**تینا مزدکی**
در سالهای اخیر، اینترنت در ایران به صحنهای برای چالشهای میان سیاستگذاری و خواستههای اجتماعی تبدیل شده است. تصمیمات در مورد فیلترینگ و محدودیتهای دسترسی به اینترنت تأثیر عمیقی بر زندگی روزمره و کسبوکارها دارد و تداوم این وضعیت به همراه مشکلاتی نظیر اینترنت طبقاتی، کاربران را هرچه بیشتر از فضای جهانی دور کرده است.
به منظور بررسی ابعاد مختلف این محدودیتها، گفتوگویی با مرضیه ادهم، پژوهشگر حوزه سیاستگذاری رسانه و فضای مجازی، صورت گرفت. ادهم معتقد است که زمان مناسب برای تغییر برخی تصمیمات به پایان رسیده و اکنون با وضعیتی روبرو هستیم که علاوه بر ترمیم نکردن سرمایه اجتماعی، بر شکافهای موجود در جامعه افزوده است.
**پایان دوره طلایی رفع محدودیتها و کاهش سرمایه اجتماعی**
ادهم در پاسخ به تأثیرات تداوم فیلترینگ بر جامعه میگوید: «سرمایه اجتماعی به دلیل وعدههای مربوط به رفع فیلترینگ، به شدت کاهش یافته است. جالب است که برداشتن محدودیتها زمان خاص خود را دارد. اگر این محدودیتها در زمان مناسب برداشته نشوند، تأثیر منفی خواهند داشت و دیگر از ارزش گذشته برخوردار نخواهند بود. به عنوان مثال، رفع فیلتر «واتساپ» انتظارات مردم را برآورده نکرد و اگر راههایی برای دور زدن فیلترینگ پلتفرمهایی مانند اینستاگرام رواج پیدا کند، اثر سابق از میان میرود.» وی به اختلالات موجود اشاره کرده و میافزاید که این مسائل به نارضایتیهای اجتماعی افزوده است.
ادهم همچنین بیان میکند: «انتظار میرفت که پس از دو مقطع بحران، یکسری گشایشها در خصوص اینترنت ایجاد شود، اما نهتنها این گشایشها محقق نشد، بلکه اختلالات شدت بیشتری یافتند.»
**ناشناخته بودن مشکلات اینترنت برای کاربران خاص**
ادهم در ادامه به تحلیل پدیده اینترنت طبقاتی و پیامهایی که از سوی حامیان فیلترینگ به کاربران ارسال میشود، میپردازد. او میگوید: «از روز اولی که طرح صیانت مطرح شد، مشاهده کردیم که حامیان این طرح، خود در پلتفرمهای فیلترشده حضور دارند. این نوع دسترسی خاص، پیام واضحی دارد که نشان میدهد برخی به دلیل موقعیت اجتماعی خود، حق دسترسی به اینترنت بینالمللی را دارند و بقیه نه.»
او این رفتار را با پارادوکسی توصیف میکند که در آن حامیان فیلترینگ در حالی که از پلتفرمهای فیلترشده استفاده میکنند، به مخاطبان داخلی دسترسی ندارند و صدای خود را به خارج از کشور میفرستند. ادهم تأکید میکند که این عده اساساً درکی از مشکلات و محرومیتهای کسانی که به سختی وارد فضای مجازی میشوند، ندارند و توضیح فاصله طبقاتی و شکاف دیجیتالی برایشان دشوار است.
در نهایت، این پژوهشگر بر نقش ابعاد مختلف فیلترینگ و اختلالات اینترنتی تأکید کرده و بیان میکند که شرایط فعلی به شدت نیازمند بررسی و بازاندیشی است.### ابزاری برای کنترل سلیقهای
پژوهشگران از تداوم طرحهای موجود در مجلس خبر میدهند که بهویژه در زمینه سیاستگذاری برای ساترا و نظارت بر صوت و تصویر فراگیر، مشابه نسخههای قدیمی و ابتدایی هستند. این پژوهشگر اظهار میدارد: «با وجود تغییرات فنی، مطالب موجود بیوقفه تکرار میشوند و به نظر میرسد کسی بهروزرسانی آنها را بررسی نمیکند. نباید از نقش نخبگان، دانشجویان و متخصصان غافل شویم؛ مطالعات تطبیقی در این زمینه موجود است و مرکز پژوهشهای مجلس نیز بررسیهای مفیدی برای حمایت از حقوق کودکان و مقابله با کلاهبرداری ارائه کرده است. با این حال، بهجای بهبود، فقط تمرکز بر «کنترل شدید» وجود دارد.»
مرضیه ادهم در این مصاحبه به ابهامهای موجود در سیاستگذاریها اشاره کرده و میگوید: «اینترنت نه بهعنوان ابزاری برای ارتباط و شفافیت، بلکه بهعنوان عاملی مشکلساز تلقی میشود. به همین دلیل، قوانین شفاف و قابل فهمی طراحی نمیشود که شهروندان بتوانند از حقوق خود دفاع کنند. این قوانین با عباراتی مبهم مثل «صوت و تصویر فراگیر» نوشته میشوند، بدون اینکه مشخص کنند این عبارات دقیقاً چه مفهومی دارند. همچنین، با تعداد زیادی نهادها مانند شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی فضای مجازی مواجهایم، که این ابهام به نهادها اجازه کنترل بیشتری میدهد، در حالی که شهروندان از مراحل قانونی برای رفع فیلتر یا بهدست آوردن دسترسی آزاد مطمئن نیستند.»
### عقبماندگی از ادبیات جهانی تنظیمگری
در خصوص تفاوت رویکرد ایران با دیگر کشورها در زمینه نظارت بر اینترنت، ادهم میگوید: «فیلترینگ محدود که تنها برای مسائلی چون حقوق کودکان بهکار میرود در بسیاری از کشورها وجود دارد. در سطح جهانی مباحث عمیقی پیرامون حریم خصوصی و هوش مصنوعی مطرح است، اما ما با انواع اختلالات در سرعت و دسترسی به اینترنت نیز مواجه هستیم. این محدودیتها در نهایت چالش دسترسی به سایتهای خارجی را دوچندان میکند.»
وی همچنین تصریح میکند: «با وجود برقراری اینترنت در تمامی جنبههای زندگی، مباحث مربوط به نظارت و حریم خصوصی تنها مختص به کشور ما نیست و در سراسر جهان فرصتهای گفتوگو فراهم شده است. اما در ایران در مرحلهای متوقف شدهایم که حتی حقوق اولیه را هم هنوز بهطور کامل قبول نکردهایم. از اینرو، رویکرد تنظیمگری ما در سطحی پایینتر تعریف شده است که اینترنت بینالملل بهعنوان یک «انتخاب» مطرح میشود و نه الزام.»
ادهم در پایان بر این نکته تأکید میکند که مفهوم «سواد رسانهای» نیز تحت تأثیر این شرایط قرار دارد و سوالاتی در مورد مبنای آن مطرح میشود. «آیا این سواد بر پایه تفکر انتقادی است یا بر اساس رویکردی که همه نظرات غیر از سطح ما را نادرست میداند؟» به گفته او، با وجود اینکه این مسائل سالهاست در نهادهای بینالمللی مورد بحث قرار گرفته، ایران در این زمینهها بهنظر عقب مانده است و هنوز به درک درستی از جامعه شبکهای و پلتفرمها نرسیده است.











