تماس با ما

روزنامه نزدیک به جناح اصولگرا: روشنفکران و چهره‌های مشهور در مواجهه با آشفتگی‌های اخیر تنها امید را کمرنگ کردند و هیچگونه احساس مسئولیتی نشان ندادند.

روزنامه نزدیک به جناح اصولگرا: روشنفکران و چهره‌های مشهور در مواجهه با آشفتگی‌های اخیر تنها امید را کمرنگ کردند و هیچگونه احساس مسئولیتی نشان ندادند.

**جلوه‌های تماشاگری در نقد اجتماعی**

به گزارش خبرآنلاین، روزنامه فرهیختگان طی گزارشی به بررسی رفتارهایی پرداخته که نشانه‌های آن در شبکه‌های اجتماعی و میان گروه‌های هم‌تراز قابل مشاهده است. این رفتارها به نوعی از «سندرم گلام» متاثر است؛ ویژگی‌ای که به تماشاگران ناامید اطلاق می‌شود. این افراد در مواجهه با چالش‌ها از یک سو نظرات خود را با قاطعیت اعلام می‌کنند و از سوی دیگر، به هیچ عنوان برای اثرگذاری بر وضعیت کنونی قدمی نمی‌گذارند. آنها پس از هر ناکامی به سادگی می‌گویند “من می‌دانستم”، در حالی که هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال سستی‌های احتمالی ندارند.

مسئله اساسی در این نوع ذهنیت تنها ناامیدی نیست، بلکه خطر بزرگ‌تر آن است که جامعه را در وضعیتی به حالت تماشاگری محبوس می‌کند. این افراد به راحتی از نقد به عنوان ابزاری برای مصونیت استفاده می‌کنند و از هزینه کردن برای کنشگری اجتناب می‌کنند. این روند نه‌تنها اراده جمعی را فلج می‌کند، بلکه باعث می‌شود جامعه به جای کنشگران مسئول، به نسل تماشاگرانی تبدیل شود که تنها از ناامیدی تغذیه می‌کنند.

این وضعیت به یک چرخه بی‌پایان نقد منجر می‌شود، در حالی که عمل و اقدام به کمترین حد ممکن می‌رسد. این پدیده از خلأ نهادی ناشی می‌شود که موجب فقدان مسیرهای مؤثر برای مشارکت مسئولانه در جامعه و تفاوت میان منتقدان متعهد و مخالفان منفعل است. ساختن یک کشور نیازمند فعالیتی اجتماعی است که به احساسات و رمانتیسم بی‌پایه محدود نمی‌شود.

در این راستا، مفهوم «جنبش هم‌آفرینی ایران آینده» اهمیت پیدا می‌کند؛ حرکتی اجتماعی – نهادی که هدف آن تبدیل امید به برنامه‌ای ملموس است. ایده هم‌آفرینی به معنای پذیرش سهمی از ساختن برای تمامی افراد جامعه، شامل شهروندان، متخصصان و نهادها، به شمار می‌رود. این جنبش بر این باور است که نقد تنها در صورتی معنی‌دار است که با تعهد به مسئولیت آینده همراه شود.

نقد بدون مدیریتی درست، فقط موجب خشم و بی‌اعتمادی می‌شود. در عمل، این جنبش می‌تواند از طریق شکل‌گیری نهادهای محلی و تخصصی قرار گیرد که مسائل واقعی را شناسایی و مرتفع کنند. ایده‌ای که بر پایه گفت‌وگو، تصمیم‌گیری و اقدام قابل‌سنجش استوار است.

این جنبش همچنین به دنبال تصویر کردن آینده‌ای ملموس است که شامل مفاهیم ایران مردمی، بین‌الملل، نوآفرین و تاب‌آور می‌شود. هر فرد، حتی اگر در مقیاس کوچک عمل کند، می‌تواند در این فرآیند مشارکت داشته باشد. آینده نه تنها از خوش‌بینی ساده‌لوحانه، بلکه از مسئولیت‌پذیری و اقدام مؤثر شکل می‌گیرد. برای رهایی از «سندرم گلام»، نیاز به چرخه‌ای از انتقاد و عمل وجود دارد؛ زیرا تنها در این صورت است که ایران آینده، با کنشگران مسئول ساخته خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *