وبسایت خبری
خبردونی

سارق حرفه‌ای: مانند هر کارآفرینی که برای پیشرفت کسب‌وکارش خلاقیت به خرج می‌دهد، من نیز لباس‌های کاملاً سفیدی به تن می‌کردم تا این‌گونه مردم گمان کنند که یک روح هستم.

زورگیری از پسران هوسران توسط یک دختر و پسر معتاد/ طعمه آنها یک دختر 19ساله بود

به گزارش خبرآنلاین، روزنامه همشهری از ماجرای سرقتی که در آن جوانی به‌اجبار در مقابل یک سارق قرار گرفت، خبر داد. این جوان که در حال صحبت با موبایلش بود، مدعی شد که سارق به او نزدیک شد و قصد داشت گوشی‌اش را بدزدد. او اظهار کرد که با مقاومت خود، موجب خشم سارق شد که با چاقو ضربه‌ای به دستش زد و گوشی را قاپید و به همدستش که در حال انتظار بود، پیوست و از محل فرار کرد.

به دنبال افزایش شکایات مشابه، پرونده‌ای در دادسرای ویژه سرقت تشکیل شد و تیمی از کارآگاهان به تحقیقات پرداختند. بر اساس تصاویر دوربین‌های مداربسته، سارقان با پوشیدن لباس‌های سفید و پوشاندن صورت‌های خود، توانسته بودند خود را از شناسایی دور نگه‌دارند. آن‌ها در روشنایی روز و در میان عابران به سرقت اقدام می‌کردند که نشان‌دهنده شیوه‌ای هدفمند و در عین حال حرفه‌ای بود.

در ادامه تحقیقات، مدیر یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد در اطراف تهران به مکالمات یک جوان که به این کمپ مراجعه کرده بود، گوش داد و متوجه شد که او به‌طور خونسرد از اقدام‌های سرقت خود صحبت می‌کند و احساس شجاعت و افتخار دارد. او ادعا می‌کرد که به‌عنوان دزد حرفه‌ای، در این سایت به‌منظور پنهان‌ماندن از دست پلیس می‌باشد.

مدیر کمپ پس از شنیدن این اعترافات به پلیس اطلاع داد و مأموران بلافاصله به محل اعزام شدند و متهم را دستگیر کردند. این فرد، که جزء یکی از سارقان بود، به سرقت‌های سریالی اعتراف کرد و تحقیقات برای یافتن همدستش ادامه خواهد داشت.

این متهم 26 ساله که خود را “حامد” معرفی کرده، به‌خاطر تکنیک منحصر به‌فردش، لقب “شبح” را برای خود انتخاب کرده و به همین‌دلیل نام باند خود را “روح‌های دزد” گذاشته است.

او در خصوص استراتژی خود برای انجام سرقت‌ها توضیح داد که با استفاده از رنگ سفید برای پوشش خود و سرقت در روشنایی روز، سعی در کاهش احتمال شناسایی داشته‌اند. حامد همچنین گفت که قبل از ورود به دنیای سرقت، خیاط بوده و به‌دلیل آشنایی با افراد نادرست، مسیر زندگی‌اش تغییر کرده و به سرقت کشیده شد.

وی در نهایت به این نتیجه رسید که هیچ مخفیگاهی برای یک خلافکار، همیشه امن نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *