**عنوان: افزایش قیمت بنزین و تأثیرات آن بر انتخابات کنگره آمریکا**
کمتر از دو ماه به انتخابات میاندورهای کنگره باقی مانده و آمریکا با وضعیتی مواجه شده است که در سالهای گذشته سیاستمداران از آن اجتناب میکردند. جنگی که در مکانی دور آغاز شده بود، اکنون به طور مستقیم بر هزینههای زندگی خانوارهای آمریکایی تأثیر گذاشته است. قیمت هر گالن بنزین معمولی از ۲.۹۸ دلار در شروع درگیریها به ۴.۴۴ دلار در سپتامبر رسیده و در ایالتهایی مانند کالیفرنیا به ۶.۰۹ دلار نیز رسیده است. این افزایش قیمت که عمدتاً ناشی از اختلال در تنگه هرمز و کاهش عرضه جهانی نفت بوده، به مهمترین ابزار انتخاباتی دموکراتها تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای اخیر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، هزینه عملیات نظامی علیه ایران به حدود ۴۳.۶ میلیارد دلار رسیده که شامل هزینههای جایگزینی مهمات و تجهیزات از دسترفته میشود. این افزایش هزینهها، که نسبت به برآوردهای قبلی افزایشی چشمگیر داشته، تنها بخش کوچکی از تصویر کلی است. همچنین گزارشهای پنتاگون نشان میدهند که هزینههای نظامی به طور ماهانه بین دو تا سه میلیارد دلار ادامه خواهد داشت.
اما آنچه به یک مسئله انتخاباتی تبدیل شده است، افزایش قیمت انرژی ناشی از این هزینههاست. از زمان آغاز جنگ، قیمت بنزین در آمریکا بیش از ۲۵ درصد افزایش یافته است. این افزایش در حالی رخ داده که معمولاً در فصل تابستان شاهد کاهش قیمتها هستیم.
کانون اصلی این افزایش قیمت، اختلال در تنگه هرمز است که قبل از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را منتقل میکرد. حملات تلافیجویانه ایران بر حدود یک پنجم تجارت نفت جهان تأثیر گذاشته و در کنار کاهش ذخایر استراتژیک، قیمت نفت خام را به بالای صد دلار افزایش داده است.
این بحران از نوسانات معمول بازار متمایز شده و به یک «صرف ریسک دائمی» تبدیل شده است. دموکراتها به این نکته توجه کرده و به جای تمرکز بر یک بحران موقتی، بر یک بحران ساختاری تأکید کردند.
در استراتژی دموکراتها، میدان نبرد از سیاست خارجی به حوزه اقتصادی منتقل شده است. در حالی که جمهوریخواهان به دنبال معرفی جنگ به عنوان یک پیروزی امنیتی بودند، دموکراتها بیشتر بر پیامدهای اقتصادی آن متمرکز شدند. نظرسنجیها نشان دهنده این هستند که ۶۱ درصد از آمریکاییها تأثیر جنگ بر افزایش هزینههای زندگی خانوارهایشان را تأیید کردهاند.
این تمایلات در تبلیغات انتخاباتی نیز نمایان است. در حال حاضر، تبلیغات مرتبط با قیمت بنزین و نفت عمدتاً توسط دموکراتها انجام میشود و تلاش میشود ارتباط این افزایش قیمتها با «جنگ نامطلوب» به تصویر کشیده شود.دموکراتها بهدنبال استفاده از دو استدلال اصلی برای جلب حمایت عمومی هستند؛ یکی هزینههای مستقیم جنگ و دیگری «هزینه فرصت» آن. در کنگره، این پرسش مطرح شده که اگر ۴۳.۶ میلیارد دلار صرف جنگ نمیشد، آیا نمیتوانست برای کاهش قیمت انرژی، بهبود زیرساختها یا کاهش کسری بودجه هزینه شود؟ سناتورهای دموکرات نیز در نامهای به وزیر دفاع از «عدم شفافیت» پنتاگون در ارائه اطلاعات مالی انتقاد کرده و خواستار تحقق حسابرسی کامل از هزینههای جنگ شدند.
این استدلالها بهصورت یک روایت ساده اما قوی به افکار عمومی منتقل شدهاند؛ بهطوریکه یکی از رأیدهندگان ویرجینیا با احساس ناامیدی از وضعیت به وجود آمده، اظهار داشت: «او [ترامپ] در شرایطی گیر کرده که نمیتواند خارج شود».
### اهرمهای قانونی و محدودیت اختیار جنگ
دموکراتها تلاش دارند اختیارات ترامپ در خصوص ادامه جنگ را از طریق ابزارهای قانونی محدود کنند. آنان با استناد به قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳ که رئیسجمهور را ملزم به توقف عملیات نظامی بدون تأیید کنگره کرده، مجموعهای از طرحها را ارائه کردهاند. سناتور چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، اعلام کرد که دموکراتها برای محدود کردن اختیارات ترامپ، ده طرح در نظر دارند و این روند ادامه خواهد داشت.
با این حال، این طرحها بهدلیل اکثریت جمهوریخواهان در هر دو مجلس تا کنون با شکست مواجه شدهاند. برخی ناظران معتقدند که هدف اصلی این طرحها ایجاد «سابقه» قانونی برای استفاده در تبلیغات انتخاباتی و کاهش مشروعیت جنگ در اذهان عمومی بوده است.
### بحران اقتصادی و تأثیرات سیاسی
یکی از نتایج بارز این بحران، کاهش مزیت سنتی جمهوریخواهان در موضوع اقتصاد است. نظرسنجی اخیر رویترز-ایپسوس نشان میدهد که برای نخستین بار از سال ۲۰۱۷، دموکراتها به عنوان مدیران بهتر اقتصاد در نظر گرفته شدهاند. بر اساس این نظرسنجی، ۴۲ درصد از رأیدهندگان به دموکراتها و ۳۷ درصد به جمهوریخواهان رأی میدهند، اختلافی که میتواند بر کنترل کنگره تأثیر بگذارد.
این تغییر بهویژه در میان رأیدهندگان مستقل بارز است؛ بهطوریکه آنان دموکراتها را با ۱۲ درصد برتر نسبت به جمهوریخواهان در نظر میگیرند. این موضوع نشاندهنده تمایل رأیدهندگان مستقل به سمت دموکراتها به خصوص در شرایط اقتصادی کنونی است.
اما جمهوریخواهان در این شرایط با چالشی جدی مواجهاند. سوال این است که چگونه میتوان از جنگی دفاع کرد که هزینههای آن به طور مستقیم بر زندگی مردم تأثیرگذار است؟ برخی از جمهوریخواهان از ترس واکنش منفی رأیدهندگان شروع به فاصله گرفتن از سیاستهای ترامپ کردهاند.
### چالشهای دموکراتها و انتظارات غیرواقعی
با وجود موفقیتهای کنونی، راهبرد دموکراتها به موانع جدی برخورد کرده است. اول اینکه این راهبرد نه بر یک برنامه استوار است و نه بر بحران؛ آنها به رأیدهندگان وعده کاهش قیمتها دادهاند، اما ابزارهای آنها برای تحقق این وعده محدود است. اگر قیمت بنزین در هفتههای پیش رو کاهش یابد، بخشی از مزیت انتخاباتی آنها از بین میرود.
دوم، این بحرانها تنها در شرایط فعلی ساخته شده و به نظر میرسد دستیابی به موفقیت در آینده نیاز به برنامههای عملی دارد.**دموکراتها در آستانه چالش بزرگ انتخاباتی**
دموکراتها با خطر «شکست در پیروزی» در انتخابات پیش رو مواجه هستند. اگر این حزب توانایی دستیابی به کنترل کنگره را پیدا کند، انتظارات عمومی برای پایان دادن به جنگ و کاهش قیمتها به شدت افزایش خواهد یافت. به رغم دسترسی رئیسجمهور به اختیارات وسیع در سیاست خارجی، کنگره با وجود اکثریت دموکرات، ابزارهای لازم برای متوقف کردن جنگ را در اختیار ندارد. این تناقض بین «وعده» و «واقعیت» میتواند منجر به ناامیدی رأیدهندگان و تضعیف موقعیت دموکراتها در انتخابات آینده گردد.
از لحاظ قانونی، دموکراتها با پارادوکسی روبهرو هستند. اگرچه آنان جنگ را «غیرقانونی» و «غیرمجاز» تلقی میکنند، اما در عمل، ابزارهای لازم برای متوقف کردن آن را ندارند. این عدم تعادل در نظام قانون اساسی آمریکا، متضمن تقسیم اختیارات جنگی بین رئیسجمهور و کنگره خواهد بود. در غیاب یک «اکثریت وتوشکن»، دموکراتها قادر به پایان دادن به جنگ بهتنهایی نیستند.
این موضوع در سطح بینالمللی نیز تأثیرگذار است. حتی در صورت پیروزی دموکراتها و کنترل کنگره، تغییرات فوری در تعهدات بینالمللی امریکا امکانپذیر نخواهد بود. توافقات امنیتی با اسرائیل و کشورهای خلیج فارس که بر پایه معاهدات دوجانبه شکل گرفتهاند، مستلزم یک روند طولانی برای تجدیدنظر هستند. بنابراین، وعده به پایان دادن به جنگ با چالشهای حقوقی و دیپلماتیک زیادی مواجه است.
**جنگی که انتخابات را شکل میدهد**
جنگ میان ایران و آمریکا در حقیقت نمونه بارز «سیاست خارجی بهعنوان سیاست داخلی» است. این جنگ که با اهداف امنیتی آغاز شده، به بحران معیشتی تبدیل شده که سرنوشت انتخابات کنگره را میسازد. دموکراتها با آگاهی از این تغییر، توجه خود را از حوزه «سیاست خارجی» به «اقتصاد» معطوف کرده و با تمرکز بر قیمت بنزین و هزینههای زندگی، مزیتهای جمهوریخواهان را به چالش کشیدند.
با این وجود، این استراتژی دارای محدودیتهای جدی است. اگرچه دموکراتها میتوانند بر «هزینههای جنگ» تأکید کنند، اما در شرایط عملی، ابزارهای محدودی برای خاتمه دادن به آن در اختیار دارند. این شکاف بین «نقد» و «جایگزین»، چالشی بزرگ خواهد بود که دموکراتها پس از انتخابات با آن مواجه خواهند شد. پیروزی آنها میتواند منجر به افزایش انتظارات عمومی برای تغییر شود، اما ساختار حقوقی و دیپلماتیک پیچیده آمریکا، مانع از تغییرات سریع در سیاست خارجی خواهد بود.
در نهایت، آنچه این دوره انتخاباتی را از گذشته متمایز میکند، تنها اهمیت مسئله سیاست خارجی نیست، بلکه ارتباط آن با زندگی روزمره مردم نیز حائز اهمیت است. جنگی که به فاصله هزاران کیلومتر دورتر آغاز شده، اکنون در پمپهای بنزین و فروشگاههای مواد غذایی آمریکا احساس میشود. این پیوند، نهتنها بر سرنوشت انتخابات نوامبر تأثیر میگذارد، بلکه به شکلگیری مسیر آینده سیاست خارجی ایالات متحده نیز کمک خواهد کرد.
**توییتر نویسنده گزارش را [اینجا](https://twitter.com/safarahang@) دنبال کنید.**












