به گزارش خبرگزاری، یک پژوهش جدید که در مجله «Nature Neuroscience» منتشر شده، معیارهای قبلی دانشمندان در زمینه شکلگیری مغز را به چالش کشیده است. محققان با ارائه شواهدی نشان دادهاند که مغز ممکن است از یک نوع سلول پیشساز اولیه تشکیل نشود و به جای آن، از حداقل دو گروه متفاوت از سلولهای پیشساز برای ساخت بخشهای مختلف این اندام استفاده شود. این یافته همچنین راهی نوین برای تولید سلولهای عصبی بخش پسین مغز در آزمایشگاه فراهم کرده که میتواند به تحقیقات در مورد بیماریهایی نظیر ALS و آتروفی عضلانی نخاعی کمک کند.
**موارد مهم گزارش شامل:**
– تغییر در فهم چگونگی شکلگیری مغز و یافتههای نوین.
– کشف دو نوع سلول پیشساز برای ساخت بخشهای مختلف مغز.
– تفاوت در مسیر شکلگیری مغز پسین و پیشین.
– روشهای آزمایش روی جنین موش و سلولهای بنیادی انسانی.
– حضور الگوی دوگانه در دیگر گونههای جانوری.
– سرنوشت قطعی سلولهای اولیه مغز.
– اهمیت تولید نورونهای مغز در آزمایشگاه.
– ارتباط کشف جدید با مطالعه بیماریهای ALS و SMA.
**جزئیات بیشتر در مورد سرنوشت سلولهای پیشساز مغز:**
پژوهشگران برای دههها بر این باور بودند که یک نوع سلول پیشساز میتواند تمام بخشهای مغز را شکل دهد. اما نتایج جدید این مفهوم را سادهانگارانه نشان میدهد. محققان دریافتهاند که گروهی از این سلولها به سمت ساخت مغز پسین حرکت میکنند، در حالی که گروه دیگر به شکلگیری مغز پیشین و میانی مشغولند. کایل لوه، زیستشناس دانشگاه استنفورد، توضیح میدهد که هرچند مغز یک اندام واحد است، اما ممکن است از دو بخش متمایز که به هم متصل و همکاری میکنند، تشکیل شده باشد.
**مطالعه سلولهای بنیادی انسانی:**
برای شناخت منشأ این سلولها، محققان بررسیهای خود را با جنین موش آغاز کردند. از طریق رنگآمیزی و توالییابی RNA، دو گروه متمایز از سلولهای پیشساز شناختند. همچنین در آزمایش دیگری، این سلولها با نشانگرهای فلورسنت مورد مطالعه قرار گرفتند و مشخص شد که آنها عمدتاً در بخش پسین مغز باقی ماندند. پژوهشگران همچنین آزمایش مشابهی با سلولهای بنیادی انسانی انجام دادند و دریافتند که سرنوشت برخی سلولها از مراحل ابتدایی رشد تعیین میشود.
**تحقیقات گستردهتر در گونههای دیگر:**
محققان در تلاش بودند تا دریابند که آیا این الگو در گونههای مختلف نیز مشاهده میشود. آنها در گونههایی از جمله میمون، مرغ و ماهی گورخری، دو نوع سلول پیشساز مشابه یافتهاند. حتی در کرم بلوط دریایی نیز شواهدی از این الگو مشاهده شده است، که نشاندهنده احتمال وجود این سازوکار در تاریخ تکامل جانوران است. با وجود این، تمام دانشمندان به تفسیر «دو منشأ کاملاً» از سلولهای پیشساز خوشبین نیستند.### پژوهشگران در جستوجوی دو مسیر مستقل در تولید سلولهای عصبی
تحقیقات جدید نشان میدهد که ممکن است در مراحل ابتدایی رشد، نوعی سلول پیشساخته وجود داشته باشد که پس از مدتی به دو گروه اصلی تبدیل میشود. این یافتهها شواهدی را برای وجود دو مسیر متمایز در شکلگیری سلولها ارائه میکند، اما هنوز نمیتوان با قطعیت تأیید کرد که این دو جمعیت سلولی از ابتدای شکلگیری کاملاً مستقل بودهاند.
### تأثیر کشفیات جدید بر درمان بیماریهای عصبی
یکی از دستاوردهای کلیدی این تحقیق، توسعه روشی کارآمدتر برای تولید سلولهای عصبی مغز پسین در آزمایشگاه است. نورونهای موجود در این ناحیه مغز، در بیماریهایی مانند ALS و آتروفی عضلانی نخاعی (SMA) آسیب دیده یا از بین میروند. تولید این نوع نورونها در آزمایشگاه همواره چالشبرانگیز بوده و همین امر، مطالعه و آزمایش روشهای درمانی را محدود کرده است.
پژوهشگران با شناسایی مسیرهای رشد اولیه مغز و مولکولهای پیامرسان مرتبط با هدایت سلولهای بنیادی، موفق به تولید تعداد زیادی نورون انسانی از مغز پسین شدند. این سلولها در آینده به عنوان مدلهایی برای تحقیقات بیماریهای عصبی و آزمایش داروها مورد استفاده قرار خواهند گرفت. تیم تحقیق امیدوار است از این روش برای یافتن درمانهای جدید برای SMA نیز بهرهبرداری کند.
### آیا این کشف، درک ما از ساختار مغز را تغییر میدهد؟
یافتههای اخیر به معنای دستیابی به پاسخهای نهایی درباره منشأ مغز نیست. این پژوهش پرسشهایی را در مورد چگونگی تعیین سرنوشت سلولهای اولیه و امکان تغییر آنها در مراحل اولیه رشد ایجاد میکند. با این حال، نتایج بهدستآمده نشان میدهد که فرآیند شکلگیری مغز احتمالاً بسیار پیچیدهتر از مدلهای قبلی است و شامل حداقل دو مسیر متمایز در تشکیل بخشهای مختلف این اندام میباشد.
علاوه بر اهمیت تاریخی شناخت رشد مغز، توانایی تولید نورونهای خاص در آزمایشگاه میتواند ابزاری ارزشمند برای پژوهش در بیماریهای عصبی و توسعه درمانهای آینده باشد.












