ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات خود به تاریخ ۱۹ ذیقعده ۱۲۸۷، سفر به آشتیان را توصیف کرده است. او در این روز صبحگاهی از خواب برخاسته و به همراه تعدادی از وزرا سوار بر کالسکه، به سمت آشتیان حرکت کردند. در این سفر که هوا گرم و آفتابی بود، نگاهی به مناظر طبیعی اطراف انداختند که شامل کوههای بزرگ و جلگههای وسیع با آهوهای بسیار بود.
در بین راه و پس از ناهار، از قریه فیضآباد گذر کردند، جایی که آب کم و خانوارها به نظر فقیر میرسیدند. ادامه مسیر تا آشتیان آسان نبود و نیاز به تلاش داشت. نزدیک به آشتیان، ناصرالدینشاه از کالسکه پیاده شده و سوار بر اسب شدند و به اردو رفتند، چرا که خانوادهای ایشان را در چادر پذیرایی میکردند.
پس از ورود به چادر، مستوفیالممالک انواع مرکبات از مازندران را به خیمه آورد و به هر یک از نوکرها نیز پول و لوازمی ارسال کرد. در ادامه، پس از شام، تعدادی از پیشخدمتها نیز به دیدار آنان آمدند و شب به آرامی سپری شد. اما در طول شب، بادی تند و سرد وزید و فضای چادر را تحت تأثیر قرار داد.
این روایت از سفر ناصرالدینشاه، تصویری دقیق از زندگی و وقایع آن زمان را به نمایش میگذارد.











