وبسایت خبری
خبردونی

تحلیل یک پژوهشگر چینی: دلایل عدم تمایل پکن به جایگزینی نقش ایالات متحده در خلیج فارس و نگرانی‌های مرتبط با مدیریت پیامدهای بحران و حفظ ثبات در آبراه‌های بین‌المللی

چرا پکن به دنبال جایگزینی نقش آمریکا در خلیج فارس نیست؟ / تحلیل پژوهشگر چینی از دغدغه‌های پکن برای مدیریت پیامدهای بحران و حفظ ثبات آبراه‌های بین‌المل

به گزارش خبرآنلاین، **ژائو لونگ، مدیر و پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات بین‌المللی و امنیتی شانگهای** در تحلیلی برای اندیشکده بروکینگز، به بررسی وضعیت کنونی درگیری‌های نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران پرداخته و به این سوال مهم پرداخته است که آیا چین در این بحران پیروز خواهد بود یا نه.

چین تمرکز خود را بر روی عواقب جنگ و اینکه آیا این موضوع بر منافع اقتصادی و استراتژیک این کشور تأثیر منفی خواهد گذاشت، قرار داده است. بنابراین، رویکرد چین به جای بهره‌برداری از تشنج‌ها، بر پنج اصل استوار است: جلوگیری از گسترش بحران، کاهش خطرات، تنوع‌بخشی به وابستگی‌ها، اجتناب از درگیری مستقیم و جستجوی نقاط مشترک.

**مهار بحران و حفظ زنجیره‌های تأمین**

این پژوهشگر تاکید کرد که چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت، به امنیت تنگه هرمز وابستگی زیادی دارد. با اینکه واردات نفت چین در ژوئن ۲۰۲۶ به پایین‌ترین سطح در یک دهه اخیر رسید، ذخایر استراتژیک و همچنین تامین‌کنندگان جایگزین مانند روسیه مانع از بروز بحران انرژی فوری شدند. چین نگران اختلالات سیستمی در بازارهای جهانی و افزایش خطرات ناشی از جنگ است و پایان این درگیری را ضروری می‌داند.

**کاهش ریسک‌ها و پرهیز از نقش ضمانت امنیتی**

لونگ تصریح کرد، ارزیابی‌ها در واشنگتن مبنی بر اینکه چین توانایی دیکته کردن صلح را دارد، اغراق‌آمیز است. چرا که چین فاقد پایگاه‌ها و ساختار نظامی آمریکا در این منطقه است و تمایلی به پذیرش نقش ضامن امنیتی در خلیج فارس ندارد. تحولات اخیر مانند امضای پیمان دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، به تمایل کشورها برای تنوع‌بخشی به همکاران امنیتی اشاره دارد. در این راستا، چین به دیپلماسی کم‌هزینه گرایش دارد.

**تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری و وابستگی‌های انرژی**

پکن بر این باور است که کاهش وابستگی به آبراه‌های آسیب‌پذیر، از درس‌های این بحران است. به همین دلیل، پروژه‌هایی مانند خط‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان و کریدور ترانس‌کاسپین به اهمیت راهبردی بالایی دست یافته‌اند.

**پرهیز از درگیری و اتحادهای صلب**

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در سخنانی تأکید کرد که شراکت‌های استراتژیک باید به بهبود اهداف توسعه‌ای کمک کرده و ورود به درگیری‌های نظامی نباید جزء برنامه‌ها باشد. این تفکر نشان‌دهنده نظارت چین بر ارتباطات خود با ایران و عدم تمایل به تبدیل آنها به اتحاد نظامی است.

به نظر می‌رسد که چین در این فرآیند به دنبال یافتن نقاط مشترک و ایجاد یک نقشه راه جامع باشد.### تحولات پس از جنگ

تحلیل‌گر ارشد موسسه شانگهای در انتهای بررسی‌های خود به نکاتی اشاره کرد که برخلاف باور عمومی، اصول اعلامی پکن در زمینه برنامه هسته‌ای، شامل عدم اشاعه، حق استفاده صلح‌آمیز بر اساس NPT و رویکرد دیپلماتیک، با اهداف کلی ایالات متحده در راستای حفظ تجارت آزاد و کاهش بحران‌ها تضادی ندارد.

با فرض پایان جنگ و حرکت ایران به سمت بازسازی اقتصادی در دوران پس از بحران، احتمال شکل‌گیری همکاری‌های غیررسمی میان آمریکا و چین به وجود خواهد آمد.

چین تمایل دارد در فرآیند دیپلماتیک و اقتصادی فعال بوده و به احیای ایران در بازارهای منطقه‌ای، بازسازی زیرساخت‌ها و تأمین امنیت آبراه‌های بین‌المللی کمک کند.

پکن بر این باور است که اگرچه این استراتژی ممکن است چین را به عنوان “برنده” رسمی جنگ معرفی نکند، اما در عین حال به عنوان یک اقدام مسئولانه برای کنترل هزینه‌های بی‌ثباتی فراتر از میدان جنگ به شمار می‌آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *