**پنتاگون سند راهبردی «دفاع ملی ۲۰۲۶» را منتشر کرد؛ ایران به عنوان اولویت واشنگتن باقی مانده است**
وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا، پنتاگون، هفته گذشته سند جدیدی تحت عنوان «راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶» را به جامعه بینالملل ارائه داد. در این سند، ایران به عنوان یک «چالش کلیدی» برای آمریکا در منطقه غرب آسیا معرفی شده است. استراتژی جدید واشنگتن تأکید بر تقویت همکاریهای نظامی میان اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را دارد و هدف آن کاهش وابستگی نظامی مستقیم به آمریکا است. کارشناسان «شورای آتلانتیک» هشدار میدهند که این رویکرد میتواند به ایجاد یک رقابت تسلیحاتی و تقسیمبندی امنیتی جدید در منطقه منجر شود. سخنگوی پنتاگون نیز در صحبتهایی اعلام کرد که ایالات متحده به حفظ امنیت متحدان خود در برابر هرگونه تهدید متعهد است.
انتشار این سند، تبیین دقیقی از اولویتهای امنیتی ایالات متحده پس از حضور نظامی در افغانستان و همزمان با درگیریها در اوکراین ارائه میدهد. در این سند، «چین» به عنوان چالش اصلی و «روسیه» به عنوان تهدید فوری تعریف شدهاند، در حالی که ایران به عنوان یک «چالش پایدار» در غرب آسیا شناخته میشود. استراتژی جدید ایالات متحده بر سه اصل اساسی استوار است: دفاع از خاک آمریکا، بازدارندگی از طریق قدرت پروژکت شده، و «واگذاری مسئولیتهای بیشتر به متحدان» و یکپارچهسازی قابلیت دفاعی آنها.
این راهبرد، با تمرکز ویژه بر ایران، به چهار بعد اساسی تأثیرگذار بر امنیت منطقه اشاره دارد:
1. **یکپارچهسازی نظامی**: هدف این بخش، تسریع پایهگذاری همکاری امنیتی بین اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس تحت هدایت آمریکا است.
2. **افزایش تسلیحات پیشرفته**: شامل فروش سلاحهای پیشرفته به متحدان برای تقویت قابلیتهای دفاعی، به ویژه در حوزه پدافند هوایی و سایبری.
3. **تغییر حضور نظامی آمریکا**: تغییر از پایگاههای گسترده به ساختارهای کوچکتر و پیشرفتهتر به منظور کارآمدی بیشتر.
4. **افزایش فشار به ایران**: شامل عملیاتهای اطلاعاتی و سایبری برای مقابله با آنچه که «نیروهای نیابتی» نامیده میشود.
در محور اول، پنتاگون بر ضرورت یکپارچهسازی اسرائیل و کشورهای عربی به عنوان ابزاری برای افزایش بازدارندگی تأکید کرده است. این همکاری میتواند شامل اشتراک اطلاعات، هماهنگی در فرماندهی و تمرینات نظامی مشترک باشد. گزارشها حاکی از آن است که واشنگتن در حال ایجاد یک پلتفرم اطلاعاتی مشترک بین اسرائیل و کشورهای عربی است.
از جنبه اقتصادی، این یکپارچهسازی میتواند منابع مالی قابل توجهی را به خریداران تجهیزات نظامی منتقل کند و به تبع آن هزینههای نگهداری و آموزش را افزایش دهد. از نظر سیاسی، این موضوع میتواند به نزدیکی هر چه بیشتر روابط بین اسرائیل و کشورهای عربی کمک کند. استراتژیکتر از آن، این یکپارچهسازی ممکن است جبههای متحد علیه ایران ایجاد کند که قدرت چانهزنی تهران در مذاکرات منطقه را کاهش دهد و احتمال بروز تنشهای بیشتر را افزایش دهد.**تحلیل جدید آمریکا برای تقویت نظامی و اقتصادی در خاورمیانه**
به تازگی، ایالات متحده آمریکا راهبرد جدیدی را برای افزایش حمایت از متحدان خود در خاورمیانه اعلام کرده است که هدف آن تقویت توان دفاعی این کشورها از طریق خرید و استفاده از سامانههای نظامی آمریکایی میباشد. این برنامه، به تلاش برای ایجاد یک موج جدید در فروش تسلیحات منجر خواهد شد، به ویژه در زمینههای پدافند هوایی و جنگندههای پیشرفته.
طبق این راهبرد، کشورهای منطقه برای تقویت دفاعی خود باید به خرید سامانههایی مانند پاتریوت، تاد و جنگندههای نسل جدید همچون اف-۳۵ و اف-۱۵EX روی آورند. این امر نه تنها میتواند به نفع صنایع نظامی آمریکا باشد، بلکه به افزایش هزینههای امنیت ملی برای کشورهایی مانند ایران منجر میشود که ناچار به هزینه بیشتر برای توسعه سیستمهای دفاعی خود خواهند بود.
علاوه بر این، افزایش قدرت دفاع موشکی همسایگان عربی ایران را به چالش کشیده و توانائیهای بازدارنده ایران را تحت تأثیر قرار میدهد، به طوری که ایران ممکن است مجبور به افزایش کمّی تسلیحات خود یا استفاده از گزینههای غیرمتعارف شود.
**تحلیل ساختار نظامی آمریکا در منطقه**
پنتاگون به دنبال تغییر ساختار حضور نظامی خود در خاورمیانه با تکیه بر رویکردی جدید به نام “پیشتاخت سبکوزن ولی کشنده” است. این سیاست شامل کاهش تعداد نیروهای زمینی مستقر در پایگاههای بزرگ و جابهجایی به استقرار نیروهای ویژه و سیستمهای مدرن دفاعی میباشد. هدف این استراتژی، حفظ توانایی ضربه زدن سریع و کاهش آسیبپذیری در برابر حملات احتمالی است.
این تغییر ساختار ممکن است پیامدهای اقتصادی برای کشورهای میزبان به همراه داشته باشد، از کاهش درآمدها تا افزایش هزینههای امنیتی. ضمن اینکه این نوع حضور نظامی جدید، ایران را در وضعیت دشوارتری قرار خواهد داد، چرا که هدفگیری نیروهای آمریکایی، در شرایط نظامی جدید، به مراتب سختتر خواهد شد.
**افزایش فعالیتهای اطلاعاتی و سایبری**
سند راهبردی جدید چین به بررسی تقویت اقدامات اطلاعاتی و سایبری علیه “نیروهای نیابتی” ایران اشاره دارد. به نظر میرسد این شیوه، انتقال مسئولیت مقابله با ایران از عرصه نظامی به جنگهای نامتعارف و سایبری را نشان میدهد. گزارشها حاکی از افزایش عملیات سایبری آمریکا و اسرائیل علیه زیرساختهای حیاتی ایران است.
این نوع حملات میتواند به خسارات جدی اقتصادی برای ایران منجر شود و سرمایهگذاران را نسبت به آینده این کشور دلسرد کند. در نهایت، این تحول ممکن است ایران را وارد درگیریهای سایبری با آمریکا و شرکای آن کند، که تبعات آن میتواند به ناپایداری و تنشهای جدی در منطقه منجر شود.ایران ممکن است در واکنش به تحولات اخیر، اقداماتی علیه زیرساختهای متحدان منطقهای ایالات متحده انجام دهد.
سند «راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶» بهعنوان نتیجهای از فعالیتهای نهادهای بوروکراتیک و قانونی در حوزه امنیت ملی آمریکا تدوین شده است. این سند بر اساس ارزیابیهای منظم از تهدیدات، از جمله اطلاعات gathered از فرماندهی مرکزی و دیگر نهادها، به نگارش درآمده است. این راهبرد کلی، سمتگیری نهاد نظامی آمریکا را برای سالهای آینده تعیین میکند و بر یکپارچگی متحدان تأکید دارد. این روند نشاندهنده تحول نهادهای امنیتی ایالات متحده به سمت مدلهای جدید «ائتلافمحور» و «شبکهای» است که به کاهش هزینههای حضور مستقیم کمک میکند. نهادهایی همچون «فرماندهی نوآوری و تحقیقات نظامی آمریکا» (AFWERX) مسئول توسعه فناوریهای لازم برای این نوع حضور خواهند بود.
این راهبرد در منطقه منجر به شکلگیری معماری امنیتی جدیدی به رهبری آمریکا خواهد شد، جایی که نهادهای امنیتی اسرائیل و کشورهای عربی بهتدریج هماهنگیهایی را در چهارچوب پروتکلها و سازوکارهای تبیینشده توسط واشنگتن ایجاد خواهند کرد. این فرآیند ممکن است به تأسیس یک «ناتوی کوچک منطقبنیاد» منجر شود که به حاشیه راندن ایران را تسهیل میکند.
۲۱۳/۴۲








