تماس با ما

زندگی فیدل؛ شخصیتی که با وجود ۶۳۸ اقدام به ترور همچنان به حیات خود ادامه داد!

زندگی فیدل؛ شخصیتی که با وجود ۶۳۸ اقدام به ترور همچنان به حیات خود ادامه داد!

**فیدل کاسترو؛ زندگی و تحولات تاریخی او**

فیدل کاسترو، رهبر انقلابی کوبا، در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۰۵ در روستای بیران واقع در استان اورینته در شرق کوبا به دنیا آمد. وی فرزند خانواده‌ای با ریشه‌های اسپانیایی بود؛ مادرش یک خدمتکار محلی و پدرش، آنخل، نیز برای کارگری به کوبا آمد و توانست با تاسیس یک مزرعه نیشکر به کارآفرینی پرداخته و ۳۰۰ کارگر را استخدام کند. کاسترو از همان ابتدای زندگی با موقعیت‌های اجتماعی و کارگری آشنا شد و ویژگی‌هایی نظیر حافظه قوی و روحیه رهبری او را شناسایی می‌کرد.

کاسترو تحصیلات عالی خود را در دانشکده حقوق هاوانا آغاز کرد و در جوانی به حزب ارتدکس پیوست. در سال ۱۳۲۶، او به دومینیکن رفت تا به فعالیت‌های انقلابی بپردازد. تلاش‌های او برای بازگشت به کوبا و محاکمه همراه با تغییرات سیاسی باعث شد که او به سمت مبارزات مسلحانه برود. یکی از نخستین اقدامات نظامی‌اش، حمله به سربازخانه مونتکادا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۳۲ بود که به شکست او انجامید و او به ۱۵ سال زندان محکوم شد.

مدت زمان حبس کاسترو با مسائلی در زندگی شخصی‌اش نیز همراه بود. او در زندان به طور همزمان به همسر و معشوقه‌اش نامه می‌نوشت که این امر به بروز مشکلات خانوادگی او منجر شد. آیا کاسترو هرگز تصور می‌کرد که این مشکل به جدایی‌اش از همسرش، میرتا فرانسیسکا، ختم شود؟

پس از دو سال، او از زندان آزاد شد و به مکزیک رفت. در این سفر، او با ارنستو چه‌گوارا آشنا شد، پزشکی آرژانتینی که پس از فرار از گواتمالا به مکزیک آمده بود. این دیدار منجر به تشکیل ائتلافی انقلابی برای آزادسازی کوبا شد.

کاسترو و یارانش به “ریشوها” معروف شدند. او بعدها توضیح داد که این نام به دلیل عدم امکان اصلاح ریش در کوهستان و صرفه‌جویی در زمان ایجاد شد.

در سال ۱۳۳۵، کاسترو با یک کشتی به سمت کوبا حرکت کرد. همزمان، هوادارانش در نقاط مختلف کشور علیه رژیم باتیستا سر به شورش برداشتند. با این حال، او در دریا با حوادثی مواجه شد که مانع از رسیدن به هدفش شد.**درگیری‌ها و تحولات تاریخی در کوبا**

فیدل کاسترو به ساحل رسید و با گشتی‌های ارتش درگیر شد که منجر به فروپاشی گروه او و نجات تنها ۱۶ نفر از آن‌ها شد. به دنبال این حادثه، فیدل، رائول و چه گوارا به کوه‌های سیرا مائسترا فرار کردند. در این زمان، دولت باتیستا برای دستگیری کاسترو جایزه‌ای معادل ۱۰۰ هزار دلار تعیین کرده بود.

حضور نیروهای کاسترو در کوهستان مورد خشم باتیستا قرار گرفت و او تصمیم به بمب‌باران منطقه گرفت. این اقدام که فرمانده نیروی هوایی کوبا از آن تقدیر شد، منجر به کشته شدن بسیاری از روستاییان شد و در حالی که نیروهای فیدل از منطقه فرار کردند، ده هزار سرباز ارتش به آن‌ها حمله کردند. اما نیروهای ارتش به دلیل ناآشنایی با محیط، زمین‌گیر شدند.

کاسترو و یارانش با نام «ریشوها» شناخته می‌شدند. او توضیح داد که نداشتن تیغ برای اصلاح و صرفه‌جویی در زمان، دلیل ریش گذاشتن است و تخمین زده که با این کار سالانه ۱۰ روز زمان را ذخیره می‌کند.

**پیروزی انقلاب**

نخستین پیروزی فیدل به حمله به پادگان ال اوبر مربوط می‌شود که در آن ۵۲ نفر از نیروهای باتیستا تسلیم شدند. با این موفقیت، فیدل به حمله به پایتخت فکر کرد و نیروهایش با تسخیر روستاها و شهرها، به سرعت در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۳۷ به پیروزی رسیدند.

**شکست آمریکا در خلیج خوک‌ها**

در سال ۱۹۶۱، در دوران ریاست‌جمهوری جان اف. کندی، آمریکا تلاش برای سرنگونی کاسترو را آغاز کرد. سازمان سیا تصمیم به آموزش گروهی از پناهندگان کوبایی مخالف کاسترو گرفت و منطقه «خلیج خوک‌ها» را برای پیاده شدن نیروها انتخاب کرد. عملیات در ۲۸ فروردین ۱۳۴۰ آغاز شد، اما به سرعت لو رفت.

کاسترو از طریق جاسوسان خود از این حمله مطلع شده بود. با عدم ارائه پشتیبانی هوایی از جانب آمریکا، نیروهای مهاجم بدون حفاظت باقی ماندند و در کمتر از ۷۲ ساعت شکست خوردند، با تلفات بیش از ۱۰۰ کشته و حدود ۱۲۰۰ نفر اسیر.

**جدایی چه گوارا**

ارنست چه گوارا، یکی از چهره‌های مطرح در این تحولات، به دلیل تغییرات سیاسی و تصمیمات مختلف درون گروه، دچار جدایی شد و نامه خداحافظی خود را نوشت.شماره دو انقلاب کوبا، ارنستو چه گوارا، به عنوان یکی از مغزهای متفکر اقتصادی و نظامی مشهور شد، اما در سال ۱۹۶۵ (۱۳۴۴) به طور ناگهانی از کانون توجه خارج شد. دلایل جدایی او از فیدل کاسترو شامل ترکیبی از اختلافات ایدئولوژیک و تفاوت‌های شخصیتی بود.

چه گوارا به شدت خود را شخصی انقلابی می‌دانست و هیچگاه تمایلی به نقش‌های اداری نداشت. او بر این باور بود که وظیفه‌اش صدور انقلاب به سرتاسر جهان است و دیگر کارش در کوبا به اتمام رسیده است. همچنین، اختلاف بین او و اتحاد جماهیر شوروی باعث تشدید تنش‌ها گردید. چه گوارا به سختی به شوروی بدبین بود و آن‌ها را «امپریالیست‌های قرمز» می‌نامید، در حالی که کاسترو برای حفظ کوبا ناچار به همکاری با شوروی بود.

در نامه‌ای به کاسترو، چه گوارا اعلام کرد که تمام مسئولیت‌های دولتی و نظامی‌اش را ترک کرده و به مبارزه در جای دیگری ادامه خواهد داد. او همچنین ذکر کرد که هیچ ارث مادی برای خانواده‌اش به جا نخواهد گذاشت و از این بابت احساس خوشحالی می‌کرد. نهایتاً او در بولیوی به دست ارتش این کشور و با حمایت ایالات متحده جان باخت.

در سال‌های پایانی عمر، فیدل کاسترو روابط نزدیکی با هوگو چاوز، رئیس‌جمهور ونزوئلا برقرار کرد. برخی از تحلیل‌گران بر این باورند که چاوز در واقع جایگزین چه گوارا به عنوان همپیمان انقلابی کاسترو تبدیل شد، که این رابطه به نفع کوبا تمام شد و به کشور کمک کرد تا از طریق نفت ونزوئلا به حیات اقتصادی خود ادامه دهد.

کاسترو به خاطر زنده ماندن از بیش از ۶۳۸ نقشه ترور، به نوعی رکورددار در این زمینه شناخته می‌شود. بسیاری از این کوشش‌ها از سوی سازمان سیا طراحی شده بود و روش‌های جالبی همچون سیگارهای حاوی مواد انفجاری را شامل می‌شد. کاسترو در یکی از مصاحبه‌هایش به شوخی گفت: «اگر جان سالم به در بردن از ترور رشته‌ای در المپیک بود، من مدال طلا می‌گرفتم.»

فیدل کاسترو در اردیبهشت ۱۳۸۰ به ایران سفر کرد و روابط دو کشور در طول سال‌ها ادامه پیدا کرد. رؤسای جمهور پیشین ایران نیز چندین بار به کوبا سفر کرده بودند که از جمله آن‌ها می‌توان به سیدمحمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد اشاره کرد.

کاسترو در سال ۲۰۰۶ به دلیل بیماری گوارشی قادر به ادامه‌ی کار نبود و قدرت را به برادرش رائول واگذار کرد. او همچنین در روزنامه گرانما مقالاتی با عنوان «تأملات» نوشت. فیدل کاسترو در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶ (۵ آذر ۱۳۹۵) در سن ۹۰ سالگی به علت کهولت سن درگذشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *