### افزایش ابعاد بحران آب در ایران به دلیل تغییرات اقلیمی
**مستوره برادران نصیری:** بحران خشکسالی در ایران دیگر به معنای کاهش بارندگی در یک یا دو سال اخیر نیست. تغییرات اقلیمی، افزایش دما و رشد جمعیت، معادلات منابع آبی را پیچیدهتر کرده است. به گفته کارشناسان، حتی سالهای با بارش بالا نیز قادر به جبران کمبود آبهای گذشته نیستند.
احد وظیفه، رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی در سازمان هواشناسی، در گفتگو با خبرآنلاین، به ششمین سال متوالی خشکسالی در کشور اشاره کرد و هشدار داد که ایران به سمت گرمتر و خشکتر شدن در حال حرکت است. به ویژه در فلات مرکزی، این وضعیت به دلیل رشد جمعیت و فعالیتهای صنعتی و کشاورزی به چشم میخورد. وظیفه تصریح کرد که منابع آب برای تأمین نیازهای تهران رو به کاهش است و حتی ۱۰ سال بارش در شرایط نرمال هم ممکن است نتواند کمبودهای گذشته را جبران کند.
او به افزایش احتمال وقوع سیلابهای شدید، مهاجرتهای اقلیمی و کاهش برف به عنوان یکی از منابع بارشی نیز اشاره کرد و درباره تأثیر پدیده النینو بر بارشها گفت که این پدیده میتواند شرایط بهتری را به وجود آورد اما به تنهایی برای خروج ایران از بحران آب کافی نخواهد بود.
**گفتگوی بیشتر در این راستا در ادامه آمده است:**
در ادامه، وظیفه درباره نقش سازمان هواشناسی گفت: «این سازمان به عنوان نهاد ملی در مدیریت بحران و اطلاعرسانی بسیار اهمیت دارد و باید خدماتش را بهبود بخشد تا به کاهش خسارتها و افزایش کیفیت زندگی مردم کمک کند.»
او همچنین به ارتباط نزدیک مسئولان با سازمان هواشناسی اشاره کرد و بیان داشت که در جلسات دولتی گزارشهای فنی و تخصصی را ارائه میدهد که مستقیماً به مسائل کشاورزی، امنیت غذایی و هیدرولوژی مرتبط است.
وظیفه در پاسخ به این پرسش که آیا سازمان هواشناسی گزارشات محرمانه دارد، توضیح داد که موضوعات هواشناسی عموماً محرمانه نیستند و اطلاعات در دسترس عموم قرار میگیرد، اما ممکن است در برخی جلسهها به وضعیت جوی نیز اشاره شود.
در نهایت، وی افزود که پیشبینیهای جوی برای امنیت عملیات نظامی خصوصاً در زمینه پروازها نیز مهم است و در جنگهای اخیر، تعامل کمتری با این بخش داشتهاند. این در حالیست که تأثیرات جوی میتواند در مسائل نظامی نیز دخالت داشته باشد.در بررسی وضعیت جوی، مشخص شده است که نیروهای نظامی کشور دارای بخشهای هواشناسی مستقل هستند و نیازی به مراجعه به سازمان هواشناسی ندارند. به طور کلی، خدمات هواشناسی به ویژه در صنعت هوانوردی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
به گفته کارشناسان، بررسی میانگین بارشها در ۵۰ سال اخیر نشان میدهد که به طور متوسط هر سال نزدیک به یک میلیمتر از بارندگیها کاسته شده است که در نتیجه، به کاهش حدود 30 تا 40 میلیمتر بارش در کل کشور طی نیم قرن گذشته منجر شده است.
در پاسخ به سؤالات متداول در خصوص اشتباهات رایج در حوزه هواشناسی، کارشناسان تأکید میکنند که بسیاری از افراد دو واژه «آبوهوا» و «اقلیم» را با یکدیگر اشتباه میگیرند. آبوهوا به وضعیت جوی روزانه اشاره دارد، در حالی که اقلیم به شرایط متوسط آب و هوایی یک منطقه در بازههای زمانی طولانیمدت مربوط میشود.
این تمایز همچنین در بحث خشکسالی و اقلیم نیز وجود دارد. بر اساس معیارهای اقلیمی، ایران به چهار نوع اقلیم مختلف تقسیم میشود: گرم و مرطوب، سرد و معتدل، گرم و خشک و سرد و خشک. برای مثال، اقلیم شمال کشور به طور معتدل و مرطوب و اقلیم فلات مرکزی نیز به شکل گرم و خشک توصیف میشود.
کارشناسان در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا کشور در حال تجربه یک دوره موقت خشکسالی است یا با تغییر اقلیم مواجه است، تغییر اقلیم را پدیدهای جهانی میدانند که بر کل زمین تأثیر میگذارد. برآوردها نشان میدهد که دما به طور متوسط حدود ۱.۵ درجه سانتیگراد نسبت به دوره پیشاصنعتی افزایش یافته و این افزایش در مناطق قطبی به میزان ۴ تا ۵ درجه بوده است.
مناطق مختلف در سطح جهانی به یک اندازه گرم نشدهاند و افزایش بارشها یا خشکسالیها در سالهای اخیر را میتوان ناشی از تغییرات اقلیمی دانست. به ویژه در ایران، با توجه به اینکه بارندگی کمتری نسبت به متوسط جهانی داریم، این تغییرات میتواند آثار جدی به همراه داشته باشد.
درمورد تغییر فصلهای بارش، کارشناسان نیز تأیید میکنند که الگوهای بارشی در ایران در حال تغییر است. هماکنون شاهد هستیم که فصل پاییز به تأخیر میافتد و بارشها به طور غیرمعمولی تغییر میکنند. این تحولات معمولاً تحت تأثیر گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی قرار دارند.
خشکسالی به دلیل تجمع عوامل زیادی مانند بارش و دما رخ میدهد. کمبود بارش میتواند به تدریج منجر به خشکسالی شود و شدت این خشکسالیها معمولاً با دما نیز ارتباط دارد، زیرا افزایش دما موجب تبخیر بیشتر و از دست رفتن منابع آبی میشود. در نتیجه، اکوسیستمها در شرایط بحرانی قرار میگیرند و تأثیرات منفی بر گیاهان و محیطزیست خواهد گذاشت.**تغییرات اقلیمی و اثرات آن بر خشکسالی در ایران**
تغییرات دما و گرمای هوا به تبخیر بیشتر آب منجر میشود؛ این امر مشابه حالتی است که انسانها در محیطهای گرم، همزمان افزایش مصرف آب و تعریق بیشتری را تجربه میکنند. این دو عامل، به تشدید خشکسالی کمک میکند.
افزایش دما به واسطه تغییرات اقلیمی، نه تنها موجب گرمتر شدن زمین میشود، بلکه بر الگوهای بارشهای سالانه و فصلی نیز تأثیر میگذارد. نتیجه این تغییرات معمولاً کاهش بارندگی است. طبق آمار، در پنج دهه اخیر، میانگین بارشها تقریباً یک میلیمتر در سال کاهش یافته و در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ میلیمتر در سال برای کشور رسیده است؛ مسألهای که برای کشوری در منطقه کمبارش بسیار مهم است.
در این راستا، دمای متوسط کشور و خاورمیانه حدود ۲.۵ تا ۳ درجه سانتیگراد نسبت به دوران پیشاصنعتی افزایش یافته است. هر یک درجه افزایش دما، قابلیت تبخیر را به میزان ۶ تا ۷ درصد افزایش میدهد؛ بنابراین، با افزایش ۳ درجهای دما، پتانسیل تبخیر تا حدود ۲۰ درصد بیشتر خواهد شد.
در شرایط دمای بالاتر، آب به سرعت تبخیر میشود که به خشکی بیشتر محیط منجر میگردد. در صورتی که بارشها در یک سال به وضوح افزایش یابد، این تغییر میتواند تأثیرگذار باشد، هرچند که خشکسالی و ترسالی پدیدههای متناوبی هستند. بسیاری از کشورهای جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، سابقه دورههای خشکی و ترسالی را دارند.
میانگین بارش در ایران در حدود ۲۳۵ تا ۲۴۰ میلیمتر است و تغییرات ۱۰ تا ۲۰ میلیمتری میتواند شرایط را به سادگی از ترسالی به خشکسالی و بالعکس تغییر دهد. در سالهای اخیر، ایران شاهد خشکسالیهای شدیدی بوده است، بهویژه در استانهای تهران، مرکزی و قزوین، که بارشها به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.
به طور دقیقتر، در سال گذشته، تهران تنها ۵۰ درصد بارش مورد انتظار خود را دریافت کرده و امسال نیز ۴۰ درصد کاهش بارش را تجربه کرده است؛ بهطوریکه مجموع بارشها در این دو سال به ۹۰ درصد مقدار پیشبینیشده نرسیده است.
تغییرات اقلیمی موجب بروز آثار خشکسالی بیشتری در مناطقی مانند ایران شده است؛ تعداد سالهای خشک افزایش یافته و تعداد ترسالیها کاهش یافته است. این تغییرات باعث تشدید چالشهای ناشی از تغییرات اقلیمی شده است.
روند افزایش جمعیت در کشور، نسبت به دهههای گذشته، فشار بیشتری به منابع آبی وارد کرده است؛ بهطوری که با تقسیم بارشهای کنونی بر جمعیت، به مرز بحرانی نزدیک میشویم.
در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا میتوان خشکسالی را مدیریت کرد، باید گفت که عواملی چون تغییرات اقلیمی و جمعیت نقش مهمی دارند، اما ضعفهای مدیریتی در گذشته و حال نیز نباید نادیده گرفته شوند. بهنظر میرسد که هماهنگی میان مدیریت منابع طبیعی و مسائل عمومی کشور کلیدی است.
در نهایت، مسائل مدیریت منابع آب مرتبط با کشاورزی و امنیت غذایی همواره در هم تنیده هستند و نیاز به تصمیمگیریهای دقیق و همراستا دارند تا بتوان اثرات منفی ناشی از ضعفها را کاهش داد؛ مانند سیل که در صورت عدم مدیریت میتواند خسارات قابل توجهی به بار آورد.### افزایش سیلابها و چالشهای آب در ایران
به تازگی مشخص شده است که میزان وقوع سیلابها در ایران به شدت افزایش یافته است. به گفته نمایندگان هلالاحمر، عملیاتهای امدادرسانی در موارد سیل نسبت به گذشته چشمگیرتر شده است. کارشناسان دو عامل اصلی را در این روند مؤثر میدانند: یکی افزایش آمار و گزارشها که به کمک ایستگاههای هواشناسی بهروز شده است و دیگری تأثیرات انسانی.
دماهای بالاتر در فصول بهار و پاییز، سبب افزایش رطوبت و احتمال بارشهای شدید میشود. علاوه بر این، جهان امروز با چالشهایی نظیر کاهش پوشش گیاهی و افزایش ساختوسازها مواجه است، که موجب کاهش نفوذپذیری خاک شده و به ایجاد رواناب کمک کرده است. ساختوسازهای مستمر و مسدود کردن مسیرهای طبیعی رودخانهها نیز از دیگر عوامل افزایش سیلابها به شمار میآیند.
همچنین، ذخایر آب زیرزمینی کشور با برداشتهای بیرویه به شدت کاهش یافته است. آمارهای وزارت نیرو نشان میدهد که حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب آب از منابع زیرزمینی برداشت شده است. این مقدار برابر با حدود یک سال و نیم آب تجدیدپذیر کشور میباشد. متخصصان هشدار میدهند که حتی بارشهای مناسب نمیتواند کمبودهای چند سال اخیر را جبران کند، به ویژه که روند برداشت آب همچنان ادامه دارد.
در این میان، بحران آب در تهران و استانهای مشابه به وضوح دیده میشود. بیش از نیمی از جمعیت ایران در فلات مرکزی زندگی میکنند، در حالی که تنها ۲۵ درصد بارشها در این مناطق اتفاق میافتد. با توجه به سیاستگذاریهای نادرست در گذشته و توسعه صنایع و کشاورزی، میزان برداشت آب از ظرفیتهای آبی این مناطق به مراتب بالاتر رفته و پدیده فرونشست زمین در بسیاری از این استانها دیده میشود.
انتقال آب و بارورسازی ابرها نیز به عنوان راهکارهایی مطرح شدهاند، اما نمیتوانند پاسخگوی نیازهای روزافزون آب باشند. به همین دلیل، کارشناسان خواستار توقف این چرخه بیپایان برداشت آب و مدیریت منابع آبی کشور هستند.انتقال آب از سد لار به تهران و سایر منابع آبی مرتبط با آن، بخشی از آبهایی است که به حوزه مازندران منتقل میشود. اما دیگر منبع قابل توجهی برای تامین آب تهران وجود ندارد. حتی در شرایطی که میزان بارش تغییر نکند، این آب برای جمعیت زیاد تهران کافی نخواهد بود. وضعیت بسیاری از شهرها مانند ساوه، اراک و مشهد نیز از نظر بارش مطلوب نیست و بارندگی با توجه به فشارهای صنعتی و جمعیتی نمیتواند نیازها را برآورده کند؛ این مناطق به کانونهای ناپایداری تبدیل شدهاند و ادامه این ناپایداری، وضعیت اقلیمی و زیستی آنها را وخیمتر خواهد کرد.
کمبود منابع آبی باعث مهاجرت اقلیمی شده است. هرچند آمار دقیقی درباره این مهاجرتها وجود ندارد، وزارت کشور در این زمینه اطلاعاتی منتشر میکند. بهویژه در مناطق غیرپایتخت، مهاجرتهای گستردهای به وقوع پیوسته است، هر چند ممکن است به دلیل عدم دیده شدن، چندان مورد توجه قرار نگیرد. مثالی که مطرح شد، انتخاب فردی از سیستان در انتخابات اخیر مجلس در گلستان، میتواند نشاندهنده افزایش حضور سیستانیها در این منطقه باشد. همچنین، شرایط جوی و خشکسالی منجر به تخلیه بسیاری از روستاها شده و در برخی از آنها، آب با تانکر آبرسانی میشود.
فراری همیشگی از مناطقی که زیستپذیری آنها زیر سؤال است، مهاجرت به جاهای بهتر است. در شمال کشور، بهویژه در محلههای جدید و مناطق ویلایی، مهاجرانی از مناطق مختلف ایران نظیر سیستان، اصفهان و تهران دیده میشوند که بخشی از واقعیت مهاجرتهای داخلی به شمار میرود.
از نظر اقلیمی، استانهای واقع در فلات مرکزی ایران نسبت به خشکسالی ریسک بسیار بالایی دارند. این مناطق به دلیل گرمای شدید تابستان و ناهنجاریهای دمایی، با چالشهای جدی مواجه هستند.
در اروپا نیز، دماهای بسیار بالا و کمبود بارش، مشکلاتی جدی را ایجاد کرده است. وضعیت گرمای بیسابقهای که در سال جاری در بخشهایی از اروپا مشاهده شد، باعث مرگ و میر ۳۰ هزار نفر در این مناطق شده است. در ماه ژوئن، دماها به طور قابل توجهی از حد معمول بالاتر رفت و ترکیب آن با خشکی باعث مشکلاتی در کشتیرانی رودخانههایی مانند دانوب و راین شد. اغلب قربانیان این موج گرما، افراد سالخوردهای بودند که به دلیل عدم دسترسی به امکانات سرمایشی جان خود را از دست دادند.
همچنین پدیدههای اقلیمی مثل النینو و لانینا نیز در میزان بارش یا کمبارشی ایران تاثیرگذار هستند که نیاز به بررسی بیشتری دارد.### تأثیر النینو و لانینا بر شرایط اقلیمی
پدیدههای النینو و لانینا تأثیرات عمیقی بر وضعیت اقلیمی جهانی دارند و تغییرات قابلتوجهی را در دما و شرایط اقیانوسها ایجاد میکنند. این دو پدیده در واقع دو فاز متضاد دمای آب اقیانوس هستند که نه تنها بر سطح بلکه در عمق اقیانوس نیز به تغییرات دمایی منجر میشوند.
در عمقهای ۵۰ تا ۲۰۰ متری اقیانوس، نوسانات دمایی به دلیل جریانهای صعودی و نزولی قابل مشاهده است. این الگوهای حرکتی نه تنها در جو وجود دارند بلکه در اقیانوسها نیز جریانهایی که آب را به عمق میبرند یا به سطح میآورند، نقش مهمی ایفا میکنند. النینو و لانینا به علت این نوسانات و گردشهای اقیانوسی شکل میگیرند و بر الگوهای جوی تأثیرگذارند.
به گفته کارشناسان، اگر در سال گذشته با بارشهای مناسب و انتقال آب از طالقان توانستیم مشکلی را در تهران مدیریت کنیم، نباید انتظار تکرار همین شرایط را در سالهای آینده داشته باشیم.
اقیانوس آرام، که مرکزیترین بخش این پدیدهها محسوب میشود، از حدود ۱۲۰ درجه شرقی تا ۸۰ درجه غربی گسترش یافته و نزدیک به یکسوم محیط کره زمین را تشکیل میدهد. تغییرات دمایی در این پهنه وسیع، بهویژه در نواحی استوایی، تأثیرات جوی چشمگیری را به دنبال دارد، گرچه این تغییرات بهطور فوری بروز نمیکنند و هفتهها تا ماهها زمان میبرد تا آثار آن در جو نمایان شود.
بهتازگی، آب اقیانوس از اوایل بهار شروع به گرمشدن کرده که میتواند زمینهساز تغییرات اقلیمی وسیعی باشد. در این شرایط، بسیاری از مناطق ممکن است با خشکسالیهای شدید یا بارشهای فراوان مواجه شوند. بهعنوان مثال، در استرالیا و قسمتهایی از آمریکای جنوبی، النینو به خشکسالیها و کاهش منابع آبی دامن میزند.
در ایران نیز در زمان النینو، احتمال بهبود شرایط بارشی وجود دارد، هرچند این اثر بهطور قطعی قابل پیشبینی نیست. دیگر عوامل اقلیمی نیز در این زمینه تأثیرگذارند و رفتار النینو در ایران نمیتواند بهراحتی با دیگر مناطق مقایسه شود.
کارشناسان همچنین هشدار میدهند که با گرمشدن روزافزون و ثبت رکوردهای جدید دما، جمعیت و شهرنشینی در معرض خطر قرار دارند. توسعه بیرویه در تهران و سایر شهرها باید محدود شود، زیرا پیامدهای آن میتواند به تدریج افزایش یابد. در حالی که در سال گذشته، با اقداماتی نظیر انتقال آب و بارشهای مناسب وضعیت بهبود یافت، در آینده این روند تضمین نشده است.
بهمنظور مدیریت پایدار، لازم است که تغییرات اقلیمی در برنامهریزیهای کلان کشور، از جمله امنیت غذایی، آبی و منابع طبیعی، لحاظ شود. اقدامات در خصوص جمعیت، سکونتگاهها و فعالیتهای صنعتی باید بر مبنای واقعیتهای اقلیمی صورت گیرد. با اینکه توجه به این موضوع در حال افزایش است، در برخی مناطق از جمله تهران هنوز غفلتهایی مشاهده میشود، در حالی که درباره پیامدهای تغییرات اقلیمی هشدارهای جدی داده شده است.












