به گزارش خبردونی به نقل از ایبنا، اوپک (سازمان کشورهای صادرکننده نفت) یکی از نهادهای بینالمللی است که اعضای آن با بهرهبرداری از منابع نفتی خود به دنبال دستیابی به تأثیر قابل توجه در بازارهای جهانی هستند. این سازمان در سالهای اخیر با چالشها و تحولات متعددی روبرو بوده و در تلاش است تا همگرایی و هماهنگی بیشتری بین اعضای خود ایجاد کند. به ویژه در شرایط کنونی که تنگه هرمز به عنوان یک مسیر حیاتی برای تجارت جهانی اهمیت بیشتری یافته، برخی از اعضای اوپک رویکردهای جدیدی در پیش گرفتهاند. این مقاله به بهانه انتشار کتاب «یادداشتهای فواد روحانی» به بررسی تاریخچه اوپک میپردازد.
اوپک شامل کشورهای الجزایر، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، اکوادور، آنگولا، ونزوئلا و کنگو است. این سازمان در ابتدا در سال 1339 شمسی (1960 میلادی) در ژنو سوییس تأسیس و در سال 1344 به وین اتریش منتقل شد.
این سازمان با هدف حمایت از منافع کشورهای تولیدکننده نفت در تاریخ 12 سپتامبر 1960 بهوجود آمد و این توافق در بغداد میان نمایندگان این کشورها به امضاء رسید. هدف اصلی اوپک، بر اساس اساسنامهاش، هماهنگی و یکپارچگی سیاستهای نفتی اعضا و ایجاد راهکارهایی برای تثبیت قیمت نفت در بازارهای جهانی است. همچنین این سازمان به دنبال ایجاد درآمد ثابت برای کشورهای تولیدکننده و تأمین نفت بهصورت کارآمد و مقرون به صرفه میباشد.
در سالهای اخیر، رشد کشورهای تولیدکننده نفت خارج از اوپک، از جمله روسیه، اوپک را وادار به همکاری با این کشورها برای حفظ قیمت نفت کرده است. با وجود این، اعضای اوپک که برخی از آنها به حمایتهای خارجی وابستهاند، در بسیاری از مواقع تعاملات موثری با هم ندارند.
اوپک در تلاش است تا از منافع اعضای خود در مقابل شرکتهای بزرگ نفتی که بهنام «هفتخواهران» شهرت دارند، دفاع کند. این شرکتها به دلیل تسلط بر تکنولوژی و شبکههای حمل و نقل نفت، از افزایش قیمت نفت جلوگیری میکردند. اوپک در نخستین دههها به تثبیت بقاء و در دهههای بعدی به ایجاد تأثیر بر بازار نفت و احیای حقوق اعضای خود اقدام کرده است.
زبان رسمی اوپک انگلیسی است، هرچند زبانهای رسمی کشورهای عضو ممکن است متفاوت باشد. بهطور کلی، حق عضویت در این سازمان سالانه 5 میلیون دلار بوده و تنها کشورهای صادرکننده نفت میتوانند به عضویت آن درآیند.
تشکیل اوپک در اوایل دهه 1960، به کشورهای صادرکننده نفت در جهان سوم اجازه داد تا از قدرت سازمانیافته خود بهرهبرداری بیشتری کنند. با فروپاشی نظام دوقطبی، انتظار میرفت که اعضای اوپک بتوانند با استفاده از منابع و ذخایر نفتی خود به وزنههای سیاسی مؤثرتری تبدیل شوند، در حالیکه تقاضای جهانی برای انرژی نیز در حال افزایش است.**تاریخچه سازمان اوپک و یادداشتهای اولین دبیرکل آن**
سازمان کشورهای صادرکننده نفت، معروف به اوپک، در سال 1949 به پیشنهاد ونزوئلا و با هدف ایجاد تعامل نزدیکتر میان کشورهای تولیدکننده نفت، تأسیس شد. این پیشنهاد شامل دعوت از کشورهای ایران، عراق، کویت و عربستان سعودی برای تبادل نظر بود. در سپتامبر 1960، عراق میزبانی اجلاسی را بر عهده داشت که در آن نمایندگان این کشورها به بحث درباره کاهش قیمت مواد خام پرداخته و بدین ترتیب اوپک با هدف هماهنگی در سیاستهای نفتی تأسیس شد.
دکتر فؤاد روحانی از ایران به عنوان اولین دبیرکل اوپک انتخاب شد و به مدت چهار سال در این سمت فعالیت کرد. کتاب «یادداشتهای فؤاد روحانی» به قلم غلامرضا تاجبخش و فرخ نجمآبادی از سوی نشر نی منتشر شده و روایتگر تجارب و چالشهای او در دهه پس از ملی شدن صنعت نفت ایران است.
**فصول متنوع یادداشتها**
این اثر شامل 20 فصل و سه پیوست است که عناوین برخی از آنها به موضوعات زیر میپردازد: شکلگیری اوپک، مذاکرات مربوط به قطعنامهها، چالشهای اجرای آنها، و مواردی از قبیل تبادل نظرها میان ایران و عربستان. در دیگر فصول به جزئیاتی از مذاکرات پنهانی، مواضع شرکتهای نفتی و نتایج کنفرانسهای مختلف اوپک پرداخته شده است.
به نقل از مقدمه کتاب، یادداشتهای مذکور شامل وقایعی است که بین چهارمین کنفرانس اوپک و نشست مشورتی در سال 1343 هجری شمسی به وقوع پیوسته است.
**نقش اوپک در مقابله با شرکتهای نفتی**
ویراستار کتاب به چگونگی دستیابی به یادداشتهای فؤاد روحانی اشاره کرده و میگوید که این اوراق در یک کارتن در آمریکا به او رسید. این یادداشتها نشان میدهد که با پیگیریهای مؤثر دبیرکل، او توانسته است شرکتهای نفتی را به مذاکره وادار کند.
فصل ابتدایی کتاب به روند تأسیس اوپک و دعوت وزیر نفت عراق به منظور بررسی چگونگی همکاریهای جمعی پرداخته و رویدادهای مهم آن زمان را روایت میکند. این کتاب علاوه بر مستند کردن تاریخچه سازمان اوپک، گواهی بر تلاشهای فؤاد روحانی در حوزه سیاست نفتی ایران و کشورهای عضو اوپک است.در پی تحولات اخیر در صنعت نفت، اقدامهای خودسرانه شرکتهای نفتی منجر به تأسیس «سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)» شد.
فصل دوم این تحقیق تحت عنوان «قطعنامههای سهگانه اوپک» به انتقادات از برخی سیاستهای نفتی دوران دکتر محمد مصدق میپردازد. ایرج امینی، در کتابش با عنوان *بر بال بحران*، نقل میکند که وی در دیدار با دکتر مصدق پس از برگشت از لاهه، در مورد چالشهای نفتی و راهحلهای احتمالی گفتگو کرد. امینی به مصدق توصیه کرد که تلاش کند خود به مسئله نفت رسیدگی کند، چرا که جانشین او قادر به دستیابی به نتایج مشابه نخواهد بود.
فصل سوم، با عنوان «کشورها در تلاش اجرای قطعنامهها و ایستادگی سرسختانه شرکتها»، بررسی میکند که چگونه شرکتهای بینالمللی نفتی، در مواجهه با تهدید منافعشان، اقداماتی را برای تحت فشار قرار دادن اعضای اوپک انجام دادند. این تلاشها به ویژه بر روی ایران متمرکز بود، زیرا این کشور به دلیل ملی شدن نفت از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
فصل چهارم با عنوان «ادامه تلاش کشورهای عضو اوپک» به فعالیتهای دیپلماتیک پرداخته و به گزارشی از سفیر ایالات متحده در تهران اشاره میکند. جولیوس هولمز در گزارشی به واشنگتن مینویسد که شاه ایران در تلاش است تا اطمینان بدهد که ایران به دنبال ماجراجویی نیست و از تجربیات تلخ دوران مصدق آموخته است.
فصل پنجم به «مذاکرات فواد روحانی با شرکتهای نفتی» پرداخته و بیان میکند که این شرکتها پس از یک سال مقاومت، سرانجام تسلیم شدند و توانستند به نوعی به چالشهای اوپک پاسخ دهند.
فصل ششم، تحت عنوان «مذاکره کنسرسیوم و روحانی در نیویورک در آبان ۱۳۴۲»، به پیشبینیهای سردنیس رایت، دیپلمات انگلیسی، اشاره دارد که از بنبست مذاکرات اطلاع داشت و نتیجه منفی آن را برای شاه و نخستوزیر محتمل میدانست.
فصل هفتم با عنوان «ارزیابی پیشنهاد کنسرسیوم»، به نگرانیهای اسدالله علم، نخستوزیر آن زمان، درباره نتایج مذاکرات اوپک میپردازد. علم نگرانیهایش را در مورد تحولات کنفرانس ریاض ابراز کرد.
در نهایت، فصل هشتم به «تبادل نظر شاه با وزیر نفت عربستان سعودی» اشاره میکند و فعالیتهای زیرکانه سفیر انگلیس را در این مذاکرات مورد بررسی قرار میدهد.### زنگ خطر اوپک برای شرکتهای نفتی
فصل نهم کتاب به رویکرد اوپک و هشدار به شرکتهای نفتی میپردازد. پس از به پایان رسیدن جلسه مشورتی اوپک در بیروت، تصمیمات این جلسه به سرعت در صدر اخبار جهانی قرار گرفت و پیام واضحی به شرکتهای نفتی ارسال شد. دبیرکل اوپک اعلام کرد که توافقات پیشنهادی شرکتها پذیرفته نخواهد شد و او دیگر اجازه ندارد با آنها مذاکره کند.
فصل دهم به مذاکرات پشت درهای بسته اختصاص دارد. در این بخش، تأکید میشود که شاه ایران و اسدالله علم درباره آینده اوپک با یکدیگر اختلاف نظر دارند. شاه اعتقاد دارد که ادامه رهبری ایران در این سازمان ضروری است، در حالی که نخستوزیر امیدی به جلب نظر شاه در مورد تغییر موضع ندارد.
فصل یازدهم تحت عنوان «ایران بر سر دو راهی» به موضوع کنفرانس ریاض اشاره دارد. این کنفرانس که برای آذر ۱۳۴۲ برنامهریزی شده بود، فرصتی برای کشورهای صادرکننده نفت بهمنظور احقاق حقوق خود ایجاد میکرد و احتمالاً اقداماتی یکطرفه علیه شرکتهای نفتی به دنبال داشت.
فصل دوازدهم به «مذاکره رضا فلاح در لندن» و نتایج آن پرداخته است. فلاح بهویژه از عدم تمایل شاه به خروج از اوپک سخن میگوید، در حالی که او نگران است که خروج از این سازمان به معنی وابستگی به قدرتهای خارجی تلقی شود.
فصل سیزدهم به مواضع شرکتهای نفتی و دولتها در آستانه کنفرانس ریاض میپردازد. در این فصل بیان میشود که شرکتهای نفتی آمریکا و انگلستان از تصمیمات کنفرانس پنجم اوپک نگران بودند و وزارتخانههای خارجه این دو کشور در حال تبادل نظر برای مقابله با وضعیت بحرانی بودند.
فصل چهاردهم شامل جلسه تکمیلی کنفرانس پنجم اوپک است. در این بخش، دیدار بین وطاری و روحانی توصیف میشود که در آن روحانی بهطور ناگهانی از مواضع قبلی شاه متعجب میشود و از عدم اطلاع دولتمردانش در این زمینه ابراز نگرانی میکند.
فصل پانزدهم به مذاکرات هیات سه نفری اوپک اشاره دارد. در این فصل از رفتوآمدهای رضا فلاح به لندن نیز صحبت شده و به مأموریتهای محرمانه او اشاره میشود. روحانی در یادداشتی به سفر فلاح برای انجام مأموریتهای مربوط به اوپک اشاره میکند و صحت این شایعات را تأیید میکند.
فصل شانزدهم به استعفای اسدالله علم اختصاص دارد و پیامدهای آن را مورد بررسی قرار میدهد، که در نهایت به تحولات بعدی در روابط اوپک و شرکتهای نفتی مرتبط است.**تحولات نفتی ایران در دوران حسنعلی منصور**
کتاب «علم و نخستوزیری حسنعلی منصور» به مرور برخی یادداشتهای فواد روحانی پرداخته که انتقادهای او از رویکرد نفتی اسدالله علم را در بر میگیرد. روحانی به تغییرات سیاسی پس از استعفای علم و ورود حسنعلی منصور به عرصه نخستوزیری و انتخاب امیرعباس هویدا به عنوان وزیر دارایی اشاره میکند. او به بیتوجهی علم به سازمان اوپک و فعالیتهای دبیرکل آن پرداخته و اذعان میکند که این رفتار روحانی را در چهار ماه تمدید مأموریت دچار بلاتکلیفی کرده بود.
فصل هفدهم کتاب به «جلسه مشورتی فروردین ۱۳۴۳ در ژنو» اختصاص دارد. در این فصل، روحانی به بررسی رویکرد علم در حوزه نفت پرداخته و به چالشهای او در اوپک میپردازد. به وضوح میتوان آثار فشارهایی که در آخرین روزهای ریاست علم تجربه کرده، را مشاهده کرد. در حالی که دیگر کشورهای عضو حاضر به قبول پیشنهادات شرکتها نبودند، ایران به این تصمیم رسید که آنها را بپذیرد و به دبیرکل انتظار داشت که سایر کشورها را ترغیب کند.
فصل هجدهم تحت عنوان «کنفرانس ششم اوپک در ژنو» با اشاره به مقالهای از روزنامه الاهرام میگوید که زمینههای لازم برای تأسیس یک سازمان نفتی اعراب موسوم به اواپک فراهم شده است تا در صورت خروج ایران از اوپک، جانشین آن شود.
فصل نوزدهم به بررسی گفتوگوهایی میپردازد که منجر به حذف قطعنامه ۳۳ از دستور کار اوپک شد. در این بخش به مخالفت عراق و ونزوئلا در کنفرانس هفتم اوپک اشاره شده و تنشهای موجود در آن جلسه به تصویر کشیده شده است.
در نهایت، فصل بیستم تحت عنوان «مذاکرات ایران و کنسرسیوم برای تنظیم قرارداد الحاقی» ورود هویدا به عنوان وزیر دارایی را مدنظر قرار میدهد. در این فصل به جلسهای در کاخ شهری اشاره میشود که در آن شاه، با نگرانی از نتایج مذاکرات، سوالاتی از هویدا دارد.
کتاب «یادداشتهای فواد روحانی» به عنوان یک منبع ارزشمند برای تاریخ نفت در ایران شناخته میشود و میتواند برای علاقهمندان به این حوزه خواندنی و قابل تامل باشد.











