به نقل از خبردونی، در تاریخ ۲۱ اوت 1911 [۲۹ مرداد ۱۲۹۰]، صبح روز دوشنبه، یک طراح در موزه لوور پاریس به نگهبانان اعلام کرد که تابلو معروف «مونالیزا» اثر لئوناردو داوینچی که نماد لبخند اسرارآمیز همسر یک تاجر ابریشم ایتالیایی است، ناپدید شده است. در ابتدا، نگهبانان نگرانی چندانی نسبت به سرقت این اثر رنسانسی نشان ندادند، چرا که هنوز در میان عموم مردم از شهرت چندانی برخوردار نبود.
نوح چارنی، نویسنده کتاب «سرقتهای مونالیزا»، خاطرنشان میکند که اولیه به نظر میرسید تابلو به خاطر مرمت یا عکاسی منتقل شده است. اما در واقع، «مونالیزا» حوالی ساعت هفت صبح همان روز به سرقت رفته بود و به دنبال آن، اقدامات گستردهای برای یافتن آن آغاز شد که در این راستا نام هنرمند جوان اسپانیایی، پابلو پیکاسو، نیز به میان آمد.
چارنی بیان میدارد که دزد پس از گذراندن آخر هفته در موزه، احتمالاً شب را در یک کمد پنهان شده و صبح روز بعد به آرامی خارج شده است. دزد به راحتی تابلو را از دیوار و از قاب محافظش جدا کرد و آن را در ملحفهای پیچیده و زیر بغل خود پنهان کرد. او به قدری باهوش عمل کرد که هنگام مواجهه با در خروجی قفل شده، یکی از لولهکشها آن را برایش باز کرد.
کمی بعد، کارکنان موزه متوجه ناپدید شدن تابلو شدند و با پلیس تماس گرفتند. با توجه به اینکه هیچ سرنخی از دزد باقی نمانده بود، مأموران خبر را به عموم اعلام کردند. نیکلاس دی، نویسنده کتاب «ناپدید شدن مونالیزا» میگوید که این سرقت به یک معما تبدیل شد و بازرسان تحت فشار بودند ولی هیچ سرنخی به جایی نرسید.
پیکاسو در آن زمان بهعنوان یکی از نخستین مظنونین شناخته شد. این هنرمند ۲۹ ساله هنوز راهی طولانی تا مطرح شدن به عنوان یکی از بزرگان هنری قرن بیستم داشت.
پیکاسو از سال ۱۹۰۴ در پاریس زندگی میکرد و دوستیهایی با هنرمندان و شاعران پیدا کرد که مشترکاً در ساختمان «باتو-لاووار» اقامت داشتند. در سال ۱۹۰۷، پیکاسو به یکی از دوستانش اعلام کرده بود که به سه تندیس باستانی در موزه لوور علاقهمند است. این تندیسها بعداً به آپارتمان پیکاسو منتقل شدند و جنجالهای زیادی برانگیختند. پس از سرقت «مونالیزا»، هر روز اخبار جدیدی درباره این واقعه در روزنامهها نشر مییافت و برخی نشریات نیز برای ایجاد خبر جایزههایی تعیین کردند.در نامهای که به روزنامه «پاری-ژورنال» ارسال کرد، پیره اعتراف کرد که برای سالها از موزه لوور دزدی میکرده و با ابراز تأسف اعلام کرد که از این پس تدابیر امنیتی شدیدتری اتخاذ خواهد شد.
پلیس پیشتر میدانست که پیره برای آپولینر کار کرده و پیکاسو نیز بهترین دوست اوست. به همین دلیل، در پی پیشرفت در پرونده دزدی «مونالیزا»، این دو نفر به اتهام سرقت تابلو گمشده داوینچی دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفتند.
چارنی توضیح میدهد که این دو نفر مدرکی برای证明 بیگناهی خود داشتند و به سرعت آزاد شدند. پیکاسو که نگران اخراج از فرانسه به اسپانیا بود، به شدت وحشتزده شده بود. پس از آزادی، آنها تصمیم گرفتند تندیسهای ایبریایی را به رود سن بیندازند تا هیچ مدرکی از سرقتهای گذشته باقی نماند. با این حال، پیکاسو به دلیل علاقهاش نتوانست این کار را انجام دهد و در نهایت، آپولینر با استفاده از هویتی جعلی آنها را به «پاری-ژورنال» تحویل داد و مجدداً به لوور بازگرداند.
این مجسمهها به طور قابلتوجهی در موفقیت پیکاسو تأثیر گذاشتند. سرهای خشن و ناتراشیده آنها الهامبخش دو چهره در نقاشی مشهور سال 1907 او، «دوشیزگان آوینیون» (Les Demoiselles d’Avignon) شدند که به عنوان نخستین شاهکار بزرگ هنر مدرن شناخته میشود.
در این میان، مردی که «مونالیزا» را به سرقت برد، وینچنزو پروجیا، یک هنرمند آماتور و مهاجر ایتالیایی بود. او پس از انتقال به پاریس و عدم موفقیت در فروش آثارش، به عنوان کارگر فنی در شرکتی که با موزه لوور همکاری داشت، مشغول به کار شد. پروجیا تصوری نادرست داشت که «مونالیزا» یکی از آثار ناپلئون است که از ایتالیا دزدیده شده است.
چَرنی اضافه میکند که این واقعه به طور غیرمنتظرهای اتفاق افتاد؛ پروجیا میخواست نقاشی را به ایتالیا بازگرداند و امیدوار بود که به عنوان یک قهرمان ملی شناخته شود. او تابلو را برای بیش از دو سال در آپارتمانش نگه داشت و در نهایت آن را به فلورانس منتقل کرد. با تماس با یک دلال عتیقه، قصد داشت به او در بازگرداندن تابلو به موزه اوفیتزی کمک کند.
پس از اینکه جووانی پوگی، مدیر موزه، بوم نقاشی را برای تأیید اصالت بررسی کرد، پلیس باخبر شد و پروجیا دستگیر گردید. وی در نهایت فقط هفت ماه زندان را سپری کرد.
پس از نمایش کوتاه «مونالیزا» در موزه اوفیتزی، تابلو در تاریخ ۴ ژانویه 1914 به لوور بازگشت و به خاطر پوشش فراوان رسانهای، خیابانهای جلب توجه بیشتری نسبت به قبل از سرقت پیدا کرد. چارنی تأکید میکند که این رویداد «مونالیزا» را به مشهورترین اثر هنری جهان تبدیل کرد و به احتمال زیاد، شناختهشدهترین شیء دزدیدهشده در تاریخ به شمار میرود.
منبع: www.history.com











