### دلایل اظهارات سعید جلیلی درباره صلح حدیبیه در ادبیات سیاسی
سعید جلیلی، یکی از چهرههای پرآشوب و منتقد مذاکرات هستهای، اخیراً در سخنرانیهایی به مفهوم «صلح حدیبیه» اشاره کرده است. این اصطلاح، که در سالهای اخیر به عرصه سیاست ایران وارد شده، بهویژه در بحثهای مربوط به مذاکرات میان تهران و واشنگتن به کار میرود.
در حال حاضر، برخی از چهرههای سیاسی مانند مجید انصاری و علیاکبر صالحی، به ماجرای تاریخی صلح حدیبیه بهعنوان نمونهای برای پایان دادن به جنگ اشاره میکنند. اما نکته حائز اهمیت، اظهارات جلیلی است که به شدت در برابر مذاکرات هستهای ایستاده است. او در جریان مناظرهها در کمیسیون مشترک مجلس در سال ۱۳۹۴ بهصراحت نسبت به عدم دستیابی به نتایج ملموس از برجام انتقاد کرده بود و به پرچمدار مذاکرات، محمدجواد ظریف، پاسخ داده بود که قطعنامههای پیشین، شرایط سختتری برای ایران ایجاد کردهاند.
سخنان او در کنگره ملی «مصطفای شهید» و انتقاد از توصیفهای افراطی نسبت به برجام نیز مشهود است. او در دورهای که دولت روحانی به دنبال مذاکرات مجدد با دولت بایدن بود، در توئیتی به انتقاد شدید از کسانی پرداخت که به ادامه مذاکرات فکر میکردند.
تحلیل اظهارات جلیلی در دورههای انتخاباتی گذشته و در مواجهات با نیروهای خارجی نشان میدهد که او و همفکرانش همچنان مخالف سرسخت توافق با آمریکا هستند. این موضوع بهخصوص زمانی مشهودتر میشود که شعارهای آنها علیه حتی نمایندگان خودی، مانند مسعود پزشکیان، در اعتراض به رویکرد مذاکراتی به گوش میرسد.
امروز، گویی جلیلی درحال تغییر دیدگاه خود است. استناد او به صلح حدیبیه بهوضوح بیانگر این است که دیگر نمیتوان رویکردهای سیاسی را فقط بر اساس جنگ و مقاومت تحلیل کرد. این صلح، خود نتیجهای از وضعیت جنگی و فراهمکنندۀ فرصتی برای تغییر شرایط به شیوهای مختلف بوده است.
در نهایت، پرسش این است که آیا این تغییر رویکرد تنها یک اشاره تاریخی است یا نشانهای از تحول در ادبیات سیاسی جلیلی؟ او که سالها در برابر مذاکرات ایستاده، اکنون از ابتکار جدیدی سخن میگوید که ممکن است سایه جنگ را از کشور دور کند. شاید پاسخ به این سؤال در مفهوم جدید «ابتکار» نهفته باشد که او به آن اشاره کرده است.











