وبسایت خبری
خبردونی

چرا افراد به جستجوی فال، جادو و دعا نویسی روی می‌آورند؟ / بررسی دلایل گرایش تحصیلکرده‌ها به خرافات: عطش به خوشبختی در میان مردم.

جامعه چه وقت دنبال فال و جادو و جنبل و دعانویسی می رود؟/ دلایل رویکرد تحصیلکرده ها به خرافات:همه دنبال خوشبختی اند

به گزارش خبرآنلاین، ناصر فکوهی، انسان‌شناس و استاد دانشگاه، در گفت‌وگویی با هفته‌نامه «اعتماد» به بررسی دلایل گرایش جامعه به فال‌گیری و باورهای مافوق طبیعی پرداخت. او تأکید کرد که شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، به ویژه در زمان‌های بحران، به افزایش این رفتارها کمک می‌کند. فکوهی تصریح کرد که نمی‌توان به سادگی به نااطمینانی اجتماعی به عنوان تنها دلیل این پدیده نگاه کرد.

در ادامه، او به پرسشی درباره ارتباط افزایش علاقه به فال با حس ناامنی در جامعه پاسخ داد. وی به کمبود تحقیقات علمی در این زمینه اشاره کرده و گفت که نظرات او براساس مشاهدات میدانی و مطالعات کیفی شکل گرفته است. به گفته فکوهی، افزایش این باورها در بحبوحه بحران‌های مختلف به وضوح قابل مشاهده است و نیازمند بررسی‌های دقیق‌تری است.برای بررسی موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است آن را در زمینه تاریخی و جهانی تحلیل کنیم. شواهد متعددی از منابع مختلف گویای این مسأله هستند که جوامع انسانی، از جمله جامعه ما، از عصر باستان تاکنون به پدیده‌های جادویی و ماورای طبیعی اعتقاد داشته‌اند.

تحقیقات انسان‌شناسی، از جمله آثار پژوهشگران معتبر مانند ماکس وبر، امیل دورکیم، مارسل موس، کلود لوی‌استروس، ایوانز پریچارد و برونیسلاو مالینوفسکی، نگاهی عمیق به این باورها دارند. همچنین، مطالعات اخیر در موضوعاتی نظیر نفرین، طالع‌بینی و احضار ارواح، به کمک تجزیه و تحلیل‌های میدانی، به گسترش این دانش افزوده است.

پژوهش‌های جدیدتر همچون اثرات ژان فاوره-سادا در فرانسه و دیوید زایتون در میان قبیله مامبیلا در نیجریه نیز زمینه‌های جدیدی را برای فهم عمیق‌تر این مسئله فراهم کرده‌اند. این تحقیقات به ویژه در ارتباط با فرهنگ و باورهای مردم در ایران می‌تواند اطلاعات جالبی ارایه دهد.**دعانویسی و کارکردهای آن در ایران؛ بررسی علیرضا دوستدار از دانشگاه شیکاگو**

علیرضا دوستدار، استاد دانشگاه شیکاگو، به بررسی پدیده دعوت و دعانویسی در ایران و کارکردهای مشابه آن پرداخته است. این مطالعه در زمینه‌ای جدی و مهم قرار دارد و به مسائل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با این رفتارها توجه می‌کند.

در تحقیقات انجام‌شده، روش‌های مختلفی مانند احضار ارواح، پیشگویی و جادو بررسی شده‌اند. این امور به دو دسته اصلی تقسیم شده‌اند: «جادوی سفید» که به خواسته‌های مثبت نظیر خوشبختی مربوط می‌شود و «جادوی سیاه» که به نفرین و آسیب‌رساندن اشاره دارد. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که همواره تقاضای اجتماعی برای این نوع فعالیت‌ها وجود داشته و افرادی همچون «شمن»، «جادوگر» و «دعانویس» در این زمینه ایفای نقش کرده‌اند.

این کنشگران نه‌تنها با نام‌های خاص خود، بلکه با دریافت دستمزد به‌صورت نقدی، کالا یا خدمات، به ارائه خدمات خود می‌پرداختند. ریشه‌های این سنت‌ها و رفتارها عمدتاً در جوامع کمتر توسعه‌یافته، به‌ویژه آنهایی که فرآیند مدرنیته در آنها کندتر بوده، قابل مشاهده است.

با این حال، مطالعات نشان می‌دهد که حتی در جوامع مدرن نیز هنوز نشانه‌هایی از این پدیده‌ها وجود دارد و مردم بسیاری به این روش‌ها برای حل مشکلات و چالش‌های روزمره خود روی می‌آورند.در بررسی‌های اخیر، رفتارهایی شبیه به جادوگری و فال‌گیری که ریشه در فرهنگ روستایی دارند، مشاهده شده است. این فعالیت‌ها هرچند در شهرهای باستانی رایج بوده‌اند، اما اکنون به حاشیه رانده شده و تحت تأثیر قوانین ضد این نوع فعالیت‌ها قرار دارند و بیشتر به عنوان شیادی و کلاهبرداری شناخته می‌شوند.

برای کشور ما، به‌ویژه تا دهه 1340، این مسائل بسیار مطرح بودند، چرا که سطح شهرنشینی به کمتر از 20 درصد و سطح سواد و آموزش زیر 10 درصد قرار داشت. اما پس از آن و به‌طور ویژه بعد از انقلاب 1357، تحولاتی در شهرنشینی رخ داد که منجر به این شد که امروزه بیش از 80 درصد جمعیت در مناطق شهری زندگی کنند و کمتر از 20 درصد در روستاها ساکن باشند.

با این حال، حتی روستاهای امروزی نیز به نوعی مدرن شده‌اند و سطح سواد و آموزش در آن‌ها افزایش یافته است.اشاره به تغییرات اجتماعی و فرهنگی در جوامع مختلف، نشان‌دهنده تحولی قابل توجه است. این تغییرات صرفاً در اقشار فقیر و روستایی مشاهده نمی‌شوند، بلکه به نظر می‌رسد که تقاضا و تمایل به رفتارهای اجتماعی، حتی در گروه‌های با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالاتر نیز وجود دارد. مطالعات انجام شده در کشورهای اروپایی و آمریکا مؤید این نکته است که تقاضای اجتماعی نمی‌تواند به‌طور انحصاری به اقشار کم‌برخوردار محدود شود.

عوامل متعددی از جمله اضطراب و سردرگمی ناشی از مدرنیته، بر روی این تقاضا تأثیرگذارند و بیانگر این حقیقت هستند که اعتراضات و خواسته‌های اجتماعی در بین همه اقشار جامعه دیده می‌شوند. با این حال، شرایط خاص و بسترهای اجتماعی مختلفی در این زمینه نقش ایفا می‌کنند که می‌تواند این تمایلات را تقویت یا تضعیف کند. به همین دلیل، تحلیل دقیق‌تری از شیوه‌هایی که این تقاضاها در میان جامعه بازتاب می‌یابند، ضروری به نظر می‌رسد.در تحقیقات اخیر، تأکید بر این نکته ضروری است که نباید پدیده‌های مختلف را با یکدیگر مخلوط کرد. به‌عنوان نمونه، گروه‌های فرودست بیشتر به فال‌گیری و روش‌های مشابه روی می‌آورند و گرایش دارند که به اصطلاح به «جادو و جنبل» روی بیاورند. آنها درخواست‌هایی برای معجون‌ها، پادزهرها و دعاهای خاص دارند.

در مقابل، گروه‌های فرادست ممکن است همین رفتارها را در موقعیت‌های متفاوت و تجملاتی تجربه کنند، مانند شرکت در جلسات فال‌گیری «شیک» یا استفاده از پیشگویی‌های طالع‌بینی و مشاوره‌های روانی. به‌این‌ترتیب، این دو رویکرد به‌ظاهر متفاوت، در نهایت به یک هدف واحد منتهی می‌شوند.

شواهد و داده‌های کیفی که از تحقیقات میدانی به دست آمده، نشان می‌دهد که این نوع رفتارها در جامعه به‌وضوح قابل مشاهده و شمارش بوده و روند رو به رشد آنها نیازمند بررسی دقیق‌تری است. این دسته از فعالیت‌ها به‌طور فزاینده‌ای در آگهی‌های مختلف مشهود است و نشان‌دهنده تمایل جامعه به این شیوه‌های جادویی و mysticism می‌باشد.موسسات و مراکز مختلفی وجود دارند که کالاها و خدمات خاصی را ارائه می‌کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افراد در موقعیت‌های خاصی بیشتر به سراغ فال و سرکتاب می‌روند و این امر می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد. این تقاضاها و روش‌ها قرن‌هاست که وجود دارند و به نظر می‌رسد همیشه در فرهنگ‌ها باقی خواهند ماند.

از منظر روانشناسی و البته با چشم‌پوشی از جنبه‌های فردی، می‌توان به تحلیل این رفتارها از دیدگاه تاریخی و فرهنگی پرداخت و آن‌ها را به نوعی «جادو» تعبیر کرد. انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان قرن نوزدهم آغاز به بررسی این روش‌های جادویی کرده و آن‌ها را در یک روند تکاملی مورد مطالعه قرار دادند. به عنوان مثال، امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی، و جیمز فریزر، انسان‌شناس انگلیسی، بر این باور بودند که استفاده از این روش‌ها ریشه در ویژگی‌های انسانی دارد.از دیرباز، جوامع انسانی در سه مرحله متفاوت به باور و شناخت خود پرداخته‌اند. این مراحل شامل اعتقاد به جادو، سپس پذیرش باورهای دینی و در نهایت روی آوردن به علم به عنوان آخرین و معتبرترین مرحله است. با این حال، تحقیق‌های جدید این رویکردهای خطی را به چالش کشیده‌اند. به ویژه، آثار پیتر برگر و توماس لوکمن به بررسی این موضوعات پرداخته‌اند. یکی از نکات کلیدی در این پژوهش‌ها این است که چگونگی جادو و موارد مشابه، تفاوت‌هایی با روایت‌های دینی و اعتقادی دارد. در تمامی جوامع انسانی شناسایی‌شده، نشانه‌هایی از اعتقادات دینی یا باورهای متافیزیکی وجود داشته است که در کنار نهادهای اجتماعی مانند خانواده، اقتصاد و قدرت قرار می‌گیرد. اما باید توجه داشت که روش‌های جادویی به هیچ‌وجه جهانی نیستند و در تمام زمان‌ها و مناطق به صورت یکسان وجود نداشته‌اند. بنابراین، می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که ظهور و پایداری این روش‌ها به مراتب فراتر از تصور و اصول دین‌باوران می‌باشد.در بررسی‌های اجتماعی و علمی، مشخص شده است که باورها و عقاید انسان‌ها، به ویژه در زمینه‌های سیاسی و ایدئولوژیک، تحت تأثیر عوامل مقطعی قرار دارند. این موضوع نه تنها از تحقیقات تاریخی بلکه از مطالعات جوامع مدرن نیز تأیید می‌شود. برای مثال، مشاهده می‌شود که باور به جادو، چه به صورت سیاه و چه سفید، معمولاً در جوامع روستایی و فقیر با سرمایه‌های اجتماعی و اقتصادی پایین رایج‌تر است نسبت به جوامع شهری، مرفه و متوسط.

امروز نیز اگر نگاهی به جوامع توسعه‌یافته و ثروتمند و جوامع توسعه‌نیافته و فقیر بیفکنیم، به وضوح خواهیم دید که شیوع این باورهای جادویی، که در زبان عام به خرافات معروف‌اند، در جوامع دوم به مراتب بیشتر از نوع اول است. بر این اساس، بررسی این باورها و نهادهای مربوط به آنها می‌تواند گویای بسیاری از جوانب فرهنگی و اجتماعی جوامع باشد.تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که بین عوامل همچون شکنندگی، فقر و کمبود امکانات تحصیلی و فرهنگی در یک جامعه، رابطه‌ای علت و معلولی وجود دارد. این عوامل به طور مستقیم بر روی کاهش این امکانات و شرایط مؤثر هستند. به‌ویژه، در دوره‌های تاریخی مشخصی، این روند مشاهده شده است.

به‌عنوان مثال، در سال‌های 1950 تا 1980 در اروپا و آمریکا، مردم از ساختارها و نهادهای رسمی جامعه خود اعتماد داشتند و باور به نقش کنشگران اجتماعی در این جوامع بالاتر بود. اعتماد اجتماعی به دانشمندان و سیاستمداران در آن زمان به مراتب بیشتر از دهه 1980 تا کنون بوده است.

اما پس از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی در دهه 1990 و سال‌های 2000، این اعتماد به شدت کاهش یافته و منجر به روی‌آوردن گسترده به اعتقادات جادویی و نظریه‌های خرافی شده است.وباتوجه به این آمار، به نظر می‌رسد که تغییرات در باورهای اجتماعی همواره در تعامل با وضعیت اقتصادی و فرهنگی جامعه رخ داده است.در سال‌های اخیر، تمایلات به سوی توطئه‌باوری و انکار جریان‌های منطقی و معتدل سیاسی افزایش یافته است. این تغییرات به‌ویژه در دنیای مدرن قابل مشاهده بوده و به سمت جریان‌های رادیکال و خشونت‌طلب و همچنین گروه‌های نژادپرست و ضد اجتماعی سوق یافته‌اند. در تاریخ اروپا و آمریکا، دوره‌های بحرانی، به‌ویژه در فاصله دو جنگ جهانی، نیز مصداق این رویکردها بوده است.

تحلیل‌گران بر این باورند که افزایش بی‌اعتمادی اجتماعی به کنشگران رایج، غالباً ناشی از مشکلاتی همچون فساد سیاسی و اقتصادی و اقتدارگرایی است. در نتیجه، مردم به دلیل احساس سردرگمی و نگرانی درباره آینده، ممکن است به سمت روش‌های غیرمتعارف و حتی جادویی گرایش پیدا کنند. این تغییرات می‌تواند به‌طور ویژه باعث جذب افراد به نظریه‌های توطئه‌محور شود.

به‌عبارتی، هرچقدر که اعتماد عمومی نسبت به نهادهای اجتماعی کمتر شود، احتمال روی آوردن افراد به دیدگاه‌های افراطی‌تر و نامتعارف افزایش می‌یابد. این پدیده می‌تواند در آینده به شکلی جدی‌تر نمایان شده و چالش‌های بزرگی برای جوامع مختلف ایجاد کند.در گفت‌وگویی پیرامون تمایل انسان‌ها به درک آینده، به نظر می‌رسد که کنشگران اجتماعی تمایل بیشتری به تجزیه و تحلیل آینده و گذشته دارند تا تمرکز بر روی وضعیت کنونی. این موضوع به آنها کمک می‌کند تا به سوی گذشتۀ خود که اغلب تصوری خیالی دارد یا به آینده‌ای که تنها در ذهن دارند، برگردند. هر دو این گرایش‌ها می‌توانند به آسیب‌های جدی منجر شوند.

این دو رفتار را می‌توان به نام‌های «گذشته‌گرایی» و «آینده‌گرایی» شناخت. این دو تمایل، به دلیل عدم وضوح و ابهام در درک موقعیت واقعی کنونی و روزمرگی افراد، شکل می‌گیرد. کنشگران اجتماعی به جای آنکه بر حال خود تمرکز کنند، به فکر دنیای ایده‌آل گذشته یا آرزوی آینده‌ای بهتر می‌افتند. آنها غالباً به یاد روزهای طلایی گذشته می‌افتند و با خیال‌پردازی دربارهٔ آینده به آن امید دارند که شرایط بهتر خواهد شد، اما این رفتارها در واقعیت ممکن است آنان را از حضوری مؤثر در حال بازدارد.در جامعه کنونی، نظرات نسبت به آینده متفاوت است؛ برخی آن را رویایی و طلایی می‌دانند، در حالی که دیگران به تصویر سیاه از آن می‌پردازند. این تضاد منجر به ظهور تقاضا برای ایدئولوژی‌های پوپولیستی در بین اقشار مختلف جامعه می‌شود. گروه‌هایی در تلاش‌اند تا گذشته‌ها را تبلیغ کنند، در حالی که این دیدگاه‌ها عموماً متنوع و حتی متناقض هستند. با این حال، واقعیت‌های موجود در این روایت‌ها محدود و با کاهش پیچیدگی‌های اوضاع و ساده‌سازی مسائل همراه است.

همچنین، در امروز، بخشی از جامعه از “دوران طلایی پیش از انقلاب” یا “دوران طلایی پادشاهان باستانی” صحبت می‌کنند. این گروه‌ها به بافتن نظریه‌هایی برای متقاعد کردن دیگران پرداخته و به فروش این نظرات تمایل نشان می‌دهند. در سوی دیگر، گروهی نیز نظر مشابهی را درباره “دوران طلایی ابتدایی انقلاب” یا “دوران طلایی دینی” مطرح می‌کنند. در هر دو حالت، ساده‌انگاری و عدم در نظر گرفتن جزئیات دقیق از ویژگی‌های بارز این روایت‌ها به شمار می‌رود.در دنیای امروز، تقلیل‌گرایی و چینش‌های اختیاری به‌عنوان یک رویکرد برای تولید محتوای ساده‌انگارانه در حال گسترش است. این روند به‌ویژه توجه کسانی را جلب کرده است که به دنبال جذابیت‌های سطحی هستند.

موضوع آینده نیز مبحثی پرطرفدار است و در آن، تحلیلگران با دیدگاه‌های متفاوت به پیش‌بینی آینده‌ای تاریک یا روشن می‌پردازند. این پیشگویی‌ها در شرایط فعلی به شدت در حال افزایش است و بسیاری از فعالان این حوزه پیشرفت‌های خود را در این زمینه دنبال می‌کنند.

با این حال، عقلانیت علمی، اخلاق معنوی و عقل سلیم به ما می‌آموزد که هیچ‌گونه راه‌حل ساده‌ای برای مشکلات پیچیده وجود ندارد. برای فهم بهتر جهان و واقعیت‌های آن، نیاز است تا روابط پیچیده و دینامیک آن‌ها را در نظر بگیریم.

تجربیات تاریخی و چشم‌اندازهای آینده زمانی برای ما مهم خواهند بود که به‌طور عقلانی و اخلاقی به موقعیت کنونی خود بنگریم و نسبت به آن آگاهی داشته باشیم. این درک عمیق و جامع می‌تواند به ما در مسیر تحلیل و پیش‌بینی بهتر کمک کند.

در پایان، به هر دلیلی تمایل به «پیش‌بینی» در میان افراد همچنان یک موضوع مورد توجه است و این نیاز به بینش و تفکر عمیق‌تری را در میان جامعه مطرح می‌سازد.### پیشگویی آینده؛ بین خطر و ضرورت

پیشگویی آینده به‌طور معمول به عنوان یک رفتار مشکل‌ساز شناخته می‌شود که ریشه در فشارها و ابهامات موجود در درک واقعیت‌های کنونی دارد. با این حال، فکر کردن به گذشته برای کسب تجربیات و داشتن چشم‌انداز نسبت به آینده برای برنامه‌ریزی بهتر از الزامات زندگی فردی و جمعی به شمار می‌آید.

### نقش فال در مواجهه با ابهام

این سوال مطرح می‌شود که آیا فنون فال‌گیری در شرایط حاضر، واقعاً ابزاری برای پیش‌بینی آینده فردی است، یا بیشتر به‌عنوان ابزاری برای تحمل ابهام عمل می‌کند؟

در فرهنگ ما، فال‌گیری به دو معنا شناخته می‌شود. یکی از این معانی به تفکرات و رفتارهایی مرتبط می‌شود که به شکل‌های جادویی نزدیک هستند. این تلقی، گاهی آسیب‌زا بوده و هم به گذشته و هم به آینده مرتبط است. اما در مقابل، فال و به‌ویژه شیوه‌های رایج در سنت ایرانی، می‌تواند به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران‌ها و کمک به تصمیم‌گیری در شرایط نامشخص عمل کند.در فرهنگ ایرانی، تفأل به مطالعه غزلیات حافظ و همچنین از طریق استخاره بر مبنای قرآن مجید عمل می‌شود. این فعالیت‌ها را نباید صرفاً به عنوان یک سنت قدیمی و آسیب‌زا که با عنوان «سرکتاب باز کردن» شناخته می‌شود، تلقی کرد. هرچند این عمل ممکن است به‌عنوان عملی از منابع معتبر انجام شود، اما در واقع، رفتار مذکور ترکیبی از عناصر باستانی جادویی و باورهای دینی و فکری جدید است.

استناد به متون معتبر می‌تواند به عنوان ابزاری برای خوداندیشی محسوب شود. این عمل به ما کمک می‌کند تا با مراجعه به منابع قابل اعتماد، در تصمیم‌گیری‌هایمان بهتر عمل کنیم و از شک و تردید رها شویم. علاوه بر این، این فرایند می‌تواند به شکوفایی اندیشه‌های ما نیز یاری رساند. به این ترتیب، سرکتاب باز کردن به عنوان یک عمل فرهنگی، به ما در شناخت بهتر خود و مسیر زندگی‌مان کمک می‌کند.### دعانویسی و جادو در جامعه امروز

دعانویسی و دیگر انواع جادو، به‌ویژه در مواردی مانند فهم گذشته یا پیش‌بینی آینده، به شدت تحت تأثیر نیاز افراد به تسکین در شرایط دشوار قرار دارند. این پدیده‌ها غالباً به عنوان راهی برای درک بهتر ترس‌ها و نگرانی‌ها تعریف می‌شوند. بسیاری از افراد به دنبال این روش‌ها هستند نه از روی تمایل به تقلید، بلکه به دلیل استیصال و احساس نادانی در مواجهه با مشکلات روزمره. در چنین شرایطی، رفتارهایی که فرد به کار می‌برد ممکن است منجر به آسیب‌های جدی به خود و اطرافیانش شود.

تجربه نشان داده است که تحمل ابهام و عدم‌قطعیت جزئی از زندگی‌ است. افراد عموماً به دنبال تسکینی آگاهانه برای مواجهه با وضعیت‌های پیچیده هستند. در دعا نویسی و انتخاب روش‌های دیگر جادو، هدف غالباً تلاش برای حذف ابهام و رسیدن به یک نتیجه مطمئن است. این در واقع ممکن است به پیدایش باورهای نادرست و خرافی منجر شود.

تردید می‌تواند به اندیشیدن و پیدا کردن راه‌حل منطقی منجر شود و در این راستا، قرار گرفتن در بی‌تردیدی می‌تواند به دگماتیسم فکری بینجامد. به عبارت دیگر، فقدان تفکر انتقادی می‌تواند انسان‌ها را به سمت باورهای غیرمنطقی هدایت کند.

برخی از متخصصان بر این باورند که دسته‌ای از فال‌ها می‌تواند واکنشی فرهنگی به ناپایداری‌های اجتماعی باشد. در شرایطی که افراد با عدم‌قطعیت مواجه‌ هستند، به وجود آوردن روش‌هایی برای تسکین اضطراب می‌تواند کارکردی اجتماعی و روانی داشته باشد. بنابراین، درک این پدیده‌ها نیازمند بررسی دقیق‌تر و تحلیلی عمیق‌تر از زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی ما است.در مورد مفهوم فال، باید گفت که این پدیده به معنای نزدیک به جادو نیست. بلکه، بیشتر نوعی دستکاری فرهنگی به شمار می‌رود که می‌توان آن را به سوءاستفاده از باورهای ناپایدار افراد مستاصل نسبت داد. این نوع جادوگری در پی ایجاد حس رضایت و خیالی موقتی است، اما در نهایت ممکن است به جای آن شرایطی پرتنش و ناپایدار را به همراه داشته باشد.

این رفتار را می‌توان با مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی مقایسه کرد. حال آنکه این مواد ممکن است به طور موقتی درد را کاهش دهند، تهدیدات و خطرات بزرگتری برای فرد ایجاد می‌کنند. تأثیرات تخدیرکننده این رفتارها نیز ناپایدار است و پس از پایان آن، فرد ممکن است با وضعیتی حتی دردناک‌تر مواجه شود.**بررسی دلایل رجوع به فال‌گیری و جادو در جوامع مختلف**

تحقیقات حاکی از آن است که مراجعه به فال‌گیری و استفاده از جادو در برابر فشارهای اجتماعی، به دلایل مختلفی صورت می‌گیرد. هرچند این پدیده به طور کلی قابل دفاع نیست و ممکن است در همه موارد صدق نکند، اما شواهد پژوهش‌های میدانی نشان‌دهنده تأثیرات این عمل در برخی شرایط است.

شرایط ناپایدار اجتماعی می‌تواند شامل مسائل متنوعی باشد که برخی از آن‌ها کوچک و برخی بزرگ به شمار می‌آیند. در چنین حالاتی، هنگامی که افراد با چالش‌های بزرگ زندگی مواجه می‌شوند، به ویژه در شرایط سردرگمی و استیصال، گرایش به جادو و فال‌گیری افزایش می‌یابد. این وضعیت عمدتاً ناشی از محرومیت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که فرد را از دسترسی به منابع مورد نیاز برای یک زندگی سالم محروم می‌سازد.

با مقایسه جوامع، می‌توان تفاوت‌هایی را مشاهده کرد. به عنوان مثال، جامعه‌ای که در آن آینده به شکل بهتری قابل پیش‌بینی است، با جامعه‌ای که افراد دائما با تغییرات و بحران‌ها روبه‌رو هستند، به طور قابل توجهی متفاوت به نظر می‌رسد.### تبیین جامعه آرمانی از جنبه‌های مختلف

در حال حاضر، جامعه‌ای که در حال بحث درباره آن هستیم، به تدریج در اقصی نقاط جهان به سمت تبدیل شدن به یک آرمانشهر پیش می‌رود. این جامعه آرمانی باید اصولی نظیر عدالت، آزادی، برابری و همبستگی اجتماعی را برای تمامی افراد جامعه به ارمغان بیاورد. در چنین جامعه‌ای، راستگویی، صداقت، مهربانی، ساده‌زیستی و همدلی به عنوان ارزش‌های اصلی بین مردم نهادینه خواهد شد.

برعکس، اساس جامعه‌ای که در آن نفرت، خشونت، تقلب، فساد، زورگویی، استبداد و ظلم در اولویت قرار گیرد، به هیچ‌وجه مطلوب نیست. ارزش‌ها و شاخص‌هایی که در چنین جوامعی وجود دارد، به تضعیف بنیان‌های اخلاقی و معنوی منجر می‌شود و از آنجا که اختلافات طبقاتی به شدت وجود دارد، تحرک اجتماعی به چالش کشیده می‌شود.

به ویژه، در جوامع ایده‌آل، باید شاهد نابرابری‌های اجتماعی کمی باشیم، با جامعه‌ای که طبقه متوسط قوی دارد و نیازهای اولیه زندگی برای اکثریت مردم فراهم است. در حال حاضر، به نظر می‌رسد هیچ جامعه‌ای به این شکل کامل ایجاد نشده است و تلاش‌ها برای رسیدن به این مدل از زندگی اجتماعی همچنان ادامه دارد.در حالی که ممکن است به دستاوردهای مختلفی دست یافته باشیم، بررسی مسائل باید به صورت نسبی انجام شود. هر جامعه با توجه به گذشته و حال خود و انتظاراتی که از آینده دارد، خود را به طور مقایسه‌ای با همسایگان و سایر جوامع ارزیابی می‌کند. این ارزیابی‌ها می‌تواند ناشی از تغییرات جاری در جامعه باشد که بر احساس ثبات یا عدم ثبات آن تأثیر می‌گذارد.

در زمینه بحث‌های توسعه، شاخص‌های شناخته‌شده‌ای وجود دارند که به ارزیابی وضعیت جوامع کمک می‌کنند. به عنوان مثال، یکی از شاخص‌های معهود سازمان ملل تحت عنوان “شاخص خوشبختی” و میزان رضایت از زندگی است. در این صورت، یک جامعه با توجه به ویژگی‌های مثبت خود می‌تواند بیشتر از جنبه‌های منفی به تصویر کشیده شود. با این حال، کاهش امید و اعتماد اجتماعی می‌تواند به ناپایداری و شکنندگی بیشتری در آن منجر شود.

در نهایت، تفاوت‌های موجود میان جوامع، به نوعی تحت تأثیر این ارزیابی‌های نسبت به وضعیت خود و همسایه‌ها قرار دارد.تا آنجا که به جامعه شناسی مربوط می‌شود، رابطه‌ای واضح بین دو گروه اجتماعی وجود دارد که برای عموم قابل فهم است. در این راستا، دولت‌ها به منظور فریب مردم از طریق تبلیغات و پروپاگاندا تلاش می‌کنند، اما این اقدامات عملاً تاثیری بر واقعیت‌های اجتماعی ندارند. به مرور زمان، تاثیرات کوتاه‌مدت و محدود آن نیز از بین می‌رود و مردم به شرایط ناامیدی و بی‌عملی دچار می‌شوند. این وضعیت منجر به افزایش خشم، نفرت و خشونت در جامعه می‌شود و خطر بروز شورش‌های مسلحانه و غیرعاقلانه را به شدت بالا می‌برد. در این میان، یکی از نشانه‌های رفتار غیرعقلانی، تمایل به جادو یا فال بینی در بین مردم است.

با این حال، باید توجه داشت که دلایل مراجعه به این نوع روش‌ها صرفاً ناشی از بحران‌های اجتماعی و اقتصادی نیست، بلکه ممکن است به دلیل مشکلات و مصیبت‌های شخصی افراد نیز باشد که در تلاش برای مقابله با فشارها به این سمت می‌روند.### فال‌گیری: نشانه‌ای از نااطمینانی اجتماعی

در دنیای امروز، بسیاری از افراد به دنبال روش‌هایی برای پیش‌بینی آینده و یافتن اطمینان در زندگی خود هستند. برخی این روش‌ها را از سرگرمی و مد می‌دانند، اما کارشناسان بر این باورند که فال‌گیری می‌تواند نشانه‌ای از افزایش نااطمینانی‌های اجتماعی باشد.

این عمل، که از دوران باستان در جوامع مختلف وجود داشته، در جوامع جدید و پیشرفته نیز به وضوح مشاهده می‌شود. از تهران تا پاریس و نیویورک، فال‌گیرها، احضارکنندگان ارواح و جادوگران به راحتی در دسترس هستند. این واقعیت نشان می‌دهد که ریشه‌های این نوع فعالیت‌ها به عمیق‌ترین فرهنگ‌های انسانی برمی‌گردد و در عین حال سوالات اجتماعی و فلسفی پیچیده‌ای را به دنبال دارد.

افرادی که به دنبال فال‌گیری هستند، به نوعی خواهان درک و حل مسائل پیچیده زندگی خود در جهانی پر از عدم قطعیت می‌باشند. بنابراین، این رفتار نه تنها به تاریخ بشر برمی‌گردد، بلکه همچنین به تعاملات اجتماعی و نیاز به اطمینان در دنیای مدرن اشاره می‌کند.در گفت‌وگویی کوتاه، مسائلی مطرح شد که نیاز به بررسی بیشتری دارند. رابطه بین وجود فال‌گیری و افزایش نااطمینانی اجتماعی، به رغم نبود علت مستقیم و ثابت، به طور نسبی قابل تحلیل است. شرایط بی‌ثباتی اجتماعی و اقتصادی و عدم عدالت، عواملی هستند که می‌توانند به رشد این پدیده‌ها کمک کنند. این وضعیت‌ها شامل مشکلاتی نظیر اعتیاد، فحشا، فساد و مافیاها می‌شوند که همگی بر یکدیگر تأثیر دارند و ممکن است منجر به گرایش به جادو و فال‌گیری شوند.

در این زمینه، پرسش اساسی این است که چرا پیشرفت‌های مدرنیته و تکنولوژی نتواسته‌اند این نوع باورها را از بین ببرند و به نوعی حتی آن‌ها را تقویت کرده‌اند.**بازتولید و دیجیتالی شدن خرافات در دنیای مدرن**

برخی از رویکردها به بازتولید و دیجیتالی شدن خرافات کمک کرده‌اند. این تمایل به چنین رویکردهایی دیرینه‌تر و عمیق‌تر از فناوری‌های جدید است. در اوایل قرن بیستم، پیشرفت‌های علمی باعث شد تا اندیشمندان به این باور برسند که علم می‌تواند تمامی اشکال باورهای غیرعلمی را از میدان خارج کند. با این حال، آن چیزی که در عمل رخ داد، گسترش و بازتولید این باورها در علم و میان فعالان آن بود.

امروز با استفاده از روش‌های علمی مشابه جادو و فال بینی، به بررسی پدیده‌ها پرداخته می‌شود. این موضوع به یک سوال اساسی منجر می‌شود: آیا ما با بازگشت خرافات مواجه هستیم یا با دیجیتالی شدن آن‌ها؟

به وضوح می‌توان گفت که این روند، در حال حاضر با قوت ادامه دارد.در دوران معاصر، پدیده‌ای به نام «علم‌زدگی» به ویژه در قرن بیستم به طور قابل توجهی مطرح شده است. این دوره به دلیل گسترش دموکراتیک فرهنگ، جامعه و سیاست با پیشرفت‌های علمی بزرگ، به شکل‌گیری دیدگاه‌های علم‌زده منجر شد. در این راستا، استفاده نادرست از باورهای علمی و انحراف از این اندیشه‌ها، راه را برای ظهور «ادیان» و باورهای جدید هموار کرده است.

در حقیقت، علم‌زدگی به عنوان پدیده‌ای جدید در جامعه ما در حال شکل‌گیری است و این موضوع به نوعی ریشه در تاریخ علم دارد، زمانی که علم به تدریج از محافل محدود به دسترسی گسترده‌تری رسید. بدین ترتیب، ظهور خرافات جدید و ادعاهای غیرواقعی که مستقیماً از این علم‌زدگی نشأت می‌گیرند، به وضوح قابل مشاهده است.

امروزه، حتی در ساختارهای دانشگاهی، همچنان با همین نوع علم‌زدگی مواجه هستیم و این موضوع نقشی کلیدی در شکل‌دهی به تفکرات و باورهای عمومی ایفا می‌کند. در این زمینه، می‌توان به بررسی تأثیرات گسترده این پدیده بر فرهنگ و جامعه پرداخت.در جدیدترین تحلیل‌های مربوط به مقالات علمی دانشگاهی، اهمیت توجه به کیفیت استنادها و نقل‌قول‌ها مورد بحث قرار گرفته است. این مقالات اغلب با نام‌گذاری‌های نامحدود می‌کوشند تا خود را از منظر علمی توجیه کنند. به‌ویژه، بوردیو در نظریاتش به نکته‌ای کلیدی اشاره دارد و آن ایجاد نوعی خرافات جدید در دانشگاه‌هاست که برخی افراد پشت این استدلال‌ها پنهان می‌شوند. این رفتار به نحوی مشابه به پیش‌بینی‌ها و تفسیرهای خودمحور از تاریخ مشابهت دارد.

نویسندگان معتقدند که باید نسبت به خطرات خرافی‌ شدن علم یا انحراف پوپولیستی آن هشدار داد. این مسائل باید از عموم کردن علم و انتشار آن به زبان ساده جداسازی شوند. همچنین، به کتاب‌های علمی که به نوعی خرافات را ترویج می‌کنند، باید توجه خاصی شود و تفاوت آن‌ها با متون علمی مهم به زبان ساده مشخص گردد.

بحث‌های مربوط به این موضوع می‌تواند نگاهی عمیق‌تر به مسائلی چون اعتبار و اصالت علم در دوره‌ی کنونی ارائه دهد و به چالش‌هایی که پژوهشگران با آن مواجه‌اند، پرداخته شود.تحقیقات جدید نشان می‌دهد که رابطه‌ای بین سطح تحصیلات و طبقه اجتماعی افراد وجود دارد و این موضوع به چالش‌هایی در قالب کلیشه‌ها منجر می‌شود. به طور کلی، برخی بر این باورند که افراد تحصیل‌کرده کمتر به خرافات گرایش دارند، اما این برداشت ممکن است نادرست باشد.

بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که ممکن است افراد با تحصیلات عالی به دلایل مختلف نتوانند از خرافات دوری کنند. برای مثال، فردی با تحصیلات دانشگاهی و پشتوانه‌های فرهنگی و اجتماعی قوی ممکن است به سمت فال‌گیران برود، در حالی که افراد دیگر با سطح تحصیلات پایین‌تر، به این سمت نروند. این رفتار تناقضی در جامعه مشاهده می‌شود.

علاوه بر این، افراد تحصیل‌کرده ممکن است به اشکال دیگری از باورهای غیرعلمی نیز جذب شوند. آنها ممکن است به دنبال راه‌هایی غیرمعمول برای کشف و معرفی علوم مختلف باشند، مانند پیوستن به گروه‌هایی که به روش‌های غیرعادی اعتقاد دارند یا تکیه بر نظرات غیرمستند. این مساله نشان‌دهنده پیچیدگی ارتباط بین تحصیلات و باورهای شخصی است.در تحقیقات اخیر، شواهدی از تمایل افراد به باورهایی که به خرافات و جادو مرتبط هستند، به دست آمده است. این مطالعات نشان می‌دهد که درک ما از خرافات و مسائل مربوط به فال‌گیری بستگی به تعریفی دارد که از این مفاهیم داریم.

به علاوه، تحقیقاتی که در سال‌های گذشته انجام شده، نشان داده است که تمایل به مراجعه به فال‌گیرها و احضار کنندگان ارواح در میان افراد تحصیل‌کرده و قشرهای مختلف جامعه نیز دیده می‌شود. این موضوع نشان‌دهنده جذابیت مداوم این باورها در میان اقشار مختلف است.

گزارش‌های منتشر شده از سوی مؤسسه نظرسنجی افکار عمومی فرانسه (IFOP) اطلاعات جالبی در این خصوص ارائه می‌دهد. این گزارش از رشد روزافزون علاقه به فال‌گیری و مسائلی چون «پیراروان‌شناسی» و موضوعات غیبی خبر می‌دهد. این افزایش علاقه معطوف به شرایط نامتعادل و پراضطراب دنیای امروز است که به خوبی جایگاه این باورها را در جامعه معاصر نمایان می‌سازد.

در بخشی از این گزارش که در سال ۲۰۲۰ تهیه شده، اطلاعات بیشتری درباره این گرایشات و دلایل آن ارائه شده است و نشان می‌دهد که چگونه ناامنی‌های جهانی می‌توانند در افزایش تقاضا برای چنین خدماتی تأثیرگذار باشند.**افزایش تمایل به شبه‌علم در جامعه**

بر اساس پژوهش‌های اخیر، برخلاف دیدگاه‌های معمول که شبه‌علم را به عنوان باورهایی مبهم و حاشیه‌ای تلقی می‌کنند، این پدیده به یک موضوع عمومی تبدیل شده است. طبق نتایج، ۵۸ درصد از جامعه به至少 یکی از حوزه‌های شبه‌علم اعتقاد دارند. از جمله این باورها می‌توان به طالع‌بینی (۴۱ درصد)، کف‌بینی (۲۹ درصد)، جادوگری (۲۸ درصد)، پیشگویی (۲۶ درصد) و عددشناسی (۲۶ درصد) اشاره کرد.

علاوه بر این، روند رو به رشد این باورها در دو دهه گذشته قابل توجه است. به طور مثال، اعتقاد به طالع‌بینی طی بیست سال اخیر هشت درصد افزایش داشته و به ۴۱ درصد رسیده است. همچنین، باور به پیشگویی‌های فال‌گیران نیز در این مدت به طور مداوم در حال صعود است. این واقعیت‌ها نشان‌دهنده تأثیر گسترده و مداوم شبه‌علم در فرهنگ معاصر هستند.بر اساس آمارهای جدید، میزان افزایش باور به شبه‌ علوم در فرانسه به ۲۶ درصد رسیده که نشان‌دهنده رشدی ۸ درصدی است. به تازگی بررسی‌ها نشان می‌دهند که بیش از یک چهارم جمعیت فرانسه (حدود ۲۶ درصد) حداقل یک‌بار در طول عمر خود به متخصصان در حوزه شبه‌ علوم مراجعه کرده‌اند. از این میزان، ۱۸ درصد برای طالع‌بینی، ۱۴ درصد برای فال‌بینی و پیشگویی، ۱۰ درصد برای فال کارت و ۶ درصد برای عددشناسی اقدام کرده‌اند.

علاوه بر این، اگر مراجعه به فال‌گیران را ملاک قرار دهیم، به نظر می‌رسد این پدیده در سال‌های اخیر به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. مقایسه آمار مراجعه به فال‌گیران از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۲۰ نشان می‌دهد که این رقم تا ۵ درصد رشد یافته است.

جالب است که علاقه به شبه‌ علوم برای یافتن پاسخ در مورد شرایط زندگی و وضعیت فردی، به‌ویژه در زمان‌های بحرانی، به‌وضوح قابل مشاهده است.### افزایش گرایش به خدمات بهداشتی و رشد بازار و تکنولوژی

زمانی‌که به بررسی گرایش‌های اخیر در حوزه سلامت پرداخته می‌شود، مشخص است که این حوزه به‌خصوص در سال‌های اخیر دستاوردهای قابل‌توجهی داشته است. در این میان، نزدیک به ۲۰ درصد از افرادی که به این صنایع علاقه دارند، در همان سال برای مشاوره با متخصصین در مورد کووید-۱۹ اقدام کرده‌اند.

علاوه بر این، شمار قابل‌توجهی از مقالات علمی در سال‌های اخیر منتشر شده‌اند که تأثیر این روش‌ها بر ایجاد بازارهای میلیاردی را نشان می‌دهند. به‌ویژه، مقاله‌ای از اکونومیست در سال ۲۰۲۵ به شدت بر اهمیت این بازار و تمایل نسل جوان، به‌ویژه نسل زد، و تأثیر فناوری‌های نوین از جمله هوش مصنوعی بر توسعه این بازار تأکید کرده است.

در نهایت، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در تمام این موارد، تحلیل‌های عمیق‌تری از منظر فیلسوف مجاری میرچا الیاده، که به نیاز انسان مدرن به یقین و امنیت در دنیای پر از عدم اطمینان و خشونت اشاره می‌کند، ضروری به‌نظر می‌رسد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *