به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از ایبنا، کتاب «شبیه صدام» مجموعهای از خاطرات میخائیل رمضان، معلم عراقی است که به دلیل شباهت زیادی که به صدام حسین داشت، در سال ۱۹۷۹ توسط افرادی نزدیک به او به حزب بعث معرفی گردید. میخائیل بعد از آموزشهای لازم، به نمایندگی از صدام در برخی دیدارها حضور یافت. او ابتدا در ملاقاتهای کماهمیت شرکت کرد و سپس به جبهه جنگ ایران و عراق رفت که این بخش از یادداشتهای او برای ایرانیها حائز اهمیت است.
**پیشنهاد آتشبس از طرف صدام**
در آوریل، پس از نبرد دزفول، عراق ملزم به تخلیه برخی مناطق کلیدی شد. صدام، با درک اینکه طولانی شدن جنگ به نفع ایران است، پیشنهاد آتشبس را مطرح کرد. این درخواست را در ماه رمضان که برای مسلمانان زمان مقدسی است، ابراز داشت. با این حال، آیتالله خمینی این پیشنهاد را به شدت رد کرد و جنگ همچنان ادامه یافت.
چند هفته پس از ترک ما توسط صدام، به همراه عبدالقادر عزالدین، وزیر جدید آموزش و پرورش، وارد اتاقی تاریک شد. میخائیل پس از خاموش کردن نوار ضبط، به صدام پاسخ داد که آماده همکاری است. صدام با تأکید بر اهمیت خدمات میخائیل، از او خواست آماده انجام مأموریتی دیگر باشد.
صدام با بهرهگیری از آرمانهای ملی، تشویق به فداکاری و تعهد نسبت به کشور را نسبت به دیگران مطرح کرد. این سخنان که شامل خود او نمیشد، مسئولیت را تنها بر دوش دیگر عراقیها میگذارد.
**دعوت صدام برای دیدار از جبهههای جنگ**
با نگرانی از ادامه سخنان صدام، او تأکید کرد که همه موظفاند برای کشورشان تلاش کنند و این در حالی است که وی از جملات رئیسجمهور سابق آمریکا، جان کندی، یاد کرد که به مفهوم عمل به جای انتظار از کشور اشاره داشت. میخائیل نیز با تأکید بر اهمیت این مضمون به سخنان صدام پاسخ مثبت داد.در یک گفتوگوی جدی، مقام ارشد نظامی ابراز کرد که میخواهد زمان بیشتری را در خط مقدم نبرد بگذراند و در کنار نیروهای قهرمان کشور باشد. او در این گفتگو به اهمیت حضور خود در کنار نیروها اشاره کرد و گفت: «آنها باید رئیسشان را ببینند و باید بدانند که من در کنارشان هستم.»
این مقام سپس با حرکاتی نمادین به سمت پنجره رفت و با دستانی در حالت نظامی ایستاد. او افزود که علیرغم تمایل به حضور در میدان، با چالشهایی روبرو است و گفت: «مدیریت جنگ از اینجا انجام میشود و من نمیتوانم بدون دستورات لازم اقدامات لازم را عملی کنم. این مسئولیت بزرگی است و من آماده پذیرش آن هستم.»
او همچنین از فرد مقابل درخواست کمک کرد و توضیح داد که این اقدام فرصتی را برای کمک به عراق فراهم میکند. در ادامه، به طرف مقابل پیشنهاد داد که نخست با نیروهای مستقر در پادگان دیدار کند و به آنها اطمینان دهد که او در کنارشان است. او از فرد خواست تا این پیام را به آنها برساند.











