**عنوان: نقش مجلس در بحران اقتصادی و اعتراضات اخیر**
در پی بحران اقتصادی و نارضایتیهای اجتماعی، توجهها به تصمیمگیران کشور معطوف شده است. در این شرایط، علاوه بر دولت، نمایندگان مجلس نیز در مدیریت وضعیت نقش دارند، به ویژه آن دسته از نمایندگانی که قبل از ورود به پارلمان وعدههای اقتصادی داده بودند.
برخی از این نمایندگان با بیان اینکه اعتراضات مردم را به حق میدانند، به نوعی به صدای مردم پیوستهاند. اما باید پرسید که آنها در این مسیر چه اقداماتی انجام دادهاند و برنامهشان برای خروج از وضعیت کنونی چیست؟
در همین راستا، گفتگوهایی با حسن رسولی، فعال سیاسی اصلاحطلب، انجام شده است. او به انتقادات برخی نمایندگان که اقداماتی مانند جمعآوری امضا برای سؤال از رئیسجمهور را در این شرایط انجام میدهند، اشاره کرده و این رفتار را معادل حمله به مرکز فرماندهی در یک جنگ میداند، و تأکید میکند که مجلس فعلی نمیتواند به درستی منافع ملی را تشخیص دهد.
**نقش مجلس در مدیریت بحران اقتصادی**
رسولی در پاسخ به این سؤال که مجلس در بحران کنونی چه نقشی دارد، بیان کرد که انباشت مشکلات باعث بروز بحرانها شده و تمام ارکان حاکمیت باید برای حل این معضلات اقدام کنند. او معتقد است که باید هزینهها کاهش یابد و کارایی افزایش یابد و در این راستا همکاری تمامی نهادها ضروری است.
**جمعآوری امضا به جای اقدامات راهبردی**
وی با اشاره به اعتراضات گسترده مردم در چندین شهر، گفت که انسجام برای اتخاذ تصمیمات سخت در این شرایط الزامی است. اما در عین حال، برخی نمایندگان به مسائل کلان توجهی ندارند و تنها در پی نمایش حمایت از مردم هستند. رسولی جمعآوری امضا برای سؤال از رئیسجمهور را در این زمان حساس به مثابه حمله به فرمانده در میادین جنگ دانست و بر لزوم همکاری نمایندگان با قوه مجریه تأکید کرد.
**انتظار از مجلس براساس آرای مردم**
رسولی همچنین به نقش مجلس در رأس امور اشاره کرد و گفت که این شعار از امام خمینی (ره) است. اما او معتقد است که برای تحقق این امر، نمایندگان باید از یک انتخابات رقابتی و پرشور برخاسته باشند تا واقعاً قدرت و پشتوانه مردمی داشته باشند.متأسفانه، مجلس کنونی و مجالس پیشین از ویژگیهای حیاتی لازم برای کارآمدی و پاسخگویی جامع برخوردار نیستند. بر اساس قوانین موجود، نمایندگان با حداقل آرا، حتی زیر ۱۰ هزار رأی، حق قانونگذاری و نظارت را دارا هستند. این وضعیت باعث میشود که در غیاب پشتیبانی اجتماعی کافی، این نمایندگان قادر به شناسایی اولویتهای ملی نباشند و بیشتر بر خواستههای شخصی یا منطقهای خود تمرکز کنند.
به نظر میرسد برای بازگشت مجلس به جایگاه مهم و تأثیرگذار خود در دهههای ۶۰ و ۷۰، باید اقداماتی جدی صورت گیرد. در غیر این صورت، نمیتوان انتظار داشت که مجلس به عنوان یک نهاد کلیدی و قدرتمند در عرصه سیاست کشور نقشآفرینی کند.
اگر آقای رسولی در حال حاضر، نماینده مجلس یا رئیس این نهاد بود، معتقدند که باید اقداماتی کلیدی و راهبردی صورت گیرد. مجلس و هیئترئیسه باید فضایی مناسب ایجاد کنند که در آن تمامی ظرفیتهای حاکمیتی به شکلی یکپارچه و هماهنگ عمل کند. این هماهنگی باید شامل همه بخشهای نظام باشد تا بتوانند تصمیمات جدی و استراتژیک بگیرند. به اعتقاد ایشان، نمایندگان مجلس بهویژه زمانی که از حمایت قوی مردمی بهرهمند شوند، قادرند اثرات مثبتی بر سیاستهای داخلی، خارجی و معیشتی بگذارند. تصمیمات اینچنینی میتواند به اندازه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در سال ۶۷، سرنوشتساز باشد.











