### بررسی نقش صدا و سیما در دوران جنگ و چالشهای کنونی
در زمان آغاز جنگ هشت ساله، صدا و سیما تنها به ارائه اخبار محدود نمیشد؛ بلکه روایتهایی از جنگ و بازتابی از فضای جامعه را به تصویر میکشید. این رسانه تلاش داشت تا مردم و ساختار سیاسی را به هم نزدیک کرده و با وحدت ملی در برابر حملات عراق، انسجام اجتماعی را حفظ کند.
اما در مقایسه با عملکرد این رسانه در جنگهای هشت ساله و چهل روزه، پرسشهای بسیاری مطرح میشود. موضوع فقط انتشار اخبار یا دعوت از مهمانها نیست، بلکه مهمتر آن است که آیا صدا و سیما توانسته صدای اکثریت مردم را به درستی منعکس کند.
انتقاداتی که اخیراً متوجه این سازمان شده، به انتخاب مهمانانی با دیدگاههای نزدیک به سیاستهای صدا و سیما اشاره دارد که مواضع تندی علیه مذاکره و پایان جنگ دارند. در مقابل، دیدگاههای مخالف به ندرت در رسانه ظاهر میشوند. این وضعیت باعث کاهش اعتماد مردم به رسانه ملی میشود، زیرا احساس میکنند تنها یک روایت خاص را میشنوند.
اظهارنظر اخیر مسعود پزشکیان در مورد صدا و سیما نشاندهنده این مسأله است. رئیسجمهوری کشور به عملکرد این سازمان انتقاد کرده و بیان کرده که خودش نیز این رسانه را دنبال نمیکند. این سخنان نشان میدهد فاصله میان رسانه رسمی و جامعه، حتی با دولت نیز به شدت زیاد شده است.
با شایعاتی درباره تغییر احتمالی مدیریت صدا و سیما و کنار رفتن پیمان جبلی، سؤال اصلی این است که آیا این تغییر میتواند فاصله میان مردم و صدا و سیما را کاهش دهد؟ تغییر تنها در سطح مدیریت کافی نیست و نیاز به تغییرات ساختاری و رویکردی دارد تا صدا و سیما دوباره به رسانهای برای تمامی مردم تبدیل شود.
چنانچه صدا و سیما بخواهد نقش خود در ایجاد وحدت و انسجام ملی را بازسازی کند، باید از تجارب دوران جنگ هشت ساله درس بگیرد. صدا و سیما باید در کنار صدای مورد علاقه خودش، به صدای اکثریت جامعه نیز توجه داشته باشد. در غیر این صورت، تغییر در مدیریت کمکی به بهبود رابطه میان مردم و این رسانه نخواهد کرد.












