وبسایت خبری
خبردونی

علایی: هدف از جنگ ۱۲ روزه، ضربه زدن به رهبری نبود/ outcome تفاهم یا به توافقی پایدار خواهد انجامید، یا بازگشت به جنگ/ علت عدم موفقیت ایران در ترور فرماندهان اسرائیلی چه بوده است؟

علایی: هدف از جنگ ۱۲ روزه، ضربه زدن به رهبری نبود/ outcome تفاهم یا به توافقی پایدار خواهد انجامید، یا بازگشت به جنگ/ علت عدم موفقیت ایران در ترور فرماندهان اسرائیلی چه بوده است؟

**محمدحسن نجمی گزارش می‌دهد:** سردار حسین علایی، که سال‌ها از خدمت نظامی خود فاصله گرفته، همچنان به عنوان یک شخصیت شناخته‌شده در عرصه نظامی ایران باقی مانده است. او فرمانده قرارگاه نوح نبی در دوران دفاع مقدس بود و از زمان تأسیس نیروهای سپاه در دهه شصت، به عنوان اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران منصوب شد. بعد از جنگ، علایی به سمت قائم‌مقام وزیر دفاع در دولت هاشمی رفسنجانی و سپس رئیس ستاد مشترک سپاه در زمان محمد خاتمی منصوب شد. از آن زمان، او به تحلیلات و مطالعات نظامی روی آورده است.

در سال‌های اخیر، علایی نظرات و تحلیل‌های خود را درباره نفوذ و دیپلماسی نظامی ارائه کرده است که برخی از آنها جنجال‌برانگیز بوده‌اند. به عنوان مثال، او پیشتر نسبت به خطرات و تهدیداتی که ممکن است متوجه برخی از فرماندهان نظامی شود، هشدار داده بود که بعداً به وقوع پیوست.

چندی پیش، سردار علایی در گفت‌وگو با خبرآنلاین به سؤالاتی درباره تحلیل‌هایش پاسخ داد، از جمله این که چگونه از خطر ترور برخی شخصیت‌ها مطلع بوده است. او در این مصاحبه به رفتارهای آمریکا و اسرائیل اشاره کرد و گفت که با مطالعه بر روی استراتژی‌های آنها، می‌توان به پیش‌بینی اتفاقات آینده پرداخت. علایی همچنین تأکید کرد که مقامات کشور از این تهدیدات آگاهی داشتند، اما اقدامات لازم برای دفاع به درستی انجام نشده است.

او به تغییر مفهوم نفوذ در دو دهه گذشته اشاره کرد و گفت که امروز نفوذ بیشتر به سیستم‌ها و فناوری‌های هوشمند وابسته است. به عقیده او، هر فردی که دارای تلفن همراه باشد، ممکن است در معرض نفوذ اطلاعات باشد. او تأکید کرد که افراد و مقامات باید در برابر این تهدیدات آگاه بوده و اقدامات ایمنی لازم را اتخاذ کنند.در تحلیل‌های اخیر، وجود تهدیداتی که ممکن است به رهبری کشور لطمه بزند، مورد توجه قرار گرفته است. برخی مقامات بر این باورند که این تهدیدات باید به عنوان هدف‌های سخت‌تری برای جلوگیری از اقدامات دشمنان، به ویژه آمریکا، تبدیل شوند. در این راستا، یکی از تحلیلگران به آقای شمخانی هشدار داده بود که جمع شدن فرماندهان در یک مکان خاص می‌تواند آن‌ها را به هدف‌های مناسبی برای دشمن تبدیل کند.

این تحلیلگر در ادامه تصریح کرد که ارزیابی‌های لازم در زمینه امنیت و حفاظت از مقامات باید دقیق‌تر انجام می‌شد. با این حال، او بر این نکته تأکید کرد که توجیهات انسانی در این موارد کمتر از تکنولوژی‌های پیشرفته اطلاعاتی مؤثر بوده و اشاره کرد که نقاط ضعف اطلاعاتی نیز باید بررسی و ترمیم شوند.

در خلال جنگ‌های اخیر، نمونه‌هایی از هدف‌گیری‌های موفق دشمنان مشاهده شده است، از جمله ترور سردار سلامی و حاجی‌زاده در ساعات اولیه صبح. به گفته این تحلیلگر، ارزیابی‌های نادرست در مورد سیستم‌های اطلاعاتی دشمن باعث شد تا این مقامات در مکان‌های نسبتاً امن مورد هدف قرار گیرند.

در ادامه، این تحلیلگر خاطرنشان کرد که ظرفیت‌های اطلاعاتی کشور باید در برابر تهدیدات پیچیده‌تر بهبود یابد و تجربه‌های قبلی از جنگ‌ها باید به شکلی مؤثرتر برای مقابله با چالش‌های جدید مورد استفاده قرار گیرد. همچنین او بر این نکته تأکید کرد که نفوذ عوامل دشمن در دستگاه‌های کشور، به اندازه گذشته به نظر نمی‌رسد و معتقد است که احتمال حضور جاسوسان در جایگاه‌های حساس کمتر است.

این موارد نشان‌دهنده لزوم توجه بیشتر به تدابیر امنیتی و تحلیل‌های درست در برابر تهدیدات خارجی است تا از وقوع حوادث ناگوار جلوگیری شود.امروزه سازمان‌های اطلاعاتی مانند سیا و موساد به شدت به فناوری‌های پیشرفته، به ویژه هوش مصنوعی و جنگ‌های هوشمند، وابسته شده‌اند. این نهادها توانسته‌اند رفتار انسان‌ها را به الگوریتم‌هایی برای جمع‌آوری اطلاعات تبدیل کنند.

برخی معتقدند که نباید بُعد انسانی در این تکنولوژی‌ها نادیده گرفته شود، اما به نظر می‌رسد که اهمیت آن کمتر از فناوری‌های جدید است. در ادامه، درباره جلسات مهم در بیت رهبری صحبت شد که بسیاری از مردم از آن‌ها بی‌خبرند. یکی از کارشناسان بر این باور است که اطلاعات این‌گونه جلسات معمولاً از طریق منابع غیررسمی به گوش افراد نمی‌رسد و امکان نظارت بر آن‌ها حدس‌زنی دشواری است.

در خصوص ترور چهره‌های سیاسی ایران، نظرات مختلفی وجود دارد. انتظار می‌رود که در آینده، اطلاعات بیشتری از سوی اسرائیل درباره فعالیت‌های خود منتشر شود. آنچه واضح است، این است که عمده جمع‌آوری اطلاعات از طریق فناوری‌های پیشرفته انجام می‌شود و به نظر می‌رسد که تجهیزات جاسوسی مستمر در فضای هوایی ایران فعال هستند.

در پاسخ به سؤال درباره اینکه آیا پدافند ایران قادر به شناسایی این تهدیدات است یا خیر، یکی از کارشناسان اشاره کرد که برخی از جنگنده‌ها مانند اف-۳۵ در رادار قابل شناسایی نیستند و این موضوع امکان نظارت دقیق به مشکلاتی دچار می‌کند. او با بیان این که دشمنان ایران به طور مداوم در پی جمع‌آوری اطلاعات هستند، خاطرنشان کرد که این کشورها باور دارند ایران به دلیل افکار و سیاست‌های خاص خود تهدیدی برای آن‌ها محسوب می‌شود.

در مورد تنش‌های داخلی پس از تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، روشن است که وجود نظرات مختلف در ملزومات سیاسی امری طبیعی است. تحلیلگرانی نیز معتقدند که رسانه‌ها باید از رویکرد متوازن‌تری برخوردار شوند تا مردم بتوانند نظرات مختلف را شنیده و استدلال‌ها را بررسی کنند. ایجاد فضایی برای گفت‌وگو بین موافقان و مخالفان در رسانه‌ها می‌تواند به تقویت همگرایی و درک متقابل کمک کند.

به طور کلی، نیاز به تغییر نگرش در رسانه‌ها احساس می‌شود تا ضمن انعکاس نظرات مختلف، به تقویت قدرت کشور کمک کند.در شرایط کنونی، تأکید بر همزیستی و تحمل مخالفان در جامعه ایران مطرح شده است. یکی از نکات اصلی، لزوم وفاداری به منافع ملی و حفظ قدرت جمهوری اسلامی به عنوان نظامی که از رویارویی با آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده است، به شمار می‌رود. این دیدگاه می‌تواند به حل بسیاری از مسائل کمک کند.

به تازگی در یکی از برنامه‌های تلویزیونی، کلیپی از رهبر شهید ایران در زمان مخالفت با مذاکره با آمریکا منتشر شد. این نوع اقدامات صدا و سیما، به باور برخی، باید به تغییر نگرش در این رسانه منجر شود تا ظرفیت‌های ملی برای تقویت قدرت ایران به کار گرفته شود. اکنون، به جای نقد تفاهم‌نامه‌های کنونی، باید برای اجرای آن بسیج شویم و اجازه ندهیم که آمریکا و اسرائیل در نقض این تفاهم‌نامه موفق شوند.

تجربه جنگ هشت‌ساله نشان می‌دهد که باید اقداماتی برای جلوگیری از شروع مجدد جنگ‌ها در دستور کار قرار گیرد. پس از جنگ ۱۲ روزه، باید اقدامات مشابهی را برای جلوگیری از جنگ‌های جدید در آینده مدنظر قرار دهیم. این نگرانی وجود دارد که تفاهمات کنونی ممکن است بهانه‌ای برای جنگ‌های جدید شوند، لذا دولت باید تلاش کند تا از وقوع جنگ جلوگیری کند.

در پاسخ به این سوال که آیا احتمال تصمیم‌گیری برای جنگ مجدد وجود دارد، اشاره شده است که هر دو طرف باید برای جلوگیری از جنگ تلاش کنند. در تاریخ، ایران توانسته است با مدیریت درست و مشارکت مردم، در برابر تجاوزات مقاومت کند. این اقدامات، از جمله درخواست آتش‌بس از سوی دشمنان، نشانگر موفقیت در دفاع ملی و حمایت گسترده از نظام جمهوری اسلامی است.در روزهای آغازین جنگ ۴۰ روزه، تعدادی از اعضای گروه‌های سیاسی و اجتماعی، با صدور بیانیه‌هایی، نسبت به تجاوزات آمریکا و اسرائیل واکنش نشان دادند. این اقدامات در حالی انجام شد که مردم از همان ابتدای درگیری‌ها، با حضور گسترده خود در خیابان‌ها و میدان‌ها، از جمهوری اسلامی و منافع ملی دفاع کردند. تحلیل‌گران بر این باورند که اگر حمایت مردمی وجود نداشت، احتمالاً مهاجمین به راحتی جنگ را ادامه می‌دادند، همان‌طور که ترامپ در سخنانی تأکید کرد، هدف آن‌ها بازگرداندن ایران به دوران قبل از پیشرفت بود. اما حضور مردم نشان داد که نمی‌توانند تمام ملت را از پای درآورند. با وجود کشتارهایی همچون حادثه مدرسه میناب و ورزشگاه لامرد، مردم به مقاومت ادامه دادند و در زیر بمباران‌ها ایستادگی کردند. این وضعیت نهایتاً به آتش‌بس پس از چهل روز منجر شد.

در جنگ هشت ساله، امام خمینی به عنوان فرمانده کل قوا و رهبر، نقش محوری را ایفا کردند و توانستند از امکانات ملی به خوبی بهره‌برداری کنند. در این جنگ، ایران به تجربه و ساختار مناسبی دست یافته بود، که در مقایسه با جنگ اولیه، تفاوت عمده‌ای ایجاد کرد. امام با فراخوانی به دفاع همگانی، نیرویی عظیم ایجاد کرد و اجازه نداد که دشمنان به اهداف خود برسند. در طی جنگ، مشاوران و یاران امام همچون آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، نقش کلیدی ایفا کردند، هرچند در روزهای ابتدایی جنگ، تعدادی از یاران امام به دست گروه‌های معاند به شهادت رسیدند.

تحلیل‌گران بر این باورند که جنگ ۱۲ روزه مقدمه‌ای برای جنگ ۴۰ روزه بود. در حالی که جنگ ۱۲ روزه به حمله به مراکز نظامی متمرکز بود، جنگ ۴۰ روزه به تهاجم به رهبری و ساختار حاکمیتی معطوف شد. مخاطبان در جنگ ۱۲ روزه عمدتاً به دنبال تسلیم رهبری بودند و هدف آن‌ها وادار کردن امام به تسلیم در برابر فشارها بود. هرچند این تلاش‌ها در نهایت ناکام ماند و رهبری همچنان به مقاومت ادامه داد.### بررسی تفاوت‌های رویکردهای جنگی در ایران

در جنگ ۴۰ روزه، دشمنان تصمیم به آغاز جنگ از طریق ترور رهبری کشور گرفتند. یکی از اصولی‌ترین تفاوت‌ها میان دو جنگ، اهداف آن‌ها بود. هر دو جنگ بر سرنگونی نظام اسلامی متمرکز بودند، اما شیوه‌های اجرایی آن‌ها متفاوت بود. در جنگ اول، دشمنان تلاش کردند تا جمهوری اسلامی را با تصمیمات رهبری و به صورت علنی به چالش بکشند تا الگویی از شکست در افکار عمومی ایجاد نمایند؛ اما در این مسیر ناکام ماندند. در جنگ دوم، به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند بر رهبری کشور غلبه کنند و به همین دلیل به ترور روی آوردند.

#### حجم تخریب و هدف‌گذاری مردم

تفاوت دیگری که میان این دو جنگ دیده می‌شود، میزان تخریب، به‌ویژه در روز اول درگیری‌ها بود. در این روز، دشمنان به هدف قرار دادن مردم پرداختند و تلاش کردند تا رعب و وحشت اجتماعی ایجاد کنند. در حالی که در جنگ ۱۲ روزه، چنین رویکردی در مراحل اولیه وجود نداشت، در روزهای پایانی اقدامات ناگواری چون حادثه زندان اوین رقم خورد.

در جنگ ۴۰ روزه، دشمنان به مراکز صنعتی ایران مانند فولاد مبارکه و پتروشیمی‌ها حمله کردند تا مردم را از ادامه زندگی مایوس کنند. یکی از اقدامات برجسته آن‌ها هدف قرار دادن پل B2 کرج بود که نماد پیشرفت علمی جمهوری اسلامی محسوب می‌شد. دشمنان در این جنگ علناً اعلام کردند که قصد دارند ایران را به دوران حجر برگردانند.

### نفوذ ایران در اسرائیل

یکی از سوالات مطرح شده درباره نفوذ ایران در اسرائیل بود. برخی معتقدند که این نفوذ به سطحی نیست که اطلاعات کلیدی از آن به دست آید. اگرچه اسرائیلی‌ها برخی از افراد همکاری‌کننده با ایران را بازداشت کرده‌اند، نفوذ ایران به حدی نیست که بتواند از این اطلاعات در عملیات‌های بزرگ استفاده کند.

#### توانایی ایران در ترور

در مورد ترور شخصیت‌ها نیز باید گفت که کل ساختار اسرائیل به‌گونه‌ای طراحی شده که عملیات‌های ترور را به اشکال مدرن و پیشرفته انجام دهد. ایران از تشکیلات مشابهی برخوردار نیست و برای هدف قرار دادن شخصیت‌های کلیدی، نیاز به قدرت نظامی یا ساختاری مشابه موساد دارد.

در نهایت، برخی نگرش‌ها به مذاکرات به عنوان نشانه‌ای از سازش یا تسلیم به دشمن است، در حالی که دیپلماسی ابزاری برای غلبه بر چالش‌ها و دستیابی به منافع ملی به شمار می‌رود.مقامات کشور بر اهمیت دیپلماسی در تامین منافع ملی و دفاع از جمهوری اسلامی تأکید کردند. آنها اشاره کردند که برقراری ارتباط با دشمن به معنای پذیرش آن نیست، بلکه هدف اصلی دفاع از ایران و ملت است. به باور آنها، دیپلماسی ابزاری حیاتی مشابه نیروهای مسلح به شمار می‌رود و می‌توان با استفاده مداوم از آن، منافع ملی را به حداکثر رساند.

در این راستا، مقام‌ها تصریح کردند که مذاکره نباید به عنوان یک گزینه دائمی قلمداد شود و می‌تواند در شرایط خاص به تعویق بیفتد. همچنین، این نکته مطرح شد که کشورهای قدرتمند نیز به مذاکره نیاز دارند و در بسیاری از مواقع، این فرایند منجر به نتایج مثبت شده است. به عنوان مثال، در زمان جنگ ۱۲ روزه، عدم بسته شدن تنگه هرمز به دلیل نبود حملات دریایی از سوی آمریکا و اسرائیل بوده است.

مقامات اعلام کردند که ایران همواره مدافع باز بودن تنگه هرمز است، چرا که این تنگه برای صادرات نفت و پتروشیمی ایران اهمیت بالایی دارد. در این میان، آنان تأکید کردند که ایران به دنبال امنیت و ثبات در این منطقه است و جنگ‌ها به خودی خود به نتیجه مطلوبی نمی‌رسند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *