کتاب جدیدی تحت عنوان «برآمدن طبقه متوسط جدید در ایران (۱۳۲۰–۱۳۰۰)»، به قلم رضا تسلیمی طهرانی، از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب شامل پنج فصل با عناوینی از جمله «مقدمه»، «زمینههای ظهور طبقه متوسط جدید در ایران»، و «جمعبندی و نتیجهگیری» است.
این اثر نخستین قسمت از پروژهای است که هدف آن تجزیه و تحلیل طبقه متوسط جدید و سبک زندگی اعضای آن در ایران میباشد. قسمتهای آینده این طرح به بررسی طبقه متوسط جدید در دوران پهلوی دوم و پس از انقلاب خواهند پرداخت.
رضا تسلیمی طهرانی، نویسنده این کتاب و عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با تمرکز بر دادههای تاریخی و فرهنگی، روند شکلگیری و تحول طبقه متوسط جدید در ایران را مورد مطالعه قرار داده است.
کتاب «برآمدن طبقه متوسط جدید در ایران» سعی دارد نمایی واضح از شکلگیری هویت و سبک زندگی طبقه متوسط جدید ارائه دهد و بهعنوان منبعی ارزشمند برای پژوهشگران علوم اجتماعی و تاریخ شناخته میشود. این تحقیق به بررسی تأثیر متغیرهایی چون آموزش، رسانه و شهرنشینی بر رشد این طبقه پرداخته و روند دگرگونیهای ساختاری جامعه ایران را از دوران مشروطه تا به امروز تحلیل کرده است.
نویسنده به بررسی زمینههای تاریخی و اجتماعی ظهور طبقه متوسط جدید پرداخته و از نظریات جامعهشناسانی همچون پییر بوردیو در تحلیل خود بهرهگیری کرده است. به اعتقاد او، زمینههای شکلگیری این طبقه به دوران قاجار مرتبط است، اما آنچه که بهطور بنیادین این طبقه را مشخص کرد، شکلگیریاش در دوران پهلوی اول بود.
کتاب بر حوزههای معماری، ادبیات و نشریات تمرکز دارد و سعی دارد مولفههای جهانبینی و ارزشهای طبقه متوسط جدید را در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ بررسی کند.
ظهور رضاخان و سلطنت او به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران، به دلایل تاریخی و اجتماعی متعددی مرتبط میشود؛ عواملی مانند انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول، زمینهساز نیاز به یک حکومت مرکزی مقتدر و تأکید بر تقویت هویت ملی و ناسیونالیسم بودند.
طبقه متوسط در دوران قاجار شامل گروههای مختلفی از جمله تجار و علمای میانهحال بوده که بهتدریج از اهمیت بیشتری برخوردار شدند.در حکومت قاجار، فرایند ادغام ایران در اقتصاد جهانی و تجاری شدن کشاورزی، تحولات عمدهای را به همراه داشت. این تغییرات، ورود مناسبات تولید سرمایهداری و افزایش تعامل با کشورهای غربی را به دنبال داشت و زمینهساز ظهور طبقات اجتماعی مدرن در کشور شد. طبقات جدید شامل روشنفکران دیوانسالار، بورژوازی مدرن و طبقه کارگر صنعتی بودند. بازگشت دانشجویانی که به اروپا اعزام شده بودند، تاسیس مدارس جدید در ایران، سفر به خارج و حضور اروپاییها در شهرهای بزرگ، موجب آشنایی ایرانیها با اندیشهها و ارزشهای غربی گردید.
بسیاری از فارغالتحصیلان مدارس جدید و دارالفنون، به عنوان نسل نخست طبقه متوسط جدید شناخته میشوند و در انقلاب مشروطه و دولت پهلوی اول نقش کلیدی ایفا کردند. تعداد زیادی از این تحصیلکردگان از رضاشاه و برنامههای او پشتیبانی کردند و برخی به مقامات دولتی رسیدند. در دولت ذکاءالملک فروغی، چهرههایی چون علیاکبر داور و سیدمهدی فاطمی از فارغالتحصیلان دارالفنون و مدرسه سیاسی بودند.
در حوزه ادبیات، عصر پهلوی اول با ظهور نشانههای میدان تولید ادبی مشخص شد. در این دوران، ادبیات با توجه به قوانین اجتماعی شکل گرفت و نویسندگان بر اساس سرمایههای اجتماعی و موقعیت قدرت، جایگاههای متفاوتی را به دست آوردند. به عنوان مثال، صادق هدایت به عنوان نویسندهای مستقل و محمد حجازی به عنوان نویسندهای وابسته در این میدان شناخته میشوند. این تحول در کنار پیشرفت هنرها، به شکلگیری یک میدان فرهنگی مستقل کمک کرد.
ادبیات و فرهنگ از پیش از انقلاب مشروطه آغاز و با آثار شاعرانی چون بهار و عارف و داستاننویسانی چون دهخدا و جمالزاده ادامه یافت. این دوره با ثبات و خوشبینی نخبگان جوان و مدرن، رونق بیشتری گرفت؛ اما در دهه بعد، فشارها و خودسریهای رضاشاه موجب افول استقلال میدان ادبیات گردید. در این زمان، نویسندگان بسیاری به ناامیدی رو آوردند و آثار آنان مانع انتشار شد.
مثلاً صادق هدایت در سال ۱۳۱۴ ناچار به توقف نشر شد و برای مدتی به بمبئی رفت. وی رمان «بوف کور» را در آنجا با محدودیت منتشر و به خارج از کشور ارسال کرد تا در میان ایرانیهای مقیم توزیع شود. در این دوره، برخی نویسندگانی چون نیما یوشیج و بزرگ علوی نیز به فعالیتهای خود پایان دادند و برخی به زندان رفتند.
معماری دوره رضاشاه با تأثیر از باستانشناسی و گرایشهای مدرن، تحولات قابلتوجهی را شاهد بود. مستشرقان و باستانشناسان غربی نظیر گدار و پوپ، بر این فرآیند تأثیر گذاشتند. برگزاری همایشهای هنری و باستانشناسی در ایران نشاندهنده تلاش حکومت رضاشاه برای معرفی هنر و فرهنگ ایرانی به جهان بود و بازدیدهای او از مناطق باستانی به این فرآیند قوت بخشید.در دوره اخیر، تأثیرات نیاکان بر معماری به وضوح دیده میشود و تأسیس انجمن آثار ملی به همراه دستورالعملهای اولیه خود نشاندهنده اهمیت ویژه به میراث باستانی بوده است.
مکتب معماری مدرن در ایران عمدتاً مدیون فارغالتحصیلان ایرانی از مدارس غربی است که در سالهای آخر دوره پهلوی اول به کشور بازگشتند. به همین دلیل، نهضت مدرنیسم در معماری نه از سوی حاکمان، بلکه از جانب این افراد به جامعه معرفی شد. آثار برجسته این مکتب، عمدتاً در تهران و در ساختمانهای عمومی و غیردولتی به نمایش درآمدند. همچنین، طرحهای شهرسازی در دوره پهلوی نشاندهنده نوعی بیاعتنایی به گذشته و تمایل به طرحهای جدید و نوین بود. در این میان، شهرداری به عنوان نهاد اصلی در اجرای پروژههای شهری، از قدرت و وسعت قابل توجهی برخوردار شد.
خیابان لالهزار در تهران، که از اواخر دوران قاجار تا عصر پهلوی اول به یکی از محورهای کلیدی تبدیل شده، به عنوان یکی از مراکز تجمع طبقه متوسط نوظهور شناخته میشود. نام این خیابان به باغی که در آنجا ساخته شده، نسبت داده میشود که دارای لالهزار وسیعی بود. این باغ به عنوان محل اقامت شخصیتهای مهمی چون ژنرال گاردان، سفیر ناپلئون و دیگر نمایندگان سیاسی مهم در گذشته شناخته شده است.
کتاب «برآمدن طبقه متوسط جدید در ایران (۱۳۲۰–۱۳۰۰)» که به تازگی منتشر شده، در ۲۱۰ صفحه و به قیمت ۲۳۳ هزار تومان از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات عرضه میشود.









