وبسایت خبری
خبردونی

آیا افرادی که ادعا می‌کنند در جنگ کنونی باید همه جانفشانی کنند، تدبیری برای نگهداری از نظام جمهوری اسلامی اندیشیده‌اند؟

کسانی که می گویند در جنگ کنونی همه باید شهید شویم فکری برای حفظ نظام جمهوری اسلامی کرده اند؟

**تحلیل چالش‌های سیاسی و دیپلماسی ایران در دوران معاصر**

به گزارش خبرآنلاین، عبدالله گنجی، نویسنده اصولگرا، در مقاله‌ای برای روزنامه جوان به بررسی اهمیت مذاکرات با غرب، به ویژه ایالات متحده، پرداخته است. او اشاره می‌کند که موضوع مذاکره و نتایج آن همواره یکی از نقاط چالش میان نخبگان سیاسی و جامعه روشنفکری با ساختار حاکم بوده است.

با آغاز جنگ رمضان و شهادت رهبر فقید انقلاب، این بحث به خیابان‌ها کشیده شد و منجر به احتیاط در سیاست خارجی گردید. فعالان سیاسی از این ترس داشتند که نتوانند بین خواسته‌های عمومی و سیاست‌های حاکمیت توازن برقرار کنند، به همین دلیل برخی مسائل را به تعویق می‌اندازند. در سوی دیگر، دونالد ترامپ به عنوان یک چهره رسانه‌ای بار دیگر افکار عمومی ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

گنجی در ادامه به تفرقه‌های سیاسی در کشور اشاره کرده و آن را به دو دسته مذاکره و دفاع تقسیم می‌کند. او در این زمینه پرسشی را مطرح می‌کند که راه‌حل چیست؟

او بر این نکته تأکید می‌کند که تداوم انقلاب اسلامی مستلزم رعایت اصول سیاست خارجی شامل «عزت، حکمت و مصلحت» است. به عقیده وی، سیاست‌گذاری موفق در عرصه بین‌الملل تنها با وحدت حول این سه اصل ممکن است. او هشدار می‌دهد که اگر عزت تنها محور سیاست باشد، باید به هزینه‌های آن توجه داشت و تاکید می‌کند که حفظ نظام جمهوری اسلامی از هر چیزی مهم‌تر است.

گنجی اشاره می‌کند که اگر فقط بر مصلحت تأکید شود، خطر سازش و تسلیم در برابر دشمن وجود دارد. او برای تأکید بر این نکته به تاریخ و تجارب گذشته اشاره کرده و مثال‌هایی چون عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای را به عنوان عبرتی برای نسل امروز یادآوری می‌کند.

سپس به موضوع حکمت پرداخته و می‌گوید که اگر تنها بر این مفهوم تمرکز شود، ممکن است پروژه‌ها و اهداف به دلیل جستجوی توجیهات منطقی زمین‌گیر شوند. گنجی پیشنهاد می‌کند که این سه اصل باید در کنار هم قرار گیرند تا از تنش‌ها و چالش‌های درون‌گروهی جلوگیری شود.

به طور کلی، گنجی بر لزوم هم‌افزایی میان عزت، حکمت و مصلحت تأکید کرده و آن را راهی برای دستیابی به سیاست خارجی کارآمد و پایدار می‌داند.در تحلیل شرایط کنونی، به نظر می‌رسد که افرادی که هیچ گونه مسئولیتی ندارند، فضای بیشتری برای ابراز نظر و انتقاد دارند. این افراد به دلیل عدم وابستگی به مجموعه‌ای خاص، آزادتر می‌توانند درباره مسائل مختلف صحبت کنند. در مقابل، وزرای اقتصادی و دیگر مقام‌های دولتی در شرایط خاصی همچون جنگ، مسئولیت‌های سنگینی بر دوش دارند که باید به آن‌ها پاسخ دهند. این وزرا باید تمرکز خود را بر تأمین نیازهای بازار و اداره کشور در زمان بحران و جنگ معطوف کنند.

مدل مؤثر برای ایجاد وحدت میان مسئولان و مردم این است که رئیس‌جمهور بتواند احساسات و نگرانی‌های عمومی را درک کند و در عین حال، مردم نیز از روند مدیریت کشور در شرایط جنگی آگاه شوند. عدم درک این موضوع می‌تواند سبب شود که مردم چهره‌های نظام را با صفاتی چون بی‌عرضگی یا خیانت بشناسند و از طرف دیگر، رهبری را در موقعیتی انزوا قرار دهند. این امر نه تنها نادرست است، بلکه به اعتبار رهبری آسیب می‌زند و به تضعیف روحیه عمومی منجر می‌شود.

بنابراین، نیاز است که عزت، حکمت و مصلحت به صورت همزمان در نظر گرفته شوند تا همبستگی بین مردم و مسئولان تقویت شود و درک مشترکی از شرایط به وجود آید. با این رویکرد، می‌توان امیدوار بود که تنش‌ها و بدبینی‌ها کاهش یابد.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *