وبسایت خبری
خبردونی

ناصر فکوهی: دلایل بستن کافه‌ها/ بستن این مکان‌ها، تخلفات و جرم‌ها را از فضای عمومی به زیرزمین منتقل می‌سازد.

ناصر فکوهی : چرا کافه را می بندید؟/ بستن کافه‌، تخلفات و جرم ها را از فضای عمومی به زیر زمین منتقل می کند

به گزارش خبرگزاری‌ها، موضوع برخورد با کافه‌ها و مکان‌های اجتماعی غیرسیاسی، ریشه‌ای تاریخی در سال‌های اولیه پس از انقلاب ۱۳۵۷ دارد و این روند با نوسانات مختلفی همراه بوده است. انتقادها عمدتاً متوجه ناسازگاری این فضاها با سیاست‌های ایدئولوژیک حاکم بر جامعه بوده و در سال‌های اخیر، مشکلات متعددی را به همراه داشته است.

تحلیل‌گران اجتماعی بر این باورند که این رویکرد، محدود به فضاهای عمومی نبوده و همچنین به رفتارها و سبک‌های زندگی خصوصی افراد، از جمله مراسم‌ها، پوشش، و نوع سرگرمی‌ها نیز تسری یافته است. سیاست‌های فرهنگی سخت‌گیرانه در تلاش برای ایجاد یک “جامعه آرمانی” تصور شده، همواره با مخالفت‌هایی روبه‌رو بوده و برخی جامعه‌شناسان نسبت به عواقب آن هشدار داده‌اند.

در سال‌های اخیر، با ظهور ناآرامی‌های اجتماعی و تأثیرات خارجی، به وضوح شاهد تغییر رفتار مردم و تمایل آن‌ها به شیوه‌های زندگی متفاوت با آنچه توسط رسانه‌ها آموزش داده شده، بوده‌ایم. این تغییرات در رفتار اجتماعی، بسیار بیشتر از آن چیزی است که مسئولان پیش‌بینی کرده بودند.

همچنین، ناکامی این برنامه‌ها آن‌قدر عمیق بوده که حتی رسانه‌های دولتی نیز به طرقی سعی در به تصویر کشیدن افرادی با ظاهری متفاوت دارند تا سیاست‌های رسمی را توجیه کنند. این نشان‌دهنده دشواری‌های فراوانی است که در اجرای این برنامه‌های فرهنگی وجود دارد.

اگر بخواهیم به بحران فعلی و لزوم هم‌گرایی در کشور اشاره کنیم، می‌توان گفت که این سیاست‌ها، نه تنها مشکلاتی را ایجاد کرده، بلکه به منبعی برای بهره‌برداری تبلیغاتی دشمنان تبدیل شده است. همچنین، در درون ساختارهای دولتی نیز برخی به این شرایط انتقاد دارند و بر این باورند که سخت‌گیری در امور عمومی، ناکامی‌های آشکاری را در سیاست‌های فرهنگی به تصویر می‌کشد.

به‌علاوه، این امر ممکن است به افزایش گرایش به الگوهای رفتاری غربی که مورد عدم پذیرش حاکمیت قرار دارند، دامن بزند. در نتیجه، با ادامه این رویه، انتظار تغییرات پایدار در رفتارهای اجتماعی بسیار دشوار به نظر می‌رسد. در واقع، بررسی‌ها نشان می‌دهند که اگر در طول چهار دهه گذشته این سیاست‌ها نتوانسته‌اند تغییرات مطلوبی ایجاد کنند، بعید به نظر می‌رسد که در آینده نیز با همین رویکردها به موفقیت برسند.**انحصاری شدن شبکه‌های دیداری و شنیداری**

بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که انحصار در شبکه‌های تصویری و صوتی منجر به پخش برنامه‌هایی می‌شود که با واقعیت‌های زندگی روزمره فاصله دارند.

**واکنش معکوس ناشی از ممنوعیت‌ها**

با توجه به شرایط کنونی، کافه‌ها به عنوان مراکز تجمع اجتماعی و تفریحی مورد توجه بیشتری قرار گرفته‌اند. به گفته کارشناسان، این گرایش به دلیل افزایش هزینه‌ها و محدودیت‌های شدید در دیگر اشکال تفریحی و گذران اوقات فراغت است. در واقع، در هیچ کشوری اوقات فراغت نمی‌تواند تنها به کافه‌ها محدود شود؛ لذا وجود هزاران فضای تفریحی دیگر که نقش حیاتی در شکل‌گیری ارتباطات اجتماعی ایفا می‌کنند، ضروری است.

بر اساس این تحلیل، عواملی مانند کمبود، گرانی و آسیب‌پذیری فضاهای تفریحی و فرهنگی، جوانان را به سمت کافه‌ها سوق داده و سایر مراکز را به حاشیه رانده یا به تعطیلی کشانده است.

تحلیل‌ها همچنین بر این نکته تأکید دارند که همسویی میان فضاهای تفریحی، مسکونی، خانوادگی و اداری در شهرهای مدرن یک ضرورت جهانی است. با سیاست‌گذاری فرهنگی صحیح می‌توان به بهبود و رشد متقابل این فضاها کمک کرد.

از سوی دیگر، دخالت‌های دولتی، به ویژه در قالب تصدی‌گری و سیاست‌گذاری‌های ایدئولوژیک، تأثیرات منفی بر رشد متوازن این فضاها دارد. برعکس، حمایت هوشمندانه و منطقی دولت از جامعه مدنی می‌تواند شرایط را برای سامان‌دهی به این فضاها و بهبود وضعیت اجتماعی فراهم آورد.

در زمان بحران‌ها و جنگ‌ها، تمامی دولتها به بیشترین میزان پشتیبانی مردمی نیاز دارند. تاریخ نشان داده که حتی قدرتمندترین ارتش‌ها و پیشرفته‌ترین تسلیحات نمی‌توانند دولتی را حفظ کنند که نتواند رضایت مردم خود را جلب کند. مثال‌هایی از تاریخ همچون فروپاشی شوروی و تغییر نظام‌های نظامی در آمریکای لاتین به وضوح این واقعیت را نمایان می‌سازد.

مردم و فرهنگ ایران به ویژه در مواجهه با تهدیدات خارجی، همچون تجاوز رژیم آپارتایدی اسرائیل و ایالات متحده، از ظرفیت بالایی برای مقاومت و تاب‌آوری برخوردار بوده‌اند. این ظرفیت برگرفته از تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله این سرزمین است.

بنابراین، فشارها و محدودیت‌های موجود در هر زمینه‌ای، هرچند که نمی‌توان آنها را سیاستی صحیح دانست، در شرایط تهدید خارجی می‌تواند به انسجام اجتماعی آسیب رسانده و به رقبای خارجی اجازه تحرکات تبلیغاتی دهد.

اگر دولت‌ها در پی تقویت بازدارندگی خود هستند، لازم است به علاوه بر ارتقای توان دفاعی، سیاست‌های سخت‌گیرانه را کاهش دهند و به توزیع عادلانه ثروت و کاهش مداخله در زندگی خصوصی مردم توجه بیشتری داشته باشند.

به نظر می‌رسد گروهی کافه‌ها را به عنوان «مکان سوم» می‌دانند و این مفهوم را در تقابل با خانواده و婚結 قرار می‌دهند. با این حال، نظریه‌پردازانی چون ری اولدنبرگ در تحلیل خود از «مکان سوم» به فضاهایی اشاره دارند که بین خانه و محل کار قرار دارند و افراد در آن به معاشرت و گفت‌وگو می‌پردازند.

از منظر انسان‌شناسی شهری، این برداشت از مفهوم «مکان سوم» با معنای اصلی آن تطابق دارد. آیا کافه و پاتوق‌ها را می‌توان رقیب خانواده دانست یا آن‌ها جزئی از زیرساخت اجتماعی شهر محسوب می‌شوند؟

برخی از نظریه‌پردازان مانند اولدنبرگ، به نوعی به معنای خود از «مکان سوم» معتقدند که بر مبنای آن می‌توان کافه‌ها را به عنوان یکی از نقاط ملاقات اجتماعی در نظر گرفت. لذا جدا کردن کافه‌ها از دیگر مکان‌های تفریحی چندان منطقی به نظر نمی‌رسد.

در حال حاضر کافه‌ها به محلی برای تجمع افراد و شکل‌گیری روابط اجتماعی بدل شده‌اند.### تحلیل چالش‌های اجتماعی ناشی از کافه‌ها

تحقیقات نشان می‌دهند که چالش‌های اجتماعی با تأثیرات مثبت و منفی که به وجود آمده، عمدتاً به محدودیت‌های حاکم در ایران مربوط می‌شود و نه به ویژگی‌های ذاتی کافه‌ها.

برخی از تحلیل‌ها که مشکلات پیچیده‌ای نظیر ازدواج و خانواده را به کافه‌ها نسبت می‌دهند، نادرست و سطحی ارزیابی می‌شوند. این دسته از استدلال‌ها همانند این است که افزایش مصرف الکل، مواد مخدر یا فحشا تنها به دلیل وجود پارک‌ها و فضاهای خلوت در شهرها باشد.

مسائل مربوط به خانواده و ازدواج، از جمله ازدواج دیرهنگام، کاهش نرخ زاد و ولد، خشونت خانگی و طلاق، ناشی از دو گروه از عوامل است: دلایل جهانی و محلی.

در سطح جهانی، این مسائل به صورت عمومی وجود دارند و شدت آن‌ها بسته به کشورها و مناطق مختلف متفاوت است. برخی از این تغییرات اجتناب‌ناپذیر هستند و نباید به‌عنوان آسیب در نظر گرفته شوند. به عنوان مثال، کاهش مرگ‌ومیر نوزادان منجر به کاهش زاد و ولد، بهبود وضعیت اجتماعی زنان و افزایش فرصت‌های شغلی آن‌ها را می‌توان از این جمله دانست.

از سوی دیگر، برخی عوامل وجود دارند که آسیب‌زا تلقی می‌شوند. گسترش فردگرایی مصرف‌زده و اولویت دادن به آزادی‌های فردی، به همراه نگاهی نومیدانه ناشی از تسلط سرمایه‌داری نولیبرال در عرصه‌های اجتماعی، از جمله این عوامل هستند.

در سطح داخلی، عواملی نظیر فقر، نابرابری اجتماعی، فساد، ناامنی، سخت‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی و فقدان دیدگاه روشن برای آینده نیز در تشدید این مشکلات مؤثرند.

در نتیجه، بستن کافه‌ها و محدود کردن فضاهای عمومی نه‌تنها به عنوان یک راه‌حل محسوب نمی‌شود، بلکه می‌تواند به انتقال فعالیت‌ها و تفریحات به فضاهای بسته و غیررسمی منجر شود که خطرات بیشتری را به همراه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *