کتاب «تاریخ بختیاری» که توسط علیقلیخان بختیاری معروف به سردار اسعد تألیف شده، توسط انتشارات یساولی وارد بازار کتاب شده است. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، تالیف این اثر در بر گیرنده تاریخ و جغرافیای ایل بختیاری است.
ایل بختیاری که بخشی از قوم لر به شمار میآید، در استانهای خوزستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری و لرستان سکونت دارد. افرادی که به این ایل تعلق دارند، به زبان لری و بهویژه گویش لری بختیاری صحبت میکنند. این ایل از دو شاخه چهارلنگ و هفتلنگ تشکیل میشود که هر شاخه به چندین طایفه تقسیم شده است. ساختار سازمانی ایل بختیاری به سده 16 میلادی برمیگردد و بر اساس نظام خاص طبقاتی و مالیاتی سامان یافته است.
علیقلیخان بختیاری، بهعنوان یک شخصیت سیاسی معتبر در دوره قاجار شناخته میشود و در تاریخ به عنوان سردار اسعد دوم معروف است. وی فرزند حسینقلیخان ایلخانی بود و پس از واقعهای مهم در تاریخ ایران، به دفاع از مشروطیت و علیه استبداد محمدعلیشاه قیام کرد.
در دوران فعالیت سیاسی خود، علیقلیخان در سمتهای وزیر جنگ و وزیر داخله نیز خدمت کرده و در اکتشاف نفت در استان خوزستان نقش موثری داشت.
پیشگفتار کتاب «تاریخ بختیاری» به قلم جواد صفینژاد، در سال 1361 نوشته شده است. در این مقدمه، به اهمیت این کتاب بهعنوان یکی از منابع معتبر درباره تاریخ منطقه بختیاری اشاره شده و گفته میشود که این اثر در سال 1327 قمری آغاز به نگارش شده است.
کتاب شامل منابع و مآخذ متعددی است که نویسنده از مشاهدهها و نظرات مسافران خارجی که به این منطقه سفر کردهاند نیز استفاده کرده است. در این اثر، سفرنامههایی مانند سفرنامه لایارد و باران دوبود به دقت نقل شدهاند تا داستان و تاریخ بختیاری به وضوح بیان شود. بهعلاوه، سردار اسعد بهطور شخصی برای جمعآوری اطلاعات مربوط به بختیاری تلاش کرده است.**مقالهای درباره تاریخ بختیاری و نقش سردار اسعد**
در پژوهشهای تاریخی مربوط به بختیاری، توجه به نوشتهها و آثار سردار اسعد بختیاری ضروری است. او در برخی موارد، خود شخصاً مضامینی را به نویسنده کتاب دیکته کرده و بر محتوای آن نظارت داشت. در صفحه ۱۴۳ کتاب، سردار اسعد به صراحت اعلام کرده است که برخی مطالب را کلمه به کلمه بیان کرده و نویسنده، ملکالمورخین، آنها را ثبت کرده است.
در این کتاب، سردار اسعد تلاش کرده است تا محتوای آن را با دقت و سلیقه خود تدوین کند و از اشتباهات دیگران تفسیرهایی ارائه دهد. به همین دلیل، میتوان گفت که این اثر، مجموعهای از نوشتههای سردار اسعد و تنظیمات عبدالحسین لسانالسلطنه است. لسانالسلطنه، مطالب را جمعآوری و گاهی اوقات برخی از آنها را با اغراق بیان کرده است.
سردار اسعد، که از سال ۱۲۷۴ تا ۱۲۹۹، به مدت ۳۲ سال ایلخانی بختیاری را بر عهده داشت، در نگارش کتاب به اجداد خود اشاره کرده و میگوید که نیاکانش از طایفه پاپی لرستان به بختیاری آمدند. به این ترتیب، میتوان گفت که اجداد وی حدود ۳۰۰ سال پیش از زمان او به ایل هفت لنگ پیوستهاند.
این کتاب، اطلاعات گستردهای درباره بختیاریها و تاریخچه آنها را ارائه میدهد. شامل بررسیهای تاریخی، جغرافیایی، آداب و رسوم و وقایع تاریخی است. سردار اسعد در این اثر به وقایع قرون یازدهم تا سیزدهم اشاره دارد و آن را نوعی «جُنگ» اطلاعاتی میداند.
تدوین و نگارش این کتاب تقریباً هفت سال به طول انجامید. سردار اسعد پس از بازگشت از اروپا، تصمیم به تألیف آن گرفت و نویسندگی آن ابتدا به عهده ملکالمورخین بود. در نهایت، سلطان محمد اسدالسلطنه نائینی کار را به پایان رساند.
پس از تکمیل این اثر، سردار اسعد به موانعی که بر سر راه تألیف پیش آمده، اشاره کرده و اعلام میکند که کتاب در ابتدا دو سال به حال تعلیق درآمده بود.
ضمن این فرایند، سردار اسعد بیشتر وقت خود را در قریه جونقان سپری میکرد. در آن زمان، این ده بزرگترین و آبادترین منطقه در اطراف شهرکرد بود و محل استقرار مترجمان و نویسندگان مورد اعتماد او بود.
سردار اسعد در نهایت در سال ۱۳۳۶ هجری در سن ۶۲ سالگی دارفانی را وداع گفت. در ختم نوشتههای خود، سردار اسعد بر اهمیت تأثیرات تاریخ بختیاری بر زندگی مردم این سرزمین تأکید کرده و مطالب بهدستآمده را با دقت در این اثر عرضه کرده است.**بخشهای مختلف طایفه بختیاری و تاریخ آن**
طایفه بختیاری به دو بخش اصلی تقسیم میشود: مهد و ولایتی. مهد شامل اکرادی است که از جبلالسماق شام به این منطقه آمده و پس از ساکن شدن، به ریاست بر بختیاری پرداختند. در طی تاریخ، همیشه ریاست در اختیار مهد بوده و ولایتی، قسمتی از طایفه است که ساکن بختیاری هستند.
تاریخچه نام بختیاری به وضوح مشخص نیست، اما به نظر میرسد تا اوایل دوره صفویه، این طایفه به عنوان «لر بزرگ» شناخته میشد و پس از آن به بختیاری تغییر نام دادهاند.
این طایفه به دو قسم هفتلنگ و چهارلنگ تقسیم میشود. هر یک از این دو قسمت به چهار تیره تقسیم میشود. تیرههای هفتلنگ شامل دورکی، بابادی، بختیاروند و دنیارانی هستند. تیرههای چهارلنگ نیز به چهار زیرگروه به نامهای محمود صالح، موکوئی، کیومرثی و ممیوند تقسیم میشوند. جانکی که جزء بختیاری نیز محسوب میشود به دو قسمت سردسیری و گرمسیری تقسیم میشود و این طوایف خود به شعبات مختلفی تقسیم میگردند.
در متون تاریخی، به ویژه در شرح «غزوات عهد نادرشاه» به جنگهای بختیاری در زمان سلطنت نادرشاه اشاره شده است. از جمله نبردهای معروف این طایفه میتوان به فتح قندهار و جنگ با افغانها اشاره کرد. در این جنگها، چهار هزار سواره بختیاری همواره در کنار نادرشاه بودند. محاصره قندهار که به مدت هفده ماه به طول انجامید، در ابتدا نتیجهای به همراه نداشت. اما اطلاعاتی از جاسوسان به نادرشاه رسید که نشان میداد منابع غذایی در قندهار برای چند سال موجود است.
بختیاریها که متوجه شدند فتح قندهار دشوار است، به فکر یک تلاش مستقل افتادند و تصمیم گرفتند بدون کمک نادرشاه به این هدف اقدام کنند. آنها به توافق رسیدند که یا جانشان را از دست دهند یا قندهار را فتح کنند که برای این منظور، رسم خاصی را به کار بردند که بر اساس آن، هرگاه تصمیم به انجام کاری میگرفتند، سگی را قربانی میکردند.
در نهایت، در شوالالمکرم سال ۱۱۵۰، پس از توافق و برنامهریزی دقیق، بختیاریها به قندهار حمله کردند و این قلعه را فتح کردند. نادرشاه که به صداهای شلیک توپ و تفنگ بیدار شده بود، به سرعت برای کمک به بختیاریها به سمت قندهار رفت. پس از ورود به شهر، بختیاریها موفق به فتح ارگ شده بودند و پرچم ایران را به اهتزاز درآورده بودند. نادرشاه در نهایت به ارگ وارد شده و به مقام خود بازگشت.در یک رویداد تاریخی، نادرشاه در میان امراء و سرکردگان سپاه ایران قرار داشت که هر یک به احترام او در ستاد حضور یافته بودند. در این زمان، نادرشاه با حالتی نگران روبرو بود؛ زیرا اگرچه بختیاریان موفق به فتح قندهار شده بودند، اما این حمله بدون کسب اجازه از او صورت پذیرفت. پیشتر، نادر خود بارها برای تصرف قندهار تلاش کرده بود، اما موفقیتی نصیبش نشده بود. در همین حین، میرزا مهدیخان، منشی نادرشاه، شعری به این مضمون را سروده و به نادر تقدیم کرد:
«تو مپندار بختیاری کرد / حق مدد کرده بختیاری کرد / شاه ایران و نادر توران / خاک در چشم قندهاری کرد.»
کتاب «تاریخ بختیاری» تألیف علیقلیخان بختیاری (سردار اسعد) دارای اشارههای دقیقی به مراسم و آئینهای ایلی در دوران خود است. بسیاری از این آداب اکنون به فراموشی سپرده شدهاند و آنچه باقی مانده نیز تحت تأثیر شرایط روزگار ممکن است متروک شود. این موضوع از منظر مردمشناسی تاریخی و شناخت فرهنگ عشایری، اهمیت بالایی دارد. نویسنده به جزئیات این آداب پرداخته و آنها را کماهمیت تلقی نکرده است.
کتاب «تاریخ بختیاری»، که ۸۸۰ صفحه دارد، با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه توسط انتشارات یساولی منتشر شده است.











