تماس با ما

### نقش سوگ سالم در ادامه زندگی

تحقیقات روان‌شناسی نشان می‌دهد که سوگ سالم با روند عادی زندگی هیچ تناقضی ندارد. در مطالعات «تاب‌آوری جمعی» مشخص شده است که جوامعی که پس از بحران‌ها به رفتارهای روزمره خود، مانند کار، مدرسه و هنر ادامه می‌دهند، در واقع یاد قربانیان را محترم شمرده و به آن‌ها خیانت نمی‌کنند. مثال‌هایی از آلمان پس از جنگ جهانی دوم و ژاپن پس از فاجعه هیروشیما نشان می‌دهد که بازگشت به زندگی عادی بخشی از فرآیند درمان اجتماعی بوده است. این جوامع آموختند که سوگ را به هویت خود تبدیل نکنند و آن را به مسئولیت اجتماعی تبدیل نمایند.

ادامه دادن زندگی به معنای فراموشی خاطرات تلخ نیست، بلکه به این معناست که مرگ نباید تنها روایت آینده باشد. تحقیقات مرتبط با «امید» نشان می‌دهد که این احساس به عناصر هدف و اعتقاد به امکان پیشرفت بستگی دارد. در شرایطی که جامعه مملو از خشم و سوگ است، باور به حرکت به سوی هدف، از بین می‌رود و نسل جوان احساس ناامیدی می‌کند. چنین وضعیتی می‌تواند به فرسایش روانی منجر شود.

کودکان و نوجوانان امروزی با حجم زیادی از تصاویر و روایت‌های ناگوار مواجه هستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که قرارگیری طولانی‌مدت در معرض اضطراب جمعی، می‌تواند بر رشد شناختی و سلامت جسمی آن‌ها تأثیر بگذارد. این نسل توان تحلیل سیاسی ندارد و تنها اضطراب را تجربه می‌کند. اگر ما فقط آینده‌ای تاریک برای آن‌ها به تصویر بکشیم، آن‌ها دلیلی برای ماندن نمی‌بینند.

در این شرایط، انتخاب شادی یک تصمیم اخلاقی است؛ نه از نوع شادمانی سطحی، بلکه شادمانی مقاومتی. خندیدن، کار کردن، ساختن و جشن گرفتن می‌تواند به عنوان نشانی از ارزشمندی زندگی تلقی شود. در عین حال، سوگ و پیگیری عدالت باید در جامعه معاصر ادامه یابد.

نسل جوان به این آگاهی نیاز دارد که ما نه تنها برای گله‌مندی وجود داریم، بلکه برای ساختن آینده‌ای بهتر نیز زنده‌ایم. اگر امید از جامعه بگریزد، آن جامعه پیش از هر تهدیدی از درون تهی خواهد شد. ادامه زندگی، به نوعی وفاداری به یاد کسانی است که از دست رفته‌اند و نشان می‌دهد که مرگ نباید آینده را تحت تأثیر قرار دهد.

*نویسنده: روانشناس*

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *