به گزارش خبرآنلاین، فیلیپ گوردون، مشاور امنیت ملی معاون رئیسجمهور در دوره جو بایدن، در مقالهای در نشریه فارن پالیسی به بررسی وضعیت پیچیدهای که دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق ایالات متحده به دلیل اقدامات خود در قبال ایران ایجاد کرده، پرداخته است. او به یادآوری داستانی از یک مسافر گمشده در اسکاتلند پرداخت که در تلاش است مسیری به «آبردین» پیدا کند، در حالی که راهی را انتخاب نمیکند که به مقصدش برسد. این مثال به خوبی نشاندهنده وضعیت کنونی است.
### عدم وجود گزینههای نظامی موثر
گوردون اشاره میکند که ترامپ و دیگر منتقدان توافق هستهای ۲۰۱۵، به دنبال دستیابی به توافقی بهتر بودند، اما نتیجهاش جنگهای بیپروای بیشتری شد که اکنون جهان به نتیجه آن پرداخت میکند. به گفته وی، جنگهای ترامپ موجب تقویت تندروها در ایران و به خطر افتادن امنیت جهانی شده است. او بر این باور است که اگر ترامپ به خواستههای ایران جواب دهد، نهتنها آزادی کشتیرانی قربانی میشود، بلکه این اقدام میتواند به افزایش تنشها و درگیریهای آتی دامن بزند.
گوردون همچنین به این نکته اشاره میکند که تشدید حملات نظامی از سوی ایالات متحده، به دلیل وجود موشکها و پهپادهای ایران، حتی میتواند اوضاع را بدتر کند. او میگوید که حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران طبق قوانین بینالمللی ممکن است جنایت جنگی محسوب شود و تأثیر چندانی بر تغییر سیاست ایران نخواهد داشت.
### پیامدهای اقتصادی خطرناک
گزینه دیگری که مطرح شده، تسخیر جزیره خارک ایران است. اگرچه این اقدام میتواند صادرات نفت ایران را مختل کند، اما به خطر انداختن سربازان آمریکایی و عدم تأثیر بر بازگشایی تنگه نیز به بینتیجه بودن این استراتژی میافزاید. افزایش تنشها ممکن است موجب حملات ایران به سایر مناطق، از جمله زیرساختهای انرژی کشورهای همسایه، شود.
در نهایت، گوردون هشدار میدهد که این تنشها میتواند به افزایش قیمت نفت و گاز و حتی رکود جهانی منجر شود. او میگوید یک کمپین نظامی گسترده علیه ایران به احتمال زیاد به بیثباتی و خشونتهای داخلی منجر خواهد شد، مشابه وضعیتهای بحرانی در عراق و سوریه.### تخریب ائتلافها و تنهایی آمریکا
دولت ترامپ در تلاش برای خروج از بنبستهای بینالمللی، ارتباطات خود با متحدان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. به طور معمول، ایجاد یک ائتلاف جهانی برای مقابله با اقداماتی مانند هدف قرار دادن غیرنظامیان یا بستن آبراههای بینالمللی، فرآیندی چندان دشوار نیست. رهبری متفاوت میتوانست منجر به تشکیل ائتلاف مشابهی شود، همانطور که در سال ۱۹۹۰ تحت رهبری جورج اچ. دابلیو. بوش در واکنش به حمله عراق به کویت شکل گرفت. با این وجود، سیاستهای یکجانبه ترامپ، از جمله تحمیل تعرفهها و تهدید همسایگان، منجر به تردید در میزان تعهدات امنیتی شده است. در چنین شرایطی، روشن نیست که کدام کشور حاضر است جان پرسنل نظامی خود را برای حمایت از ترامپ به خطر بیندازد.
ایران به عنوان یک نقطه کانونی در این بحران، همواره هدف انتقادات قرار گرفته است. در حالی که برخی از سیاستمداران کهنسال از توافق هستهای ۲۰۱۵ دفاع کردند، سرانجام سیاست سختگیرانه نفوذ بیشتری در این زمینه با خود به همراه آورد، اما در نهایت تنها جنگ نتیجه تمام این تحولات بود و اکنون تمامی دنیا عواقب آن را میبیند.
### تنها راه خروج: عقبنشینی تاکتیکی و خرید زمان
هیچ مسیر خروج مناسبی از وضعیت کنونی وجود ندارد، اما طرحی که میتواند کمترین ضرر را به همراه داشته باشد، ارائه امتیاز به ایران به منظور پایان دادن به تنشها و بازگشایی فوری آبراههاست. این اقدام به معنی اعطای تسهیلات اقتصادی به ایران در ازای عدم حمله به کشتیرانی و تعلیق برنامه هستهای آن است. این استراتژی میتواند منجر به کاهش فشار اقتصادی بر ایالات متحده و جلوگیری از وقوع رکود جهانی شود و جان هزاران انسان را نجات دهد.
توافقات این چنینی نه تنها به تأخیر در برنامههای موشکی ایران کمک میکنند بلکه به دولت آمریکا توانایی نظارت دقیقتری بر فعالیتهای هستهای این کشور را نیز میدهد. این در حالی است که اگر ایران فعالیتهای مشکوک هستهای را از سر بگیرد، کلیه توافقات ملغی خواهند شد.
### بیاثر کردن اهرم فشار ایران با خطوط لوله و انرژیهای پاک
در بلندمدت، ایالات متحده میتواند با کاهش وابستگی به نفتی که از تنگه عبور میکند، اهرمهای فشار خود را تقویت کند. کشورهای عربی در حال افزایش ظرفیت خطوط لوله خود به منظور انتقال ۴ میلیون بشکه نفت اضافی در روز هستند. همچنین، شرکتهای بزرگ نفتی نظیر شِورون برنامههای جدیدی برای برقراری ارتباطات نفتی جدید از جمله احداث خطوط لولهای برای اتصال میدانهای نفتی عراق به مدیترانه در دست بررسی دارند، که این موضوع میتواند به کاهش وابستگی به نفت از تنگه کمک کند.هفت پروژه مختلف خط لوله در حال برنامهریزی یا ساخت فعال قرار دارند. ایران همچنان توانایی توسعه زیرساختهای انرژی فراتر از تنگه هرمز را دارد، اما بستن این آبراه نزدیک به سواحل ایران به معنای آغاز یک جنگ جدید علیه همسایگان و جهان خواهد بود.
تسریع در بهرهبرداری از منابع انرژی تجدیدپذیر که به نظر میرسد تحت حمایت ترامپ قرار نخواهد گرفت، در حال حاضر در نقاط دیگر جهان در حال انجام است. چین از زمان شروع جنگ در ایران، به کاهش مصرف نفت خود پرداخته و پیشبینی میشود که در سال ۲۰۲۶ این مصرف ۴.۹ درصد کاهش یابد. صادرات پنلهای خورشیدی و فناوریهای پاک چین در حال رشد است. در ادامه این روند، بیش از ۲۰ کشور در پنج قاره اعلامیههایی جدید در زمینه انرژی پاک منتشر کردهاند و پروژههای تجدیدپذیر شتاب بیشتری به خود گرفته است. با اینکه این تحولات وابستگی جهانی به تنگه هرمز را بهطور کامل برطرف نخواهد کرد، اما توان ایران را برای فشار گذاری بر جهان کاهش میدهد.
ایالات متحده و کشورهای همپیمان در خلیج فارس میتوانند از این فرصت برای بازسازی توان دفاعی خود استفاده کنند. این شامل ذخایر موشک و پدافند هوایی و همچنین بازسازی زیرساختهای انرژی است. آسیبپذیریهای موجود در کشورهای خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در منطقه یکی از دلایل اصلی نیاز به پایان این جنگ با توجه به شروط ایران است و باید تلاشهای جدی برای کاهش آسیبپذیریها صورت گیرد.
پایان این درگیری و کاهش وابستگی به تنگه، امکان بازگشت به دیپلماسی را فراهم خواهد کرد. این نیازمند بازگشت به نوعی دیپلماسی چندجانبه است که بهبود همکاریها در راستای تأثیر بر رفتار ایران را ممکن میسازد. در این راستا، حکومت ایران باید به تعهداتی قابل راستیآزمایی در زمینه برنامه هستهای خود پایبند باشد و از هرگونه تهدید در منطقه اجتناب کند. در غیر این صورت، گزینه ازسرگیری جنگ همچنان وجود خواهد داشت، با شرایطی بهمراتب متفاوتتر از گذشته.
این مسیر ممکن است با چالشهای زیادی روبهرو باشد و هیچ تضمینی برای موفقیت آن وجود ندارد، بهویژه با توجه به پیامدهای منفی اقدامات گذشته. اما گاهی اوقات بهترین گزینه برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع، پرهیز از درگیریهای بیشتر است و این همان چیزی است که تداوم جنگ تقریباً به آن منجر میشود.












