به گزارش خبرآنلاین، افزایش ناامنیها ناشی از حملات آمریکا در منطقه و فروریختن توافقهای پایان جنگ میان ایران و آمریکا، بستر را برای ایران فراهم کرده تا بر حاکمیت خود در تنگه هرمز تأکید کند. نگرانیهای جدید کشورهای عربی جنوبی خلیج فارس و قدرتهای جهانی این است که اعتماد به این گذرگاه استراتژیک به آسانی برقرار نخواهد شد.
این وضعیت به کاهش اهمیت تنگه هرمز و رشد قابل توجه سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین زمینی و خطوط لوله منجر شده است.
### پروژههای چند ملیتی و کریدورهای جدید تجاری
بحران هرمز انگیزهای برای راهاندازی کریدورهای جدید تجاری و انرژی از خلیج فارس به سمت دریای مدیترانه فراهم کرده است. تحلیلگران شورای آتلانتیک معتقدند که این مسیرهای جدید میتوانند وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهند و همچنین ظرفیت ایجاد مراکز اقتصادی جدیدی در کشورهایی مانند اردن و سوریه را دارند.
تام باراک، نماینده رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده است که واشنگتن در همکاری با سوریه، اردن، ترکیه، لبنان و مصر برنامههایی برای کاهش اهمیت تنگه هرمز را اجرا میکند. به گفته او، هدف این برنامهها انتقال از حملونقل دریایی سنتی به طریق «تحویل احتیاطی» است.
باراک همچنین از توسعه «کریدور میانی» خبر داده که بهوسلیه ترکیه، آذربایجان و ترکمنستان به آسیای مرکزی متصل شده و منجر به افزایش انتقال گاز به اروپا خواهد شد. او تأکید کرد که در این مدل جدید، بخشهای تجاری و صنعتی به عنوان پیشران توسعه میباشند.
در همین حال، عربستان سعودی در حال برقراری بندر نئوم به عنوان یک مرکز لجستیکی و گسترش شبکههای ریلی خود به سمت دریای سرخ است.
### تنوعبخشی به مسیرهای صادرات نفت
در زمینه انرژی، کشورهای صادرکننده نفت در حال برنامهریزی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز هستند. به عنوان مثال، عراق به دلیل محدودیتهای مسیرهای صادراتی آسیب زیادی دیده و تولید نفت این کشور در ژوئن به ۱.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
باسم محمد خضیر، وزیر نفت عراق، اعلام کرده که بغداد باید به تنوع بخشی در مسیرهای صادراتی توجه کند و در حال بررسی پروژهای برای احداث خط لولهای است که بصره را به کرکوک و سپس بندر جیهان ترکیه متصل کند.
از سوی دیگر، وزارت خارجه آمریکا تأیید کرده که واشنگتن به تلاشهای عراق برای بازسازی خط لولههای عبوری از سوریه کمک میکند.
همزمان، امارات متحده عربی در حال ساخت خط لولهای جدید است که ظرفیت صادرات نفت این کشور را از طریق بندر فجیره دو برابر خواهد کرد؛ و سعودیها نیز در حال بررسی افزایش ظرفیت خط لوله خود به سمت دریای سرخ هستند. برآوردها نشان میدهد که با تکمیل پروژههای در حال اجرا، ظرفیت خطوط لوله خاورمیانه تا سال ۲۰۲۸ ممکن است به بیش از ۱۴ میلیون بشکه در روز برسد.### تغییرات در صنعت بنادر و ژئوپلیتیک حملونقل دریایی
تاثیرات بحرانهای اخیر به صنعت بنادر نیز رسیده است. طبق گزارشی از فایننشیال تایمز، شرکت اماراتی DP World که اپراتور بندر دبی است، به منظور کاهش وابستگی به بندر «جبل علی» و عبور از تنگه هرمز، در حال مذاکره برای احداث یک بندر جدید چندمنظوره و یک ترمینال کانتینری در سواحل شرقی امارات (منطقه فجیره) است. بندر جبل علی که به عنوان بزرگترین بندر کانتینری منطقه شناخته میشود، پس از بسته شدن تنگه توسط ایران، با افت شدید ۹۰ تا ۹۵ درصدی در فعالیتها مواجه شد و در اوایل جنگ نیز هدف اصابت موشکها واقع گردید.
در حالی که مقامات تأکید میکنند که جبل علی به هیچ عنوان کوچک نخواهد شد، انتقال ظرفیت به ساحل شرقی به عنوان یک تغییر استراتژیک در اقتصاد امارات شناخته میشود. به طور همزمان، شرکت گلفتینر نیز برنامهای به ارزش ۲ میلیارد دلار برای توسعه بندر خورفکان در آن منطقه آغاز کرده است.
### تهدیدات خطوط لوله و مسیرهای زمینی
با وجود این تلاشهای گسترده، تحلیلگران هشدار میدهند که تهدیدات ناشی از کنترل تنگه هرمز کاملاً از بین نخواهد رفت. خطوط لوله جدید اگرچه میتوانند به کاهش فشار آنی بازار کمک کنند، اما در برابر حملات نامتقارن آسیبپذیر هستند. جنیفر لی، تحلیلگر ژئوپلیتیک در موسسه ریستاد انرژی، و باب مکنالی، بنیانگذار راپیدان انرژی، میگویند که مشکل فقط آبراه نیست، بلکه توانایی ایران و متحدانش در حمله به تأسیسات پمپاژ و نقاط کلیدی این خطوط لوله موضوع اصلی است. به عنوان مثال، حمله به ایستگاه پمپاژ خط لوله شرق به غرب در عربستان، منجر به کاهش ۷۰۰ هزار بشکهای در روز جریان نفت شد.
از سویی دیگر، انحراف مسیرها به سمت دریای سرخ اکنون با تهدیدات هماهنگ ایران و انصارالله یمن روبهرو است. مقامات حوثی اعلام کردهاند که آمادهاند در همکاری با تهران، تنگه بابالمندب را مسدود کنند، اقدامی که میتواند جریان میلیونها بشکه نفتی که عربستان از طریق خطوط لوله به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند، به طور کامل متوقف کند. تغییرات در جریان انرژی خاورمیانه آغاز شده و در حالی که قدرت تنگه هرمز در حال کاهش است، امنیت انرژی جهانی همچنان به ثبات سیاسی این منطقه وابسته است.












