به نقل از خبرآنلاین، روزنامه جوان در تحلیلی به چالشهای امنیتی اخیر پرداخته و بر این نکته تأکید کرده است که سؤال درباره امنیت، در شرایطی که شاهد شهادت نیروهای انتظامی و تخریب اموال عمومی و خصوصی هستیم، به شدت معنادار است. این سؤال مطرح میشود که اگر امنیت برقرار است، چرا شاهد وقوع آشوبها هستیم؟
تحلیلگر این رویدادها به دنبال پاسخگویی به این سؤال، از رویکردهای سادهانگارانه فاصله گرفته و بیان میکند که امنیت در عصر حاضر، فراتر از صرفاً حضور فیزیکی نیروهاست. ساختارهای امنیتی اگرچه ضروری هستند، اما برای تضمین ثبات کافی نیستند. تهدیدات کنونی بهطوری پیچیدهاند که دیگر صرفاً از مرزها عبور نمیکنند و نیازی به سلاح گرم ندارند. این تهدیدات حالا به صورت ترکیبی از عملیات روانی، جنگ شناختی و استفاده از نارضایتیهای انباشته خود را نشان میدهند.
از نکات قابل توجه دیگر، فشارهای چندوجهی به نیروهای امنیتی در زمان بروز اغتشاشهاست. این فشارها نه تنها اثرات عملی بلکه تبعات روانی و اجتماعی نیز بر این نیروها دارند. در این میان، واژه «نفوذ» به دفعات بیان شده، اما نیاز به بررسیهای عمیقتر آن احساس میشود. نفوذ ممکن است در قالبهای مختلف از جمله شبکههای اجتماعی و تأثیرگذاری بر گفتمانها بروز کند.
در مورد چگونگی تامین امنیت، اهمیت اقتصاد نیز نباید نادیده گرفته شود. فشارهای اقتصادی و نااطمینانی اجتماعی، تابآوری امنیتی جامعه را کاهش میدهد و این مشکلات به بروز آشوب دامن میزند. در این شرایط، جریانات نفوذی به نقاط ضعف موجود ضربه زده و از آنها بهرهبرداری میکنند.
از سوی دیگر، فقدان پاسخگویی اقناعکننده به افکار عمومی، مهمترین دلیلی است که چرخه آشوب را تداوم میبخشد. جامعه اکنون نیازمند امنیت روانی و ادراکی است و مردم بهدنبال شفافیت درباره رخدادها و اصلاحات پیشنهادی هستند.
در نهایت، این مقاله نتیجه میگیرد که امنیت پایدار تنها از طریق گفتوگوی صادقانه با مردم ممکن است، و جامعه باید به ساختارهایی پناه ببرد که خود را موظف به پاسخگویی و بازسازی میدانند. این خواستهها نشانه زنده بودن جامعه هستند و نادیده گرفتن آنها میتواند خطرآفرین باشد.











