**تحولات سیاسی در اروپا با بازگشت ترامپ به عرصه قدرت**
در هفتههای اخیر، اروپا تحت تأثیر بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در واشنگتن دچار تحولاتی شده است. این تحولات حاکی از آن است که اتحاد پیشین جریانهای راستگرای اروپا تحت دکترین ترامپ، به ویژه در زمینه سیاستهای مربوط به ایران، دیگر به شکل کامل و یکپارچه باقی نمانده است.
**مجارستان و حمایت از ترامپ**
ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، بهطور علنی از ترامپ برای پیروزی در انتخابات پیش روی خود حمایت کرده است. این حمایت، در انطباق با دیدگاههای مشترک پوپولیستی و ضد مهاجرتی شکل گرفته است. اوربان، که قبلاً نیز در خرید انرژی از روسیه بهطور واضح با سیاستهای اتحادیه اروپا تخفیف داده بود، اکنون در جبهه فشار حداکثری علیه ایران نیز فعال شده است. او بهمنظور حفظ قدرت در مجارستان و تقویت یک «دموکراسی غیرلیبرال» در اروپای شرقی، به حمایت بینالمللی ترامپ وابسته است. این وابستگی به یک رابطه غیرقابل پیشبینی ممکن است مجارستان را در موقعیت آسیبپذیری قرار دهد.
**ایتالیا و رویه محتاطانه ملونی**
در مقابل، موضع جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، نسبت به ترامپ محتاطانه به نظر میرسد. ملونی، هرچند از نظر ایدئولوژیک با ترامپ نزدیکی دارد، اما ترجیحات اقتصادی و امنیتی ایتالیا را در سیاستهای خارجی خود در اولویت قرار میدهد. او بر این باور است که ایتالیا به دلایل تاریخی و جغرافیایی نیازمند حفظ ثبات در خاورمیانه است و میتواند از ایران بهعنوان شریک اقتصادی بهرهبرداری کند. بنابراین، در حالی که ملونی از زبانی سختگیرانه در مسائل داخلی استفاده میکند، در سیاست خارجی به نزدیکی و گفتوگو با تهران تمایل دارد.
**چالشها و فرصتهای ایران در میانه تحولات**
در نتیجه، سیاستها و تحولات خاورمیانهای ترامپ میتواند چالشهایی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند و بر نفوذ این کشور در منطقه تأثیرگذار باشد. تحریمها و فشارهای دیپلماتیک ممکن است منافع ایران را تحت تأثیر قرار دهد، اما همزمان فرصتی برای قرارگیری در مرکز توجهات بینالمللی به شمار میرود.ولتاژ دیپلماتیک ایران در استفاده از شکافهای سیاسی راستگرایان اروپا به عنوان فرصتی برای تقویت روابط بینالمللی خود مورد بررسی قرار گرفت. در شرایط فشار حداکثری ناشی از رویکردهای رسانهای و سیاسی، جمهوری اسلامی ایران میتواند با شناخت بهینه این شکافها، سیاستهای خود را در چهار محور زیر تنظیم کند:
1. **تغییر روایت از تهدید به شریک:** به جای تمرکز بر تقابل، دیپلماسی ایران میتواند بر همکاری با کشورهایی مانند ایتالیا و جریانهای میانهرو تاکید کند و بر جنبههای مشترک مانند مبارزه با تروریسم و ثبات در خلیج فارس تمرکز کند. ارائه داستانی منطقی و مسئولانه، میتواند ادعاهای طرفداران فشار حداکثری را تضعیف کند.
2. **بهرهبرداری از چندقطبیگرایی:** با توجه به تغییرات جهانی به سمت چندقطبی شدن، ایران میتواند با تقویت روابط با کشورهایی نظیر روسیه و چین، وابستگی به غرب را کاهش دهد. این همکاریها میتواند کشورهای اروپایی را وادار به بازنگری در سیاستهایشان کند.
3. **تمایز میان دولتها و جریانها:** شناخت تفاوتها بین جریانهای راستگرا در اروپا مهم است. ایران میتواند بر کشورهایی مانند مجارستان و ایتالیا تمرکز کند و با سرمایهگذاری بر آنهایی که به منافع ملی اهمیت میدهند، تاثیر بیشتری ایجاد کند.
4. **شفافیت دیپلماتیک در موضوع هستهای:** تعامل مثبت با نهادهایی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند به ایران کمک کند تا خود را به عنوان کشوری مسئول در جامعه بینالمللی معرفی کند و این کار میتواند فشار بر سیاستمداران اروپا را افزایش دهد.
تحولات اخیر نشان میدهد که عصر جدید سیاسی لزوماً به معنای متحد شدن کامل غرب علیه ایران نخواهد بود. شکافهای موجود در راستگرایی اروپا نشان میدهد که منافع ملی در نهایت بر اصول ایدئولوژیک غالب خواهند شد. برای ایران، کلید موفقیت در این برهه، شناخت عمیق این شکافها و بهرهبرداری از آنها است. بدین ترتیب، تهران میتواند موقعیت خود را تقویت کرده و بر سیاستهای خصمانه اروپا تأثیر بگذارد. آینده روابط اروپا و ایران بستگی به تحولات داخلی هر کشور دارد و نقش هوشمندانه تهران ممکن است به ثبات و امنیت منجر شود.











