعات دارد.

احمد دهقان که به عنوان یک هنرمند به عرصه سینما وارد شد، در نخستین فیلم بلند داستانی ایران به ایفای نقش پرداخت و پس از آن تماشاخانه‌ای را راه‌اندازی کرد که نمایش‌های جدیدی را به صحنه برد. دهقان با شخصیت فعال و پرخروش خود، نقش بارزی را در عرصه فرهنگ و هنر ایفا کرد.در دهه‌های اخیر، شخصی به نام احمد دهقان به عنوان یک چهره تأثیرگذار در عرصه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی شناخته شد. او که در ابتدا به فعالیت‌های هنری مشغول بود، با تأسیس مجله «تهران مصور» به یکی از سرآمدان این حوزه تبدیل گردید. این مجله به سرعت به محلی برای تبادل نظر و تأثیر بر مناسبات اجتماعی جامعه بدل شد.

به دنبال این موفقیت‌ها، دهقان وارد دنیای سیاست شد و به عنوان نماینده مجلس شورای ملی فعالیت‌های خود را ادامه داد. او و مجله‌اش در مواجهه با حزب توده، با روش‌هایی روشن و پرقدرت عمل کردند، اما سرنوشت تلخی همچون ترور در انتظار آن‌ها بود.

فرید قاسمی در تازه‌ترین اثر خود به بررسی تاریخ پرخروش دوران معاصر پرداخته و سرنوشت سه شخص یعنی احمد دهقان، حسن جعفری و حسین قبادی را که گرفتار دسیسه‌ها و زدوبندهای سیاسی شدند، به تصویر کشیده است. این سه فرد که هرکدام به دنبال اهداف خاص خود بودند، به خاطر وابستگی‌های‌شان دچار انحطاط و تحقیر شدند. دهقان که با آرزوهای بزرگ در راه ترقی حرکت می‌کرد، از محیطی پرآشوب به سرنوشت تلخی رسیده بود.

کتاب قاسمی همچنین به کارنامه کسانی اشاره می‌کند که با ظاهر شیرین و باطن شوم خود، موجب سقوط و افول دیگران شدند. این دسیسه‌ها و توطئه‌ها، به دهقان کمک کردند تا از یک عرصه به دنیای ناپیدا وارد شده و در جستجوی ترقی به سردرگمی و ناکامی دچار شود.

از دیگر شخصیات‌ها، حسن جعفری که خود را قربانی شرایط جامعه می‌دانست، و حسین قبادی که بر خلاف خواسته‌هایش به رهبری ناپایدار دست یافت، به نوعی در این دنیای پر از دسیسه‌گری غرق شدند.

در زیر به مرور فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی احمد دهقان تا زمان ترورش پرداخته خواهد شد. او در نیمه‌های تابستان ۱۲۸۷ در اصفهان به دنیا آمد و از همان کودکی نشانه‌هایی خاص از استعداد خود را نشان داد. در جوانی به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات خود را در مدارس مختلف ادامه داد. نهایتاً، عشق به هنر و انشای اجتماعی او را بر آن داشت تا در عرصه‌های مختلف، از هنرپیشگی گرفته تا سیاست، فعال شود.

آغاز فعالیت‌های هنری دهقان به عنوان شاگرد ممتاز مدرسه آرتیستی سینما، گام‌های نخستین او در دنیای مجلات و سیاست را رقم زد.**انتقال مدیریت در دنیای هنر**

اوگانیانس، بنیان‌گذار و مدیر مدرسه، در جستجوی دستیاری برای خود، “شاگرد ممتاز” دوره اول را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد. دهقان نه تنها به عنوان جانشین مدرسه فعالیت می‌کرد، بلکه در نمایش‌ها و فیلم «آبی و رابی» نیز بازی کرد که مورد تحسین منتقدان روزنامه‌هایی چون «ایران» و «ستاره جهان» قرار گرفت. این موفقیت باعث شد که اوگانیانس، مدرسه را به خیابان شیخ انتقال دهد و دهقان را به دبیری انستیتو سینما و عضویت هیأت‌مدیره منصوب کند. هیأت‌مدیره‌ای که تحت ریاست سعید نفیسی و نیابت عباس مسعودی باعث ورود دهقان به عرصه مطبوعات ایرانی شد.

دهقان همچنین مدیریت کلوب آرتیست‌های سینما را که نخستین تشکل بازیگران هنرمند بود، بر عهده گرفت. برنامه‌های هنری این جمع در تهران و شهرستان‌ها موجب شهرت او گردید. اما بلندپروازی‌های او به تأسیس شرکت سهامی فیلم ایران منجر شد که تهیه‌کنندگی فیلم «بوالهوس» به ضرر مالی شرکت انجامید. در نتیجه، او در سال ۱۳۱۳ به عنوان عکاس خبری در روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد و همزمان به استخدام اداره کل تجارت درآمد.

در جشن هزارمین سال زادروز فردوسی، او به همراه غلامعلی فکری و احمد گرجی، کلوب تئاتر فردوسی را تأسیس کرد. در سال ۱۳۱۸، با تأسیس هنرستان هنرپیشگی، دهقان به عنوان معاون سیدعلی نصر، رئیس هنرستان فعالیت کرد. همکاری نزدیک آن‌ها به تأسیس یک شرکت نمایش خصوصی و اجاره سرای «گراند هتل» به منظور راه‌اندازی تماشاخانه تهران منجر شد. با مشغولیت‌های نصر در پست‌های بالاتر، حقوق تماشاخانه به دست احمد دهقان سپرده شد.

**مجله‌داری و فعالیت‌های مطبوعاتی**

احمد دهقان در پاییز ۱۳۲۰ از روزنامه اطلاعات کناره‌گیری کرد و مدیریت داخلی مجله ارتش را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۲۱، سیدحسین فاطمی تصمیم به انتقال مجله باختر به تهران گرفت و با همکاری دوستانش از جمله دهقان، شرکت روزنامه باختر را تأسیس کرد. با این حال، پس از مدت کوتاهی، دهقان و دیگران از همکاری کنار گذاشته شدند و حسین فاطمی به تنهایی امور را به عهده گرفت.

در همین زمان، دهقان به خرید روزنامه تهران‌مصور علاقه‌مند شد. پس از هشت ماه مستأجری، او مالک این نشریه شد. شورای عالی فرهنگ در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۲۱ مجوز انتشار تهران‌مصور را به نام او صادر کرد و در ۲۰ دی ۱۳۲۲ صلاحیت او برای مدیریت و سردبیری تأیید شد. علاوه بر این، جامعه رسانه‌ای به مدت ۱۸ ماه، او را به عنوان مدیر شناخته بود.

در جزوه دهم «واقعه ۱۷ آذر» به بازداشت او اشاره شده است که به همراه دیگر خبرنگاران در هنگام بازرسی‌ها، به مدت طولانی بی‌خبر از حال خود باقی ماندند و پس از ۲۶ روز آزاد شدند.در روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر، آقای دهقان به هنگام خروج از منزل توسط دو نفر از مأمورین که خود را نمایندگان ثبت اسناد عنوان کرده بودند، دستگیر شد. ایشان فردی خون‌گرم و مهربان به شمار می‌رفت و همواره در حالتی شاداب و خوشحال به نظر می‌رسید. در سخت‌ترین شرایط نیز روحیه خود را حفظ کرده و به شوخی‌های معمولش ادامه می‌داد. روزنامه تهران‌مصور تا زمان انتشارش هفته‌ای نبود که از کاریکاتورهای نو و مطالب شیرینی که با روحیه و اخلاق دهقان هماهنگی داشته باشد، به خوانندگان خود ارائه نکند. افراد مختلف، چه دوستان و چه بیگانگان، همواره به او مراجعه کرده و از انرژی مثبت او بهره‌مند می‌شدند.

بدون در نظر گرفتن مدیریت تهران‌مصور، دهقان هیچ جرم مشخصی نداشت و ممکن است عشق چندین ساله‌اش به روزنامه اطلاعات نیز سبب بازداشت او شده باشد. به همین دلیل در طول بازجویی‌ها تنها به سوالات کلی بسنده کردند و نتیجه‌ای از آن به دست نیامد. دهقان، مانند سایرین، در بلاتکلیفی به سر می‌برد تا ۲۶ روز پس از بازداشت به همراه آقای توفیق آزاد شد.

آزادی از حبس به دهقان انگیزه‌ای دوچندان برای تبدیل تهران‌مصور از نشریه‌ای کم‌خواننده به مجله‌ای پرطرفدار داد. پرویز خطیبی در این باره می‌گوید که دهقان امتیاز روزنامه تهران‌مصور را از فردی به نام عباس نعمت خرید و از او دعوت کرد تا به تیم نویسندگان ملحق شود. این گروه شامل نویسندگانی چون حسینقلی مستعان و رهی معیری بودند و به دلیل مواضع ضدکمونیستی، مجله بسرعت به محبوبیت رسید، به ویژه در دوران جنگ جهانی دوم و در هنگام اشغال ایران که مقالات و کاریکاتورهای تند علیه روس و انگلیس چاپ می‌کرد.

روزنامه‌ها و مجلات دهه ۱۳۲۰ را می‌توان به چندین گروه تقسیم کرد: درباری، ملی، توده‌ای و مذهبی-اسلامی. تهران‌مصور در گروه درباری قرار داشت و مدافع سلطنت و مخالف چپ‌های ایرانی و جهانی محسوب می‌شد. این نشریه با هدف جذب مراجعین تأسیس شده بود و بلیت‌هایی برای نمایش‌ها به متنفذان توزیع می‌کرد تا خانواده‌ها را به تئاتر بیاورد.

احمد دهقان به عنوان یک شخصیت برجسته مطبوعاتی و هنری در زمان خود، فردی خوش‌لباس و با چهره‌ای اثرگذار بود که همواره توجهات را جلب می‌کرد. او با ورود به حوزه نمایش به دلیل فعالیت‌هایش در سیاست و روزنامه‌نگاری، شهرت بیشتری کسب نکرد. پس از شهریور ۲۰ و ملی شدن صنعت نفت، اندیشه‌های سیاسی به حوزه تئاتر نیز راه یافت و دهقان در این عرصه هم از مصالح شاه و دربار حمایت کرد.

احمد دهقان نمونه‌ای از روزنامه‌نگارانی بود که در شرایط آشفته آن زمان، عرصه روزنامه‌نگاری را به عمق سیاست گسترش داد. در دهه ۲۰ او با تلاش‌هایی برای جلب هژمونی و تحقق اهداف سیاسی خود، نقش مؤثری در فضای عمومی روز داشت.در فضای سیاسی و حزبی ایران، فعالیت‌های گروه‌ها و فعالان سیاسی به شکوفایی روزنامه‌نگاران همچون محمد مسعود، کریم‌پورشیرازی و احمد دهقان منجر شد. در این میان، دهقان اصفهانی توانست با پیشی‌گیری از مسعود قمی و کریم‌پورشیرازی، در ساختار مدیریتی رسانه‌های کشور به جایگاه‌های بالایی دست یابد. او در سال‌های ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۶ به عنوان مدیرعامل اتحادیه ملی جراید، باشگاه مرکزی جراید تهران و انجمن روزنامه‌نگاران ایران فعالیت کرد و به انتقاد از دیگر تشکل‌ها نظیر هیأت مؤتلفه مطبوعات پرداخت.

عباس مسعودی، یکی از همکاران او، معتقد بود بسیاری از مردم خیال می‌کردند که نشریه «تهران‌مصور» تحت تاثیر و کنترل روزنامه اطلاعات است. مسعودی به درستی اشاره می‌کند که پس از ایجاد اختلافی در چاپخانه، دهقان ناچار به تغییر چاپخانه شد و این امر تصور ارتباط نزدیک میان «تهران‌مصور» و روزنامه اطلاعات را از بین برد. اما این مسأله سبب بروز تنش‌هایی میان او و برخی از دوستانش شد.

در ادامه فعالیت‌هایش، دهقان مجله‌داری و تماشاخانه‌داری را برگزید و از سمتش در وزارت بازرگانی کناره‌گیری کرد. او با ویژگی‌هایی نظیر خوش‌برخوردی و توانایی در برقراری ارتباط با دولتمردان، موفقیت‌های قابل توجهی در عرصه‌های فرهنگی و سیاسی کسب کرد. با این حال، او همچنین از تئاتر و مطبوعات به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کرد.

پس از مخالفت با نخست‌وزیر وقت، احمد قوام، او به حزب دموکرات پیوست و مدتی بعد دوباره به دریافت حمایت‌هایی از دربار و ارتش دست یافت. این حمایت‌ها به او در کسب کرسی نمایندگی مجلس شورای ملی در سال ۱۳۲۶ کمک کرد. دهقان در هر دو دوره مجلس، با نطق‌هایش جنجال‌آفرینی کرد و به چهره‌ای تاثیرگذار تبدیل شد.

در کتاب «نمایندگان ملت» او به عنوان فردی فعال و دوست‌داشتنی توصیف شده که علاوه بر تجارب سیاسی، به برخی ایلات نیز خصومت‌هایی داشته است. با وجود این، دهقان در تئاتر و هنرهای نمایشی شناخته شده بود و توانسته بود با گردآوری گروهی از هنرپیشگان، شب‌ها مردم را سرگرم کند. انگیزه‌های او در سیاست و هنر، همواره باعث توجه و چالش‌هایی از سوی دوستان و دشمنانش شد.**تحولات سیاسی و اجتماعی در تاریخ معاصر ایران**

احمد دهقان، در شرایطی که بر باد دادن ثروت پدرش را تجربه کرده بود، قدم به دنیای سیاست گذاشت. او در آغاز، برای دریافت طلب اندکی از دایی خود، میرزا محمد متفقه، که از نمایندگان مشهور مجلس اول و دوم بود، پا به مجلس گذاشت. با ورود به این مکان زیبا و پر زرق و برق، دهقان به آرزویی بزرگ رسید؛ تأسیس یک تماشاخانه در آن‌جا. اما در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۲۱، پس از مدت کوتاهی حبس، او متوجه شد که دستیابی به قدرت در این کشور به زر، زور یا زاری نیاز دارد.

در ادامه، دهقان مجله و تماشاخانه را به برجسته‌ترین بستر برای مقابله با شوروی و حامیان داخلی آن تبدیل کرد. این موضوع باعث ایجاد تنش‌های جدی و صدور اعلان‌هایی علیه او شد. در حالی که همکاری‌اش با رزم‌آرا ادامه داشت، او به انتشار سلسله مقالاتی تحت عنوان «من جاسوس شوروی در ایران بودم» پرداخته و توانست نفوذ مجله‌اش را افزایش دهد.

**ترور احمد دهقان**

در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۲۹، دهقان در دفتر کارش واقع در خیابان لاله‌زار تهران به شدت مجروح شد و به رغم انتقال به بیمارستان، جان خود را از دست داد. ناظران معتقدند که او می‌توانست زنده بماند، زیرا خود به بیمارستان منتقل شد. در هنگام تیراندازی، دوستانش بلافاصله به بیمارستان رفتند، درحالی‌که برخی اطلاعات درباره جراحت او متناقض بودند و برخی از آنان مسبب مرگ او را عدم درمان به موقع می‌دانستند.

پس از مرگ دهقان، اتهاماتی به سمت دربار، ارتش و حزب توده متوجه شد. برخی نام‌هایی مانند نورالدین کیانوری و حاجعلی رزم‌آرا را به عنوان آمران قتل معرفی کردند. اما هیچ کس به وضوح اعلام نکرد که چه توافقی بین کدام طرف‌ها وجود داشته است.

تحقیقات اولیه این واقعیت را روشن نکرد که عامل تیراندازی کیست، اگرچه در ابتدا حسن جعفری به عنوان ضارب معرفی شد. با این حال، در دادگاه جنایی تهران، اتهامات از طریق شواهد ناقص به او نسبت داده شد و نهایتاً به اعدام او محکوم شد. علی‌رغم تلاش‌های وکلایش و فشارهای عمومی برای احقاق حقوقش، در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۳۰ به دار آویخته شد.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *