به گزارش خبردونی از روزنامه اعتماد، مهرداد حجتی با اشاره به رویدادی تاریخی، به نامه سه چهره ملی به شاه در آستانه انقلاب اشاره کرد. این نامه که یکسال پیش از انقلاب نوشته شده بود، به موارد نگرانکننده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور پرداخته و از اوضاع بحرانی جامعه و نارضایتی عمومی خبر میدهد.
امضاکنندگان این نامه، به شاه هشدار داده بودند که شرایط کنونی کشور به حدی نابسامان است که هیچ مقام مسئول و قابل اعتمادی برای تصمیمگیری باقی نمانده است. آنان تصریح کردهاند که تمام امور مملکت به فرمانهای شاه محدود شده و نمایندگان ملت در انتخاب و قانونگذاری هیچ نقشی ندارند. این وضعیت، در حالی ادامه دارد که بحرانهای اساسی مانند کمبود مواد غذایی و مسکن، ورشکستگی کشاورزی و صنایع و همچنین نقض حقوق انسانی در اوج خود است.
در ادامه، نامه بر این واقعیت تأکید میکند که نارضایتی و ناامیدی عمومی به وضوح مشهود است و جوانان که به دنبال تغییر و عدالت هستند، دست به اقداماتی میزنند که حکومت آنها را خرابکاری مینامد. در این راستا، سه چهره ملی بر این نکته تأکید دارند که مدیریت فعلی کشور به شدت استبدادی و فردی شده و این امر در تضاد با اصول قانون اساسی و حقوق بشر است.
در خاتمه، نویسندگان نامه بر اهمیت برقراری حکومت مشارکتی تأکید میکنند و بر این باورند که بازگشت به اصول مشروطیت و احترام به حقوق ملت تنها راه نجات ایران از بحرانهای پیش رو است.وضعیت کشور به رغم کنترل حکومت، به طور جدی تحت تأثیر تحولات سیاسی قرار داشت. با گذر از دو تا سه سال گذشته و تکحزبی شدن، فضای کشور به سمت بستهتر شدن پیش رفته بود. در این راستا، شاه به منتقدان اعلام کرد که اگر نگراناند، میتوانند گذرنامه بگیرند و کشور را ترک کنند. این سخنان از طریق تلویزیون نیز پخش شد.
شاه باید توجه بیشتری به اوضاع کشور و اصلاحات پیش از بروز ناآرامیهای سال ۵۷ میکرد. او در اوایل دهه پنجاه گزارشهایی درباره نارضایتی عمومی و نخبگان دریافت کرده بود، اما این نظرات را ناشی از پندار افراد مغرض میدانست. در یک گزارش محرمانه به تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۲ که اردشیر زاهدی، سفیر ایران در واشنگتن، تهیه کرده بود، نکات مهمی مطرح شده بود. زاهدی در این گزارش به ملاقاتش با مقامی بلندپایه از آمریکا اشاره کرده که پرسشهایی درباره اوضاع ایران مطرح کرده بود. این گزارش به شاه ارسال میشد و او با خطی خوش به آن پاسخ میداد.
شاه علاوه بر زاهدی، از دیگر مقامات کشور نیز اطلاعاتی دریافت میکرد و به همه گزارشها پاسخ میداد. زاهدی در گزارش خود به سوال مقام آمریکایی درباره وضعیت جسمی شاه اشاره کرده بود که در آن زمان هیچ خبری از بیماری او منتشر نشده بود. شاه در پاسخ نوشت که حالش خوب است.
با این حال، ممکن است سازمانهای اطلاعاتی آمریکا از وضعیت بیماری شاه آگاه بودهاند. در اواخر سال ۱۹۷۳ که شاه در کیش استراحت میکرد، متوجه غدهای در شکم خود شد. پزشک مختصص به تهران سفر کرد و تشخیص داد که شاه دچار نوعی سرطان خون است. با وجود تلاشها برای پنهان کردن این موضوع، سوالاتی درباره وضعیت شاه از جانب مقامهای غربی همچنان باقی بود.
نگرانی شاه از آگاهی غربیها نسبت به بیماریاش به دلیل احتمال استفاده از آن علیه او در مذاکرات نفتی بود. همین نگرانیها باعث شد تا او دستور تهیه مواد غذایی اساسی برای ذخیرهسازی را صادر کند که فرایند خرید آن با موارد فساد همراه بود.
در مجموع، در حالی که نگرانی شاه از محاصره اقتصادی شاید بیاساس به نظر میرسید، اما نگرانی از افشای بیماریاش چندان بیمبنا نبود. یکی از مقامات انگلیسی در خاطرات خود ذکر کرده است که در صورت اطلاع آمریکا و انگلیس از بیماری شاه، درخواستهایی بر مبنای تغییر و انتقال قدرت مطرح میشد.به گزارش منابع موثق، وضعیت اجتماعی در ایران همچنان نگرانکننده است و تعداد زیادی از شهروندان به صف معترضان و ناراضیان اضافه میشوند. یکی از مقامهای آمریکایی در این زمینه سوالاتی مطرح کرده است، از جمله اینکه آیا شاه به طور فزایندهای در انزوا قرار دارد و فقط گروهی از اطرافیانش به او نزدیک هستند که جسارت ابراز حقیقت را ندارند؟ اردشیر زاهدی، در مقام دفاع از شاه، اعلام کرده است که به جز گروهی از فئودالها، کمونیستها و روحانیون، هیچ شخص دیگری در صف مخالفان قرار ندارد. در پاسخ، مقام آمریکایی تاکید کرده است که نگاهی واقعبینانه به شرایط لازم است و به عقیده او، جوانان در صف مخالفان قرار دارند و مخالفت آنان ناشی از کمبود آزادیهاست. او پرسیده است که چرا این مطالب به اطلاع شاه نمیرسد. شاه در حاشیه گزارشی که به او ارائه شده، نوشته است که هرچند نواقصی در کشور وجود دارد، اما این نواقص به مراتب کمتر از وضعیت موجود در آمریکا است و اظهارات مخالفان را به عنوان تبلیغات کهنه و فاقد اعتبار معرفی کرده است.
در ادامه این گفتگو، مقام آمریکایی با اشاره به زاهدی ابراز داشته است که اگر شاه آگاه و مسلط است، چرا از نارضایتیهای گسترده مردم بیخبر مانده است؟ او همچنین پرسیده است که آیا نخستوزیر حقیقت را به شاه میگوید یا گروهی در تلاش هستند تا او را در انزوا نگهدارند. شاه با عصبانی بودن به این انتقادات واکنش نشان داده و در حاشیه نامه زاهدی نوشته است که نهادهای مختلفی برای گزارشدهی در اختیار دارد و اطلاعات خود را از منابع معتبرتر و نه از نمایندگان آمریکایی که به آنان بیاعتماد است، دریافت میکند.
چند روز بعد، شاه در مصاحبهای با اوریانا فالاچی، روزنامهنگار ایتالیایی، تصریح کرده است که نه تنها از خدا الهاماتی میگیرد، بلکه از دوازده منبع مختلف از وضعیت کشور مطلع است.











